به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "مردم سالاری دینی" در نشریات گروه "علوم سیاسی"

تکرار جستجوی کلیدواژه «مردم سالاری دینی» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • خلیل الله سردارنیا*، جمیل قریشی
    مقدمه

    استقرار نظام مردم سالاری دینی پس از انقلاب 1357، فصلی نو در تاریخ تحزب ایران گشود و هویتی ویژه به آن بخشید. این نظام، با امتزاج ارزش های اسلامی و مبانی مردم سالاری، عرصه ای خاص برای فعالیت احزاب تعریف نمود. با این حال، علی رغم وجود قانون احزاب و تکثر احزاب سیاسی، این نهادها نتوانسته اند آنچنان که شایسته است در توسعه ی سیاسی و تحقق آرمان های مردم سالاری دینی نقش آفرینی کنند. این پژوهش، با تمرکز بر بازه ی زمانی 1376 تا 1402، به واکاوی عوامل موثر بر این ناکارآمدی در چارچوب نظام مردم سالاری دینی می پردازد. پرسش بنیادین پژوهش آن است که چرا احزاب سیاسی در ایران، با وجود بستر قانونی و شمار فراوانشان، نتوانسته اند جایگاه بایسته ی خود را در نظام مردم سالاری اسلامی بازیابند و ثمرات مورد انتظار را به بار آورند؟ ضرورت این پژوهش از آنجا نشات می گیرد که بررسی موشکافانه و علمی موانع و چالش های فراروی احزاب، می تواند راهگشای ارائه راهکارهای عملی برای ارتقای نقش آنان در توسعه ی سیاسی و تحقق اهداف مردم سالاری دینی باشد.

    روش ها

    در دو بخش کتابخانه ای و میدانی، با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با دو گروه اساتید دانشگاه و کنشگران حزبی-مدنی و نیز مراجعه به چارچوب نظری پژوهش صورت پذیرفت. پرسش های نیمه ساختاریافته، مشتمل بر پانزده پرسش باز، مبنای کدگذاری باز و محوری و تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مقوله های تحقیق قرار گرفتند. بدین منظور، پس از گردآوری و تجمیع پاسخ ها، کدهای درون متن استخراج و دسته بندی شده و بر اساس آن ها، زیرمقوله ها و سپس مقوله های اصلی در قالب جداول جداگانه طراحی گردید. در این فرایند، برای اجتناب ازتکرار و حصول جامعیت،از رویکرد اشباع نظری داده استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها رامی توان در 4 سطح دسته بندی کرد: 1 آسیب های قانونی-ساختاری:محدودیت فضای فعالیت ناشی از تفسیرهای جانبدارانه قانون، فقدان قوانین جامع حزبی،موانع قانونی و محدودیت های حکومتی،نگاه امنیتی، نادیده انگاری نقش احزاب در انتخابات، تحدید آزادی بیان و ناکارآمدی سازوکارهای قانونی. 2 آسیب های درون سازمانی-رفتاری: تضعیف عملکرد و کاهش اعتماد عمومی به دلیل عدم بلوغ و روحیه حزبی، ضعف ارتباط با جامعه، اتکای صرف به شخصیت های منفرد، منفعت محوری، رقابت های مخرب، قانون گریزی، فقدان شفافیت مالی و دموکراسی درون سازمانی، ضعف در پاسخگویی و مدیریت اختلافات، رفتارهای متناقض، شعارزدگی، عدم انسجام تشکیلاتی، وابستگی به دولت یا قدرت های خارجی و فقدان آموزش کافی اعضا. 3 آسیب های ارتباط با جامعه: کاهش مشروعیت و مقبولیت ناشی از فاصله گرفتن از مردم، گسست با بدنه اجتماعی، بی توجهی به نظرات مردم، عدم ورود به حل مسائل، عدم همراهی با اعتراضات، بی اعتمادی به احزاب و نهادهای مدنی، بی اعتباری نخبگان و ضعف در شبکه سازی موثر. 4 دیگر آسیب ها: تشدید شکاف و ممانعت از تعامل سازنده به دلیل عدم تلاش برای گفتگو و تعامل نهادینه، محافظه کاری احزاب، انسداد مسیر انتخابات، حذف نهادهای مدنی مستقل و بی توجهی حاکمیت به مطالبات مدنی.تحلیل می باشد.

    نتیجه گیری

    تحلیل راهکارهای پیشنهادی اساتید دانشگاه، پژوهشگران و کنشگران حزبی و مدنی نشان می دهد برون رفت از چالش های کنشگری حزبی و مدنی در ایران مستلزم رویکردی جامع و چندبعدی در ابعاد ساختاری، قانونی، رفتاری و ارتباطی است که حول محورهای تقویت ارتباط با جامعه و اعضا (از طریق تعهد به ارتباط مستمر، نمایندگی خواسته های عمومی، شفافیت عملکرد و ایجاد شعبات حزبی)، افزایش شفافیت و پاسخگویی (از طریق الزام قانونی، سازوکارهای درون سازمانی، شفافیت در عملکرد و ایجاد فرآیندهای نظارتی)، رفع موانع قانونی و ساختاری (از طریق رفع محدودیت های قانونی، تقویت مالی احزاب، نهادینه سازی تحزب گرایی و دسترسی به رسانه ها)، تغییر نگرش حاکمیت و ترویج فرهنگ تحزب و دموکراسی (از طریق اراده سیاسی، تعامل با احزاب، تمکین از تضارب آرا و اصلاح قانون اساسی) و سایر موارد (شامل کنار گذاشتن رقابت های منفی، آموزش دانش سیاسی، استقلال مالی، اخلاق محوری و تحقق وعده های انتخاباتی) متمرکز است. این رویکرد جامع، اصلاح ساختارها و قوانین، تقویت احزاب و نهادهای مدنی و تغییر نگرش ها و فرهنگ سیاسی جامعه را هدف قرار می دهد

    کلید واژگان: ایران, آسیب شناسی حزبی, توسعه سیاسی, مردم سالاری دینی, کنشگری حزبی-مدنی
    Khalil Sardarnia *, Jamil Ghoreyshi
    Introduction

    The establishment of the Islamic Republic following the 1979 revolution (1357 in the Iranian calendar) marked a new chapter in the history of political parties in Iran, endowing them with a distinct identity. By combining Islamic values with democratic principles, this system defined a unique framework for party activities. However, despite the existence of party laws and the formation of numerous political organizations, these entities have failed to play an effective role in advancing political development and achieving the ideals of Islamic democracy. This study, focusing on the period from 1997 to 2023 (1376-1402), seeks to explore the factors contributing to this ineffectiveness within the context of the Islamic Republic. The central research question is: why, despite the presence of a legal framework and the large number of political parties, have they been unable to secure their proper place within the Islamic democratic system or deliver the expected outcomes? This research is significant because a systematic and scientific analysis of the obstacles and challenges confronting political parties can pave the way for practical solutions to enhance their role in political development and the realization of Islamic democratic goals.

    Methods

    Data collection was carried out in two phases: library research and fieldwork. The fieldwork involved conducting semi-structured interviews with two groups: university professors and party-civic activists. This was supplemented by an extensive review of existing literature and the theoretical framework of the study. The semi-structured interview protocol consisted of fifteen open-ended questions, which formed the basis for open and axial coding and qualitative content analysis, facilitating the extraction of research categories. After gathering and compiling the responses, in-text codes were identified and categorized. These categories were then developed into subcategories, which ultimately led to the formation of main categories. The results for each group were presented in separate tables. Throughout this process, the principle of theoretical data saturation was applied to ensure comprehensiveness and prevent redundancy.

    Results and Discussion

    The findings, derived from expert opinions, indicate that party and civil activism in Iran faces multifaceted, deeply rooted structural challenges, which can be categorized into four main levels: 1) Legal and Structural Challenges: These include limited space for party activities due to biased legal interpretations, the absence of comprehensive party laws, legal restrictions, government-imposed limitations, a security-driven perspective on political activism, the lack of recognition of parties’ roles in elections, restrictions on freedom of expression, and the inefficiency of legal mechanisms. 2) Internal Organizational and Behavioral Challenges: These encompass weakened party performance and declining public trust due to the lack of party maturity, insufficient engagement with society, reliance on individual leaders, opportunistic behavior, hostile rivalries, disregard for legal norms, lack of financial transparency, absence of internal democracy, poor accountability and conflict management, contradictory actions, overreliance on slogans, weak organizational cohesion, dependence on government or foreign entities, and inadequate training of party members. 3) Challenges in Communication with Society: These involve diminished legitimacy and public acceptance due to a disconnect from the populace, weakened ties with the social base, neglect of public opinion, failure to address societal issues, lack of solidarity with protests, public distrust of political parties and civil institutions, discrediting of intellectual elites, and ineffective networking. 4) Challenges in Relations with the Ruling Establishment: These include a growing gap and lack of constructive interaction caused by insufficient efforts to promote dialogue, the absence of institutionalized communication mechanisms, party conservatism, the closure of electoral channels, suppression of independent civil institutions, and the ruling establishment’s disregard for civil demands.

    Conclusion

    The analysis of solutions proposed by university professors, researchers, and party-civic activists suggests that overcoming the challenges faced by political parties and civil activism in Iran requires a comprehensive, multidimensional approach encompassing structural, legal, behavioral, and communicative reforms. Key recommendations include: Strengthening Communication with Society and Party Members: This can be achieved by ensuring continuous engagement with the public, representing public demands, promoting transparency in party operations, and establishing local branches. Enhancing Transparency and Accountability: Legal obligations, internal mechanisms for accountability, transparent performance, and oversight processes are essential to improve party credibility. Removing Legal and Structural Obstacles: This involves eliminating restrictive laws, financially empowering political parties, institutionalizing party politics, and ensuring media access. Changing Government Attitudes and Promoting a Culture of Party Politics and Democracy: Political will, fostering dialogue with parties, respecting diverse opinions, and amending constitutional provisions are necessary steps. Other Recommendations: These include ending negative rivalries, providing political education, ensuring financial independence for parties, promoting ethical practices, and fulfilling election promises. This comprehensive approach aims to reform existing structures and laws, strengthen political parties and civil institutions, and foster changes in societal attitudes and the political culture.

    Keywords: Iran, Party Pathology, Political Development, Religious Democracy, Party-Civic Activism
  • سید زکریا محمودی رجا*، محمد عابدی اردکانی، سید یزدان هاشمی اصل، محمد زارگزی
    این پژوهش باهدف بررسی و تحلیل دلایل ناکامی فعالیت احزاب سیاسی در ایران (سال های 1392-1368) با تکیه بر فرهنگ سیاسی نخبگان و تعامل ساختار/کارگزار نگاشته شد. در الگوی حکمرانی دموکراتیک، احزاب سیاسی با پذیرش انتخابات عمومی تولد یافتند و از آن ها به عنوان فرزندان دموکراسی، بسترساز چرخش مسالمت آمیز قدرت و گردش نخبگان، مشارکت سیاسی نظام مند شهروندان و... یادشده است؛ لذا در توسعه سیاسی دولت ها نقش موثر دارند. تاکید ساختار حکمرانی و قانون اساسی بر مشارکت و رقابت سیاسی قانونی و عدم تثبیت و نهادینه نشدن فعالیت حزبی، چالش چندبعدی است که می تواند قواعد بازی های سیاسی و به تبع آن ثبات سیاسی، امنیت ملی و ماهیت حکمرانی را با چالش جدی مواجه سازد؛ ازاین رو ضروری است این مسئله ی پیچیده و تودرتو مورد بازبینی و بازخوانی انتقادی قرارگیرد که چرا کارکرد احزاب سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، طی سال های 1368 1392 با ناکامی مواجه شدند؟یافته های پژوهشی با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای اسنادی و بهره گیری از چارچوب نظری ساخت یابی گیدنز حاکی از این بود که در ناکامی و شکست سازوکارهای حزبی در جمهوری اسلامی ایران، محورهای مختلفی نقش دارند. فرهنگ سیاسی نخبگانی اما مولفه ای موثرتر بوده است. نخبگان سیاسی در ایران بدون آگاهی از کارویژه های حزبی ، بافت و ساخت خاص جامعه ، متاثر از شرایط مقطعی و در دست گرفتن قدرت سیاسی، سازمان های حزبی تاسیس کردند؛ بنابراین احزاب سیاسی نه تنها کارویژه های اصلی خود را در ساختار سیاسی اجتماعی جامعه از دست دادند بلکه به بی اعتمادی نهادی در سطح رقابت های سیاسی منتهی شده اند.
    کلید واژگان: تحزب, مردم سالاری دینی, نخبگان سیاسی, فرهنگ سیاسی, دولت
    Sayyed Zakarya Mahmoodiraja *, Mohhamad Abedi Ardakani, Seyyed Yazdan Hashemi Asl, Mohhamad Zargazei
    The present study aims to examine and analyze the reasons for the failure of political party activities in Iran during the years 1368 to 1392, with a focus on the political culture of elites and the interaction of structure/agency. In the model of democratic governance, political parties emerged from the acceptance of public elections and are regarded as the progeny of democracy, facilitating peaceful power transitions, elite rotation, and organized political participation of citizens. Therefore, they play a significant role in the political development of states. The emphasis of governance structures and the constitution on legal political participation and competition, alongside the instability and institutionalization of party activities, presents a multidimensional challenge that can seriously disrupt the rules of political games and, consequently, political stability, national security, and the nature of governance. Thus, it is essential to critically review and examine the complex and intertwined issues surrounding why the function of political parties in the Islamic Republic of Iran faced failure from 1368 to 1392. The research findings, using a descriptive-analytical method and utilizing library-documentary resources along with Giddens' structuration theory framework, indicate that various factors contribute to the failure of party mechanisms in the Islamic Republic of Iran. The political culture of elites, however, has proven to be a more influential factor. Political elites in Iran, unaware of the party's functions and the specific social context, influenced by temporary conditions and the pursuit of political power, established party organizations. Therefore, political parties not only lost their primary functions within the socio-political structure of society but also led to a lack of institutional trust at the level of political competition.
    Keywords: : Partisanship, Religious Democracy, Political Elites, Political Culture, State
  • حسین بشری خاوه*، محمدصادق نصراللهی

    مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به الگوی مطلوب مشارکت مردم در حکمرانی فضای مجازی و سوال اصلی آن نیز بدین صورت است: براساس مبانی نظری مردم سالاری دینی، الگوی مطلوب حکمرانی فضای مجازی چیست؟ به منظور یافتن پاسخ این سوال، داده های موردنیاز به شیوه مصاحبه با خبرگان و بررسی منابع کتابخانه ای، گردآوری شده و با روش داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری خبرگان در این پژوهش، مجموعه سیاست گذاران، مدیران اجرایی، اساتید دانشگاه و پژوهشگران مرتبط با حوزه حکمرانی فضای مجازی در ایران بوده که به روش نمونه گیری نظری، با 12 نفر از آنان مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. یافته های گردآوری شده طی 3 مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شده و روایی و پایایی فرآیند پژوهش نیز بر اساس چهار معیار انطباق، قابلیت فهم، تعمیم و کنترل، مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با در نظر گرفتن تفاوت های حکمرانی فضای مجازی با حکمرانی فضای فیزیکی -که ناشی از عوامل زمینه ای یعنی اقتضائات خاص این فضاست- تحقق مردم سالاری دینی در حکمرانی فضای مجازی، از طریق «فراحکمرانی» امکان پذیر است. لذا «فراحکمرانی مردمی دین مدارانه»، ترکیبی از سه الگوی حکمرانی سلسله مراتبی در لایه زیرساخت، حکمرانی بازار در لایه خدمات و حکمرانی شبکه ای در لایه محتوای فضای مجازی است که توسط اصول مردم سالاری دینی احاطه شده و به دنبال تحقق غایات آن است. بازیگران دخیل در این الگو، حکومت، شرکت های خصوصی، اصناف و اتحادیه های بخش خصوصی، نهادهای متشکل مردمی، والدین وکاربران هستند که از طریق سه ابزار سیاستگذاری، تنظیم گری و اجرا در فرآیند حکمرانی مشارکت می کنند.

    کلید واژگان: حکمرانی مردمی, فضای مجازی, مردم سالاری دینی, الگوی پارادایمی, فراحکمرانی
    Hossein Bashari Khaveh *, Mohammadsadeq Nasrollahi

    The main issue of this research is to achieve the desired model of people's participation in cyberspace governance and its main question is as follows: based on the theoretical foundations of religious democracy, what is the ideal model of cyber space governance? In order to find the answer, the required data were collected through interviews with the experts and documentary methods, and analyzed with using Grounded Theory method. The statistical community of experts in this research is a collection of policymakers, executive managers, university professors and researchers related to the field of cyberspace governance in Iran, and a semi-structured interview was conducted with 12 of them using theoretical sampling. The findings collected during 3 stages of open, central and selective coding were analyzed and the validity and reliability of the research process was evaluated and confirmed based on the four criteria of compliance, comprehensibility, generalization and control. The findings of this study show that by considering the differences between cyberspace governance and physical space governance that are emergent of the contextual factors (namely the specific features of this space), the realization of the religious democracy theory in cyberspace governance is possible through a meta-governance. The result of this research is that The Religious and Peopleized Model of Meta-Governance is a combination of three governance models: hierarchical governance model in the infrastructure layer, market governance model in the service layer, and network governance model in the content layer, that surrounded by the principles of the religious democracy theory.

    Keywords: Peopleized Governance, Cyberspace, Religious Democracy, Paradigm Model, Meta-Governance
  • سید مصطفی موسوی *، سید محمدهادی راجی

    یکی از مهم ترین نظریات مطرح شده در بستر نظام اجتماعی ایران، نظریه «مردم سالاری دینی» است که در گام نخست، از جانب امام خمینی1 با عنوان «جمهوری اسلامی» مطرح شد و نظام سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی با محوریت این نظریه شکل گرفت. پژوهش ها و فعالیت های گوناگونی با محوریت تبیین مبانی مردم سالاری دینی انجام گرفته و آن را صورت بندی نموده است. هدف این پژوهش که با روش تحلیلی توصیفی انجام گرفته است، بررسی تحلیلی مردم سالاری دینی، در قرائتی است که آیت الله خامنه ای از دین ارائه داده اند. این قرائت در چارچوب نظام فکری ایشان و در دو لایه جهان بینی و ایدئولوژی تبیین شده است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش آن است که جایگاه مردم سالاری دینی در صورت بندی اصول جهان بینی و ایدئولوژی اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای چیست؟ نگارندگان این مقاله معتقدند که در نظام فکری آیت الله خامنه ای، مردم سالاری دینی به منظور تحقق هدف حاکمیت اسلام تبیین شده و در نظام فکری ایشان با محوریت «ولایت» سامان یافته است؛ ولایتی چندجانبه که پیوستگی مردم با یک دیگر، پیوستگی امت با امام و در نهایت، پیوستگی امت با حضرت حق را به ارمغان خواهد آورد.   

    کلید واژگان: مردم سالاری دینی, آیت الله خامنه ای, نظام فکری, جهان بینی, ایدئولوژی, جمهوری اسلامی
    Seyed Mostafa Mousavi *, Seyed Mohamad Hadi Raji

    One of the most important theories proposed in the context of Iranian social system is the theory of “religious democracy,” which was initially introduced by Imam Khomeini as the “Islamic Republic”, and the Iran’s political system was shaped after the Islamic Revolution based on this theory. Researches and various activities have been carried out with a focus on explaining the foundations of religious democracy, and on formulating it. Drawing upon the analytical-descriptive method, the aim of this research is to analytically examine religious democracy in terms of an interpretation presented by Ayatollah Khamenei. This interpretation (reading) is explained within the framework of his intellectual system through the two layers of worldview and ideology. Accordingly, the main question of the research is, “What is the role of religious democracy in formulating the principles of Islamic worldview and ideology from the perspective of Ayatollah Khameneī?’ The authors of this article hold the view that, in Ayatollah Khamenei’s intellectual system, religious democracy is explained for the realization of the goal of Islamic governance, and in his intellectual system, it has taken shape around the central theme of wilāyah, “guardianship”; a multi-faceted guardianship that will bring about the unity of people with each other, the unity of the Ummah (Islamic Community) with the Imam, and ultimately, the unity of the Muslim community,Ummah, with the Truth.

    Keywords: Religious Democracy, Ayatollah Khamenei, Intellectual System, World-View, Ideology, Islamic Republic
  • مسعود کاویانی، علی شیرخانی*، مقصود رنجبر

    مردم سالاری دینی از مهمترین دغدغه های امروزین جامعه فرهیختگانی است. این نظریه از انقلاب مشروطه در ادبیات سیاسی ایران جلوه گر، و پس از انقلاب اسلامی به عنوان پاسخ به پرسش از مشروعیت این نظام تثبیت شد.(پیشینه). با این حال این نظریه همواره مورد مناقشه بوده است؛ عده ای با تمسک به مولفه های لیبرال دموکراسی، آن را فاقد معیارهای مردم سالار و برخی نیز با توجه به مولفه هایی از قبیل مشارکت، رضایت مردم و تقسیم قوا آن را بهترین الگوی مردم سالاری می دانند (مساله). شهید مطهری از جمله متفکران نوگرا و معرفت اندیشی است که درباره مردم سالاری دینی نظریه پردازی کرده است. از آنجا که وی مهمترین نظریه پرداز انقلاب به شمار می آید، شایسته است نظریه ی این متفکر واکاوی شود.مقاله حاضر با روش تحلیلی انتقادی مبتنی بر هرمنوتیک مولف محور قصدگرای اسکینر در صدد نقد و بررسی این نظریه است (روش)؛ و به طور مشخص در پی آن است که این نظریه مبتنی بر چه اصولی است و چه نقدی برآن وارد است؟ (سوال). این نظریه، مردم سالاری را به مثابه روش قلمداد کرده و با تاکید بر امکان مردم سالاری دینی، شان نظارتی برای ولی فقیه قائل است (فرضیه). یافته ها حاکی از آن است که بر اساس نظریه شهید مطهری دو موضوع آزادی و نقش مردم در حکومت از اهمیت بالایی برخوردار است اما جایگاه و عملکرد ولی فقیه به عنوان یکی از ارکان مردم سالاری دینی دارای ابهام است (یافته).

    کلید واژگان: مردم سالاری دینی, حکومت دینی, انقلاب اسلامی, ولی فقیه, شهید مطهری
    Masoud Kaviani, Ali Shirkhani *, Maqsood Ranjbar

    Religious democracy is one of the most important concerns of today's cultured society. This theory was first proposed in the political literature of Iran during the Constitutional Revolution, and after the Islamic Revolution, it was established as a response to the question of the legitimacy of this system (background). However, this theory has always been disputed; while some, insisting on the components of liberal democracy, consider it to be lacking in democratic standards, others consider it to be the best model of democracy due to factors such as participation, people's satisfaction, and division of powers (problem). Martyr Muṭahharī is one of the modernist thinkers who has theorized about religious democracy. Given that he is considered the most important theoretician of the Revolution, it is appropriate to examine the theory of this thinker. The present article aims to critically analyse this theory with the critical analytical method based on Skinner's authorial intentionalism hermeneutics (method), and it specifically seeks to identify the principles on which this theory is based and analyse it critically (question). This theory considers democracy as a method and by emphasizing the possibility of religious democracy, it assigns a supervisory role to the Guardian Jurist (hypothesis). The findings indicate that according to the theory of Martyr Muṭahharī, the issues of freedom and the role of the people in the government are of great importance. However, the position and function of the Guardian Jurist as one of the pillars of religious democracy remains ambiguous (findings).

    Keywords: Religious Democracy, Religious Government, Islamic Revolution, Guardian Jurist, Martyr Muṭahharī
  • صدرالدین موسوی جشنی، علی اکبر بختیاری*، عباس کشاورز شکری
    در عصر حاضر، ناکامی بسیاری از نظام های نودموکراتیک عمدتا به این مسیله برمی گردد که سیاستمداران این جوامع تصور می کردند با ایجاد چند نهاد حزبی و پارلمانی قادر به تاسیس مردم سالاری بوده و از تعمیق آن در سطوح پایینی جامعه غفلت ورزیدند. این در حالی است که به اعتقاد برخی از اندیشمندان سیاسی، مردم سالاری صرفا یک شیوه حکومت نبوده بلکه نوعی زیست و سلوک سیاسی و اجتماعی است. آراء آیت الله خامنه ای نشان می دهد که ایشان به مفهوم مردم سالاری دینی نگاه وسیع تری داشته و این مفهوم را به مثابه یک شیوه زیست اجتماعی در نظر می گیرند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش اجتهادی، پاسخ به این سوال است که مفهوم و مولفه های مردم سالاری دینی به مثابه شیوه زیست، چیست؟ مبتنی بر رهیافت فوق، الگوی مردم سالاری دینی عبارت است از شیوه زندگی مردمی که در چهارچوب قوانین و آموزه های اسلامی، در تمامی عرصه های زیست اجتماعی و در کلیه فرآیندهای تصمیم سازی/گیری، اجرا و نظارت مشارکت فعال داشته باشند. مولفه های شناسایی شده الگوی مردم سالاری به مثابه زیست اجتماعی عبارت اند از: مشارکت فعال و گسترده در تمامی عرصه ها، تعاون و همیاری، تمرکززدایی، مشورت و گفتگوی آزاد در حوزه عمومی، بسط جامعه مدنی و حلقه های میانی و امربه معروف و نهی از منکر.
    کلید واژگان: مردم سالاری, مردم سالاری دینی, شیوه زیست, دموکراسی
    Sayyed Sadrodin Moosavi Jashni, Aliakbar Bakhtiari *, Abbas Keshavarz
    In today's era, the failure of many neo-democratic systems is mainly due to the fact that the politicians of these societies thought they were able to establish democracy by creating a few party and parliamentary institutions and neglected to deepen it at the lower levels of society. This is despite the fact that, according to some political thinkers, democracy is not just a form of government, but a way of life and political and social conduct. By following the opinions of Ayatollah Khamenei, we found that he has a broader view of the concept of religious democracy and considers this concept as a way of social life. Therefore, the purpose of the present fundamental research, using the ijtihad method, is to answer the question, what are the concept and components of religious democracy as a way of life? Based on the above approach, the model of religious democracy is the method and way of life of the people who, within the framework of Islamic laws and also based on Islamic teachings, in all areas of social life - including politics, economy, culture, science and knowledge, etc. Active participation in all decision-making, implementation and monitoring processes. The identified components of the model of democracy as life are: active and extensive participation in all areas of life and society, cooperation and cooperation, decentralization, free consultation and dialogue in the public sphere, expansion of civil society and middle circles, and the prohibition of evil.Based on the above approach, the model of religious democracy is the method and way of life of the people who live within the framework of Islamic laws and also based on Islamic teachings, in all areas of social life - including politics, economy, culture, science and knowledge, etc. - have active presence and participation in all decision-making/making, implementation and monitoring processes. The identified components of the model of democracy as life are: active and extensive participation in all areas of social life, cooperation and assistance, decentralization, free consultation and dialogue in the public sphere, the development of civil society. And the middle circles and enjoining good and forbidding evil.
    Keywords: Religious Democracy, Lifestyle, Democracy
  • سید محمدرضا محمودپناهی*
    با توجه به اهمیت ملت سازی و ضرورت تدوین الگوی ویژه جامعه سازی در نقشه راه پنج مرحله ای تمدن نوین اسلامی در این پژوهش الگوی جامعه پردازی در نظام مردمسالاری دینی بر اساس مفاد بیانیه گام دوم بررسی می شود. پرسش اصلی این است که الگوی جامعه پردازی در بیانیه گام دوم چه شاخصه هایی دارد؟ این پژوهش در چارچوب نظریه نظام انقلابی و با ابزار کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری و تحلیل داده ها می پردازد. بر اساس دستآوردهای این مقاله الگوی جامعه پردازی نظام مردم سالاری دینی در بیانیه گام دوم متفاوت از الگوی جامعه پردازی دولت- ملت غربی و در جهت الگوی جامعه پردازی ملت-امت اسلامی است، در این الگو از جامعه پردازی؛ پیشرفت همه جانبه جامعه بر پایه الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی آغاز و با تقویت همزمان هویت ملی و اسلامی؛ ارتقاء رفاه و پیشرفت اقتصادی، مبارزه با فساد و برقراری عدالت، دولت سازی کارآمد در چارچوب مردمسالاری دینی محقق می شود و با تعاملات منطقه ای و ایجاد اجماع امت اسلامی زمینه تاسیس تمدن نوین اسلامی را فراهم می آید.
    کلید واژگان: جامعه پردازی, ناسیونالیسم, مردم سالاری دینی, تمدن نوین اسلامی, ملت-امت, بیانیه گام دوم
    Seyed Mohammadreza Mahmoudpanahi *
    Considering the importance of nation building and the necessity of developing a special model of community building in the 5-stage road map of the new Islamic civilization, in this research, the model of community building in the religious democracy system is examined based on the provisions of the second step statement. The main question is, what are the characteristics of the socialization model in the statement of the second step? This research collects and analyzes data within the framework of revolutionary system theory and with library tools and descriptive-analytical methods. Based on the findings of this article, the model of socialization of the religious democracy system in the second step statement is different from the model of socialization of the nation-state of Western civilization and is in the direction of the model of socialization of the Islamic Ummah-nation and all-round progress of the society starts and with the simultaneous strengthening of the national and Islamic identity and efficient state-building is realized.
    Keywords: Socialization, nationalism, Religious Democracy, Modern Islamic Civilization, nation-nation, Statement of the Second Step
  • خسرو شمسائی، رسول برجیسیان *، سعید میرترابی

    لیبرال دموکراسی با ترکیبی ناهمگون از لیبرالیسم فردگرا و دموکراسی جمع گرا و با ترجیح منافع فرد بر مصالح جمع، خود را در معرض بحران های متعددی، از جمله بحران سیاسی قرار داده است. این نوشتار با روش کیفی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی و در چارچوب نظریه بحران «توماس اسپریگنز» سعی در بیان این مطلب دارد که اولا، این نظام سیاسی هم اینک بایک بحران سیاسی از نوع بحران توزیع روبرو است (بیان بی نظمی) که ظهور احزاب کارتلی و انحصارگرا از نشانه های آن به شمار می رود (نشانه بی نظمی). این بحران معلول تعارض منافع میان رای های اعلامی، یعنی مردم و راس های اعمالی، یعنی نخبگان حاکم می باشد (علل بی نظمی) و راهکار برون رفت از آن را در اصلاح ساختار سیاسی قدرت از طریق اعلامی شدن نقش نخبگان در راس دموکراسی با الگوگیری از ساختار قدرت و بویژه نقش و جایگاه ولی فقیه در راس نظام مردم سالاری دینی می داند (راهکار).

    کلید واژگان: لیبرال دموکراسی, احزاب کارتلی, ولایت فقیه, مردم سالاری دینی
    khosro Shamsaei, Rasul Berjisian*, Seyed Saeed Mirtrabi Hosseini

    Liberal Democracy, with its conflicting combination of Individualistic liberalism and Collectivist democracy and by preferring Individual interests over Collective interests, has exposed itself to a number of crises, including a political crisis that seems to be rooted in a conflict of interest between the people and the ruling elite. In the cofntext of Thomas Spriggens' theory of crisis, this article argues that, first, issues such as prioritizing individual freedoms and rights over democracy and collective rights, as well as the monopoly of political parties and their becoming state and cartel parties, are the most important signs. There are political crises in liberal democracies. Secondly, this crisis is the result of a conflict of interests between the votes (people) and the heads (ruling elites), and finally, the religious democracy based on the principle of Guardianship of the Islamic jurist, both in theory and in practice, is a response to these crises.

    Keywords: Liberal Democracy, Cartel Parties, Velayat-e-Faghih, Religious Domecracy
  • سید محمدرضا مرندی*، فاطمه صفدری

    در جریان انقلاب اسلامی ایران، ابتدا شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» مطرح گردید این شعار در آذر ماه 1357 از سوی رهبران انقلاب، به « استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تغییر یافت. این تغییر، حکایت از وجود اعتقاد توامان به حکومت دینی و مردم سالاری در اندیشه امام خمینی (ره) و دیگر رهبران انقلاب اسلامی؛ همچون آیت الله بهشتی می کند. نقطه عطف این امر، تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران در12 فروردین 1358 بود که آیت الله بهشتی یکی از شخصیت های تاثیرگذار در تاسیس و تدوین قانون اساسی آن بوده است. ما در این نوشتار به بررسی نظریه مردم سالاری دینی در اندیشه وی پرداختیم. پس از بررسی مقوله نظام سیاسی در اندیشه آیت الله بهشتی و مقایسه داده ها با چهارچوب های مطرح برای نظام مردم سالاری دینی، نتایج و یافته های تحقیق بیانگر اعتقاد به مبنای مشروعیت الهی- مردمی در نظریه مردم سالاری دینی در اندیشه آیت الله بهشتی است. روش تحقیق ما در این مقاله، توصیفی- تحلیلی بوده است و از شیوه کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات استفاده کرده ایم.

    کلید واژگان: مردم سالاری دینی, امت, امامت, آیت الله بهشتی, مشروعیت الهی- مردمی, ولایت فقیه
    Sayyed MohammadReza Marandi *, Fatemeh Safdari

    During the Iranian Islamic Revolution, the slogan "Esqlal, Freedom, Islamic Government" was first raised. This slogan was changed to "Esqlal, Freedom, Islamic Republic" by the leaders of the revolution in December 1357. This change is an indication of the twin belief in religious government and democracy in the thought of Imam Khomeini (RA) and other leaders of the Islamic Revolution. He does like Ayatollah Beheshti. The turning point of this was the establishment of the Islamic Republic of Iran on April 12, 1358, in which Ayatollah Beheshti was one of the influential figures in the establishment and drafting of its constitution. In this article, we examined the theory of religious democracy in his thought. After examining the category of political system in the thought of Ayatollah Beheshti and comparing the data with the proposed frameworks for the religious democratic system, the results and findings of the research indicate the belief in the basis of divine-popular legitimacy in the theory of religious democracy in the thought of Ayatollah Beheshti. Our research method in this article has been descriptive-analytical and we have used the library method to collect information.

    Keywords: Religious Democracy, Ummah, Imamate, Ayatollah Beheshti, divine-popular legitimacy, religious authority
  • یوسف فتحی*
    هدف
    حاکمیت دموکراتیک یک خواسته عمومی در دوره جدید است. نظام های غیر دموکراتیک در معرض سقوط و انقراض هستند. تمایز آنها در تعیین کنندگی و دخالت رای مردم است. هدف مقاله پیش رو، بررسی جایگاه جمهوریت در دیدگاه رهبری است.
    روش شناسی پژوهش: برای کشف مولفه های جمهوریت در آثار رهبری با روش تحلیل مضمون، همه آثار ایشان در حد اشباع داده های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند. ابتدا متون با دقت چندین بار مطالعه و عبارات مربوط استخراج شدند. سپس مضامین تحقیق در قالب مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر تعیین و جهت ارزیابی در اختیار متخصصان قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های تحقیق در قالب جداول مضامین پایه، سازمان دهنده، فراگیر و شبکه مضامین نشان دادند که: 1- نظام سیاسی اسلام، دو ساحت دارد، ساحت الهی (ساحت صفات) و مردمی (ساحت انتخاب) که رابطه ارگانیک دارند و نافی یکدیگر نیستند. 2- خواست و اراده مردم، نقش کلیدی در جمهوری اسلامی دارد و منطق آن از نظام دموکراسی سکولار متمایز است. 3- حاکمیت قانون وجه مشخصه نظام مردم سالار و تامین کننده حقوق مردم است. 4- مردم صرفا مکلف به تبعیت نیستند، بلکه حق اساسی در ایجاد حاکمیت و نظارت بر عملکرد کارگزاران در تمام سطوح دارند.
     
    نتیجه گیری
    بررسی شش مولفه اساسی جمهوریت (مشروعیت، حاکمیت قانون، مشارکت مردم، برابری سیاسی، حقوق و آزادی ها) در بیانات رهبری نشان داد که اندیشه سیاسی وی در باب نقش مردم به قرایت سوم در برابر دو ذهنیت ابزار انگاری مردم یا ابزار انگاری دین نزدیک است. مستندات از آثار ایشان در تضاد با دو قرایت مذکور هستند.
    کلید واژگان: آیت ا...خامنه ای, مردم سالاری دینی, مردم, قانون, مشروعیت
    Yousof Fathi *
    Purpose
    Democracy is a public demand in the new ages and non-democratic Systems are on the verge of collapsing. These two systems have main differences from one another. The problem of this article is the state of Republicanism from the perspective of Ayatollah Khamenei.
    Method
    In order to discover the components of republicanism, His works have been investigated with thematic analysis method
    Findings
    The findings of the research, formed of tables of basic, organizer, comprehensive themes and network of themes are showed that: A- The legitimacy of the political system of Islam has two areas, the divine area (the area of attributes) and the people's area (the area of recognition and election), which have an organic relation and do not operate one another. B- People's will plays a key role and its logic is different from the secular democratic systems. C- Legality is its fundamental trait which provides people’s rights. D. People are not only obliged to obey, but they have the right to create governance and monitor the performance of agents at all levels. E- Agents are accountable for their performance. F- The positions are temporary, the agents are directly and indirectly elected by the people.Consequence: Explanation the components of Republicanism from Ayatollah Khamenei's point of view can change the social and organizational approach in the field of decision-making and a step towards ending the challenge of the relation between Republicanism and Islamism. The documents of his works are in conflict with two readings of the relation between people and religion (Instrumentation of people and Instrumentation of religion)
    Keywords: Ayatollah Khamenei, religious democracy, People, Law, Legitimacy
  • مسعود کاویانی، علی شیرخانی*، مقصود رنجبر

    مردم سالاری دینی الگویی جدید از حکومت دینی است که آن را برخی اندیشوران دینی نوگرا در قرن بیستم مطرح کردند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ظهوریافت. این نظریه با وجود نو بودن و سازگاری با مبانی دینی، هنوز نتوانسته به عنوان یک الگو در جهان اسلام جلوه کند و به رغم مهم بودن، پژوهش چندانی درباره آن صورت نگرفته است. (پیشینه) در این باره این پرسش مطرح است که با نگاه موردی به اندیشه های سید قطب، اندیشه های سلفی و بنیادگرا چه نقشی فراروی گسترش مردم سالاری دینی در جهان اسلام ایفا کرده اند. (مسیله) این پژوهش مهمترین چالش فراروی گسترش مردم سالاری دینی در جهان اسلام را برخی اندیشه های سلفی مبتنی بر خلافت می داند. (فرضیه) به طورخاص اندیشه مبتنی بر ظاهرگرایی، عقل ستیزی و تقدیرگرایی سید قطب که با مفاهیمی مانند جاهلیت، جهاد ابتدایی وخلافت عجین شده، نقش مستقیمی در ایجاد و گسترش این چالش داشته است. این مقاله درصدد است با استفاده ازروش شناسی هرمنوتیک مولف محور (روش)، ضمن بررسی و نقد اندیشه سیاسی سید قطب و تبیین نفوذ اندیشه سیاسی وی در گروه ها و جریان های سلفی تکفیری، نشان دهد یکی از چالش های پیش روی گسترش مردم سالاری دینی در جوامع اسلامی، اندیشه های سلفی و بنیادگرایانه است. با این حال، می توان با تکیه بر اسلام سیاسی مبتنی بر عقلانیت و اجتهاد و همافزایی با برخی گروه های متعادل جهان اسلام، بر مشکلات فراروی گسترش این پدیده فایق آمد. (یافته)

    کلید واژگان: اسلام سیاسی, حکومت دینی, انقلاب اسلامی, مردم سالاری دینی, سید قطب, سلفی گری
    Masoud Kaviani, Ali Shirkhani *, Maghsood Ranjbar

    Religious democracy is a new model of religious government that was proposed by some modernist religious thinkers and emerged after the victory of the Islamic revolution. In spite of the modernity of this theory, it has not yet been able to show the degree of Islam; And not much research has been done on why. (Background) In this regard, we are faced with the question of what effect the Salafist and fundamentalist ideas branched off from Sayyid Qutb's thoughts have had on the non-expansion of religious democracy in Islamic societies. The challenge facing the expansion of religious democracy in the Islamic world is, in addition to liberalist ideas, Salafist ideas based on the opposite. The thought based on appearanceism, anti-rationalism and fatalism of Seyyed Qutb, which is mixed with concepts such as ignorance, elementary jihad and caliphate, has had a direct role in creating and expanding this challenge. ) while criticizing Seyed Qutb's political thought and the influence of his political thought in Salafi-Takfiri groups and currents, show that one of the challenges facing the expansion of religious democracy is Salafi and fundamentalist ideas. And it is possible to overcome the challenge of expanding this modern religious model by relying on political Islam based on rationality and ijtihad and synergy with the balanced groups of the Islamic world.

    Keywords: Political Islam, religious government, Islamic Revolution, Religious Democracy, Sayyid Qutb
  • ویدا رشیدی مفرد، فائزه ناطقی*، فرانک سیدی
    هدف

    هدف این مقاله، «شناسایی مولفه های مربوط به مردم سالاری دینی و بررسی جایگاه آن در برنامه درسی دوره متوسطه اول» می باشد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی می باشد که با رویکردهای تحلیل محتوا و تحلیل مضمون انجام شده است. 

    جامعه آماری شامل

    کتب، مقالات، پایان نامه و رساله مرتبط با مفهوم مردم سالاری دینی (به تعداد 358 مورد که از بااستفاده از نمونه گیری هدفمند تعداد 187 مورد به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید) و دروس فارسی، پیام های آسمانی و مطالعات اجتماعی (پایه های هفتم، هشتم و نهم) دوره اول متوسط (به تعداد 192 درس که بااستفاده از تمام شماری به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند) می باشد. 

    یافته ها

    9 مولفه اصلی در مردم سالاری دینی باعناوین: 1: مشارکت مدنی آگاهانه؛ 2. آزادی های دینی- مدنی؛ 3. حق حاکمیت بر مردم و حق مردم بر حاکمیت؛ 4. شورا و مشورت طلبی؛ 5. برابری و عدالت خواهی؛ 6. رعایت حقوق شهروندی؛ 7. حاکمیت قوانین دینی؛ 8. ارتقای عقلانیت و آگاهی های مدنی و 9. اقتدار و وحدت ملی شناسایی شدند. همچنین، مفاهیم مربوط به مولفه های مردم سالاری دینی به تعداد 220 بار در کتب فارسی؛ 277 بار در کتب مطالعات اجتماعی و تعداد 173 بار در کتب پیام های آسمانی ذکر شده اند. 

    بحث و نتیجه گیری

    به مولفه های مردم سالاری دینی کمتر در برنامه های درسی دانش آموزان توجه شده است. همچنین مباحث مربوط به: مشارکت مدنی آگاهانه؛ آزادی های دینی- مدنی؛ شورا و مشورت طلبی؛ برابری و عدالت خواهی؛ رعایت حقوق شهروندی؛ ارتقای عقلانیت و آگاهی های مدنی و اقتدار و وحدت ملی، باید بیشتر در برنامه های درسی دانش آموزان مورد امعان نظر قرار گیرد.

    کلید واژگان: مردم سالاری, مردم‎ سالاری دینی, برنامه درسی, دانش آموزان دوره متوسطه اول
    Vida Rashidi Mofrad, Faezeh Faezeh Nateghi *, Faranak Seyedi
    Purpose

    The purpose of this article is to "identify the components of religious democracy and examine its place in the curriculum of junior high school."

    Methodology

    The present study is a qualitative study that has been done with Thematic analysis and content analysis approaches. Statistical population includes: books, articles, dissertations and dissertations related concept of religious democracy (358 cases, used by targeted sampling of, 187 cases as sample size) And also Persian courses, celestial messages and social studies related seventh, eighth and ninth course in the first secondary school (include 192 lessons selected using the whole number as sample size).

    findings

    Findings showed that there are 9 main components in religious democracythe following titles: 1. civil participation; 2. civil religious freedoms; 3. The right of the people to rule and the right of the people to rule; 4. Council and consultation; 5. Equality and justice; 6. respect for citizenship rights; 7. The rule of religious rules; 8. Promoting rationality and civic aware; 9. national authority and unity. It can alsosaid that the concepts associated with religious democracy components are listed 220 times in Persian books, 277 times in social studies books and 173 times in books e celestial message.

    conclusion

    The results showed that less attention was paid to the componentsreligious democracy in students' curricula. Also topics related Informed civic participation, Religious-civil liberties, Council and consultation, Equality and justice, Observance of citizenship rights, Promoting rationality and civic awareness and national authority and unity should be further considered in students' curricula

    Keywords: Democracy, Religious Democracy, Junior High School Students
  • سید عبدالمناف محسنی نیکو، محمدرضا قائدی*، حمیدرضا حقیقت
    مردم سالاری دینی یک شیوه اداره در جامعه اسلامی است که در آن رای اکثریت در چارچوب دین مطرح است. در این نظام سیاسی مانند بسیاری از نظام ها، نظر مردم و مقبولیتی که آن ها برای آن قایلند بسیار مهم است. در جوامع گروه ها و اقشاری وجود دارند که گرایش ها و دیدگاه های آن ها نسبت به شیوه حکومت و سایر مسایل اجتماعی تاثیرگذارتر است. شهید بهشتی از جمله اندیشمندان مهم جریان اسلام سیاسی می باشد که مساله نظام سیاسی مطلوب در کانون توجه وی بوده است.هدف تحقیق حاضر تببین جایگاه مردم در نظام مردم سالار دینی از دیدگاه شهید بهشتی بود .از طریق روش کتابخانه ای و اسنادی داده ها گردآوری شدند و با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج نشان داد که مردم سالاری دینی در اندیشه شهید بهشتی ناظر بر کنش و فعالیت آزادانه، قانونی و با کرامت مردم در امور مدنی است و مسیولان نظام در راستای تامین نیازهای مردم تلاش می کنند و در این مسیر باید رضای الهی و کارآمدی برای مردم را در نظر داشته باشند. شهید بهشتی معتقد است در نظام مردم سالاری نسبت به نظام های دیگر؛ دخالت اراده مردم در تعیین هیات حاکمه و حدود اختیارات و برنامه کار آن بیشتر و صحیح تر؛ مساوات مردم در استفاده از موسسات اجتماعی عمومی تر و کلی تر، امتیازات طبقاتی کمتر و ناچیزتر، و ضمانت تامین مصالح مردم از طرف حکومت قوی تر است
    کلید واژگان: مردم سالاری, مردم سالاری دینی, مردم, اسلام, شهید بهشتی
    Seyed Abdolmanaf Mohseni Nikoo, Mohamadreza Ghaedee *, Hamidreza Haghighat
    Religious democracy is a form of governance in Islamic society in which the majority vote is within the framework of religion. In this political system, like many systems, the opinion of the people and the acceptance they give to it is very important. There are groups and strata in societies whose tendencies and views are more influential than the way of governing and other social issues. Shahid Beheshti is one of the important thinkers of political Islam who has been in the center of his attention. The aim of this study was to explain the position of people in a religious democracy from Shahid Beheshti's point of view. The results showed that religious democracy in the mind of Shahid Beheshti oversees the free and legal action and activity of the people in civil affairs and the officials of the system are working to meet the needs of the people. And in this way, they must consider the divine pleasure and efficiency for the people. Shahid Beheshti believes in a democratic system compared to other systems; The involvement of the will of the people in determining the governing body and the limits of its powers and work plan is more and more correct; Equality of the people in the use of more general social institutions, less and less class privileges, and a stronger guarantee of the interests of the people by the government
    Keywords: Democracy, Religious Democracy, People, Islam, Shahid Beheshti
  • سید فریدالدین شهابی، بهرام منتظری*، سید حسن ملائکه

    سیاست دینی از آن دسته جستارهایی بوده که از دیرباز به ویژه در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، برخی معتقدند سیاست برای قرار گرفتن در گذرگاه راستین باید از آموزه های دینی پیروی کند. در این نوشتار برآنیم تا معیارهای سیاست دینی را از دیدگاه آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) مورد بررسی قرار دهیم. پرسش بنیادین رساله: از دیدگاه آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، سیاست دینی دارای چه معیارهایی می باشد. چنین به نظر می رسد که سیاست برای گام نهادن در راه درست باید از آموزه های دینی چون دادگری، قانون مداری، آزادی و گزینش مردمی پیروی کند. ما همچنین سیاست دینی را در چارچوب بنیادهای هستی شناسی، شناخت شناسی و انسان شناسی مورد بررسی قرار داده و بدینگونه، معیارهای سیاست دینی را به خوبی مورد بررسی قرار می دهیم. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا بهره برده تا با واکاوی درونمایه اندیشه های آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) در زمینه سیاست دینی، معیارهای آن را به خوبی مورد بررسی دهیم. تحلیل محتوا یک پژوهش مشاهده ای و پژوهش تاریخی اسنادی به شمار آمده و از دید چیستی، پژوهشی کمی محسوب می شود. در روند پژوهش، به این نکته می رسیم که اگر ساز و کارهای نهاد سیاست با آموزه های دینی همسو شد، جامعه ای دلخواه در راستای آرمانهای الهی پدید می آید و همچنین زمینه رشد و شکوفایی در همه زمینه ها نیز فراهم می شود. مردم چنین جامعه ای نیز به آرمانهای خود دست پیدا کرده و به رشد و شکوفایی راستین می رسند.

    کلید واژگان: دین, سیاست دینی, سکولار, مردم سالاری دینی, آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)
    Sayyed Faridodin Shahabi, Bahram Montazeri *, Hassan Malaekeh

    Religious politics is one of the categories that has long been investigated in nations, especially Iran. In this connection, some argue that for politics to be on the proper path, it should follow religious teachings. This article investigates the criteria of religious politics from the perspective of Ayatollah Khamenei. The main question is: Which criteria are used to characterize religious politics from the view of Ayatollah Khamenei? Here, politics appears to follow such religious teachings as justice, laws, freedom, and popular choices to take steps into the proper path. We also investigate religious politics within the framework of ontological, cognitive, and humane foundations and thus examine the criteria of religious politics accordingly. This article uses content analysis to explore the thinking vision of Ayatollah Khamenei in the area of religious politics and its criteria. Content analysis is used for observational and document-based-historical research, which falls under quantitative research in terms of what it means to be. Throughout the research, we found that if the mechanisms of the political institution are aligned with religious teachings, a desirable society appears that fulfills divine ideals, thereby laying the ground for the prosperity and development of the nation in all domains. People of this society will also achieve their ideals and fulfill true prosperity and development.

    Keywords: religion, religious politics, Religious Democracy, secularism, Ayatollah Khamenei
  • حسین یعقوبی*، مهناز گودرزی، مهرداد صادقی
    فرهنگ ملی شامل کلیه افکار، عقاید، رسوم و احساساتی که افراد یک ملت از یکدیگر آموخته اند. تحلیل مولفه های تاثیرگذار فرهنگ ملی ایران بر قدرت منطقه ای ایران در غرب آسیا هدف این پژوهش می باشد. روش این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش تحلیل محتوا متکی به مصاحبه و مطالعه کمی متکی به پرسشنامه است، جامعه آماری مشتمل بر 30 نفر از نخبگان حوزه فرهنگ ملی شامل: اساتید دانشگاه استان اصفهان و خارج از استان، مراکز فرهنگی و مدیران راهبردی می باشد. بر اساس الگوی مفهومی ترسیم شده به منظور تعیین رابطه بین گویه ها، ابعاد و موضوع، پرسش نامه ضریب لاوشه تدوین و در جامعه خبرگی توزیع، جمع آوری و تجزیه وتحلیل گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی 116 شاخص از 119 شاخص پرسشنامه بار عاملی بالاتر از 30/0 داشته و تایید گردیده است. بر اساس آلفای کرونباخ برای پرسشنامه فرهنگ ملی با ابعاد ملی (950/0) و دینی (960/0) برابر با (972/0) و برای پرسشنامه قدرت منطقه ای با (896/0) محاسبه شده است و با توجه به مقادیر ضریب آلفای کرونباخ، می توان استنباط نمود که ابزار پژوهش از پایایی نسبتا مطلوبی برخوردار است.
    کلید واژگان: فرهنگ ملی, قدرت منطقه ای, مردم سالاری دینی, ولایت فقیه, مهدویت
    Hosein Yaghobi *, Mahnaz Goodarzi, Mehrdad Sadeghi
    National culture includes all the thoughts, ideas, customs and feelings that people of a nation have learned from each other. The purpose of this study is to analyze the influential components of Iranian national culture on the power of Iranian regions in West Asia. The method of this research is based on a qualitative approach and content analysis method based on interviews and quantitative study based on a questionnaire. The statistical population consists of 30 elites in the field of national culture, including: professors of Isfahan University and abroad, cultural centers and strategic managersBased on the conceptual model drawn in order to determine the relationship between items, dimensions and subject, the questionnaire coefficient questionnaire was developed and distributed, collected and analyzed in the expert community. Based on the results of factor analysis, 116 out of 119 indicators of the questionnaire had a factor load higher than 0.30 and was confirmed.According to Cronbach's alpha, for national culture questionnaire with national dimensions (0.950) and religious (0.960) equal to (0.972) and for regional power questionnaire with (8989) has been calculated and according to the coefficient values Cronbach's alpha, it can be inferred that the research tool has a relatively good reliability.
    Keywords: National culture, Regional power, Religious Democracy, Velayat-e-Faqih, Mahdism
  • محمدصادق داریوند*

    نظام حکومتی اسلام در منظومه فکری شهید بهشتی، نظام امت و امامت نام دارد که ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) در مسیر حاکم کردن این نظام سیاسی گام برداشت. از این رو لازم بود تا در قانون اساسی به عنوان مهم ترین سند رسمی کشور، جایگاه نهاد رهبری و نقش مردم در استقرار و اداره این نظام سیاسی به درستی تبیین شود. در همین خصوص شهید بهشتی به عنوان نایب رییس مجلس خبرگان قانون اساسی دارای نقشی برجسته در دفاع از اصل مربوط به جایگاه نهاد ولایت فقیه و جایگاه مردم در تشکیل و استمرار حکومت اسلامی می باشد. پرسش اصلی مقاله این است که اندیشه شهید بهشتی به عنوان یکی از رهبران فکری انقلاب اسلامی در زمینه نقش مردم در تشکیل و اداره نظام اسلامی با تکیه بر اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ و در پژوهش حاضر سعی بر آن شده است با روش اسنادی-کتابخانه ای و با نگاهی تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که شهید بهشتی نظام حکومتی مبتنی بر نهاد ولی فقیه را بهترین نوع حکومت در عصر غیبت می داند. از نظر ایشان این نوع نظام دارای ویژگی های سه گانه مکتبی بودن، مردمی بودن و غیرتحمیلی بودن است و بر همین اساس در دیدگاه فکری ایشان، انتخاب نوع حکومت، انتخاب قانون اساسی، گزینش همه مقامات حکومتی از رهبری، ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای شوراهای اسلامی باید متکی بر آراء مردم باشد، چرا که مردم نقشی اساسی در نظام جمهوری اسلامی دارند.

    کلید واژگان: جمهوری اسلامی ایران, شهید بهشتی, قانون اساسی, مردم سالاری دینی, ملت مسلمان
    MohammadSadeq Darivand *

    The Governance system of Islam in the intellectual system of martyr Beheshti is Ummat and Imāmat (Nation and Leadership) System that the nation of Iran led by imam Khomeini (pbuh) took steps to govern this political system. Therefore it was necessary to explain the position of the leadership and the role of the people in the establishment an administration of the political system in the constitution as the most important official document in the country. In this regard, martyr beheshti as deputy chairman of the Assembly of Experts for Constitution has a prominent role in approving the principles of leadership and The role of the people in running the government & continuity of the Islamic government. The main question of this article is that what are the thoughts of martyr beheshti as one of the most important intellectual leaders of Islamic revolution about the role of people in the establishment and administration of Islamic government by relying on the principles of the constitution of the Islamic republic of Iran. In this research and present study, it has been tried to answer this question with the documentary- library method and with an analytical view. The results of this study show that martyr Beheshti believes the system that based on the authority of the Wialīi Faqīh (Islamic jurist) is the best form of government in the age of absence. In his opinion, this type of system has three characteristics: Compliance with the school of Islam, Being popular and is not imposed to people and accordingly choosing the kind of government, selection of constitution, selection of all government officials from the leadership, presidency, representatives of the Islamic Parliament and members of the Islamic councils should be based on the opinion of the people because people have an important role in the Islamic Republic of Iran.

    Keywords: Islamic Republic of Iran, Martyr Beheshti, the constitution, Religious Democracy, Muslim Nation
  • رامین پورسعید*، فرشید رفیعی نائینی

    محور اصلی حقوق شهروندی، آزادی های اساسی، بخصوص حق مشارکت در سرنوشت است که از مهم ترین آرمان های مردم ایران در انقلاب اسلامی 1357 است. مساله اصلی این است که شریعت، چگونه، و بر اساس کدام نظریه و با چه ابزاری به تامین حقوق و آزادی های اساسی شهروندان می پردازد. مقاله با استفاده از نظریه مقاصدالشریعه که اهداف  ضروری  شارع را از جمله حفظ جان، حفظ نسل، حفظ مال و حفظ عرض و حفظ عقل  می داند، و تامین این اهداف را بر ظواهر احکام مقدم می داند و با توسعه این اهداف توسط رهبری انقلاب حضرت امام خمینی (س) نسبت  به بکارگیری ابزارمشورت و نظارت، جهت تامین هدف اصیل حکومت یعنی عدالت ،  مبنایی را فراهم می آورد که به اولویت حفظ محتوای نظام اسلامی، می انجامد. این مقاله به شیوه توصیفی -تحلیلی تنظیم شده است.

    کلید واژگان: حقوق شهروندی, مردم سالاری دینی, مقاصدالشریعه, مشورت, نظارت
    Ramin Poursaeid *, Farshid Rafieinaeini

    The main axis of citizenship rights is basic freedoms, especially the right to participate in destiny, which is one of the most important ideals of the Iranian people in the Islamic Revolution of 1357. The main issue is, how, and based on which theory and with what means Sharia provides basic rights and freedoms of citizens. The article is based on the theory of the objectives of the Shari'ah, which considers the essential goals of the Shariah, including life preservation, generation preservation, property preservation, wealth preservation, and intellectual preservation, and considers the achievement of these goals to be the priority over the appearance of the rulings, and with the development of these goals by the leadership of the Prophet's revolution. Imam Khomeini (pbuh) provides a basis for using the tools of consultation and supervision to ensure the original goal of the government, which is justice, which leads to the priority of preserving the content of the Islamic system. This article is organized in a descriptive-analytical way.

    Keywords: citizenship rights, Religious Democracy, Maqasid al-Sharia, consultation, Supervision
  • یدالله سپهری*

    الگوهای توسعه سیاسی در ایران معاصر، در نفی فرهنگ بومی، اسلامی و وابستگی به توسعه غربی در دوران مشروطه، قاجار و پهلوی ارایه می شد. این در حالی است که شاخص های توسعه سیاسی در الگوی اسلامی پیشرفت می بایست برپایه شاخص های مشارکت سیاسی، مردم سالاری دینی، آزادی و برابری بنا شود. انقلاب اسلامی براساس اهداف و آرمان های قابل قبول به وجود آمد که ریشه در آموزه های دینی و ملی جامعه ایران داشت و با توجه به این که مردم سالاری دینی، برآمده از درون دین می باشد؛ لذا حوزه سیاست را قلمرو خود می داند. در این نوشتار بدنبال آن هستیم با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به ارتباط بین توسعه سیاسی و مردم سالاری دینی و روند توسعه سیاسی در حوزه مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران بپردازیم. بنابراین، ضمن معرفی توسعه سیاسی و معرفی ارکان مردم سالاری دینی تلاش خواهیم نمود نسبت توسعه سیاسی یا نظام مردم سالاری دینی در جمهوری اسلامی تبیین گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد توسعه سیاسی در چارچوب تحلیل های علمی و پژوهشی، از اهداف ضروری انقلاب اسلامی در جهت شکل گیری و دوام نظام مردم سالاری دینی بوده است و اصول و شاخص های توسعه سیاسی در روند شکل گیری نظام مردم سالاری دینی حایز اهمیت است و این اصول نشان دهنده نسبت بین شاخص های توسعه سیاسی با معیارها و ملاک های حاکم بر نظام مردم سالاری دینی می باشد.

    کلید واژگان: توسعه سیاسی, مردم سالاری دینی, جمهوری اسلامی ایران, مشارکت سیاسی
    Yaddollah Sepehri *

    Patterns of political development in contemporary Iran were presented in denial of indigenous, Islamic culture and dependence on Western development during the constitutional, Qajar and Pahlavi eras. At the same time, the indicators of political development in the Islamic model of progress should be based on the indicators of political participation, religious democracy, freedom and equality. The Islamic Revolution was created on the basis of acceptable and documented goals and ideals, which were rooted in the religious and national teachings of Iranian society, and given that religious democracy comes from within religion; therefore, he considers the field of politics as his realm. In this article, we seek to use the descriptive-analytical method to address the relationship between political development and religious democracy and the process of political development in the field of religious democracy in the Islamic Republic of Iran. Therefore, while introducing political development and introducing the pillars of religious democracy, we will try to explain the relationship between political development or the system of religious democracy in the Islamic Republic.The results show that political development in the framework of scientific and research analysis has been one of the essential goals of the Islamic Revolution for the formation and perpetuation of religious democracy and the principles and indicators of political development in the process of forming a religious democracy are important. Indicators of political development are the criteria and criteria governing a religious democracy.

    Keywords: Political Development, Religious Democracy, Islamic Republic of Iran, political participation
  • فاضل شادمانی، ارسلان قربانی شیخ نشین*، محمدباقر خرمشاد، سوسن صفاوردی

    پدیده مردم سالاری دینی در دهه های اخیر با الهام از آموزه های اسلام ناب محمدی (ص) و در متن واقعیات سیاسی و اجتماعی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ظهور کرد. این نظام سیاسی جدید بعلت بدیع و بی سابقه بودن مورد تامل متفکران و نظریه پردازان حوزه های مختلف علوم انسانی قرار گرفته و از زوایا و ابعاد گوناگون بدان نگریسته شد. اکنون با طرح ایده الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت و حرکت درمسیر آفرینش تمدنی بر آمده از مکتب حیات بخش اسلام و متکی بر معارف و ظرفیت های تعالی آور فقه اجتهادی و کاربردی مذهب شیعه و نیز با تکیه بر استعدادهای بی بدیل طبیعی و انسانی ایران، جا دارد چایگاه مردم سالاری دینی در سیر تحقق و تکامل این الگو و سرانجام ایجاد تمدن مورد نظر مورد کنکاش قرار گیرد.سوال محوری این مقاله نیز معطوف به نقش نظام سیاسی جدید و موجود مستقر در جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهداف ترسیمی این الگوست.روشی که در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته است ترکیبی توصیفی- علی و با نگاهی تمدنی در رهیافت های گوناگون در نظام های مردم سالار است که با کاربست رهیافت "هستی شناختی" پیرامون ظرفیت ها و مولفه های شکل دهنده تمدن ایرانی- اسلامی در نظام مردم سالاری دینی کنکاش و پردازش می شود.هسته مرکزی این رهیافت را تمدن برآمده از تحقق الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت و مشارکت وسیع و موثر مردم در تعیین سرنوشت شکل می دهند. این پدیده به نوبه خود روابط و مناسبات انسانی و کارکردهای مشروعیت آفرین نظام جمهوری اسلامی ایران را ساماندهی و ارتقا، می بخشد. تحقق الگوی فوق و تمدنی را به نمایش می گذارد که با خصایص عام سایر تمدنها و...

    کلید واژگان: مردم سالاری دینی, الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت, تمدن, مشروعیت جمهوری اسلامی ایران
    Fazel Shademani, Arsalan Ghorbani Shakhneshin *, MohammadBagher Khorramshad, Sosan Safaverdi

    The phenomenon of religious democraticity emerged in recent decades, inspired by the teachings of pure Muhammadan Islam and in the context of political and social realities of Iran after the victory of the Islamic Revolution. This new political system has been reflected by intellectuals and theorists in various fields of humanities due to its exquisiteness and unprecedentedness and was viewed from different angles and dimensions. Now with the idea of the Iranian-Islamic model of progress and movement in the path of civilizational development based on the life-based study of Islam and relying on the teachings and capacities of the development of ijtihad jurisprudence and application Shi'a religion, as well as relying on the unmatched natural and human talents of Iran, has a place to control the tea of religious democraticity in the course of the realization and development of this pattern and finally the creation of civilization. The central question of this paper is also focused on the role of the new and existing political system located in the Islamic Republic of Iran in achieving the objectives of drawing this model. The method used in this paper is a descriptive-excellent combination with a civilizational view on various approaches in democratic systems that is controlled and processed by applying the "cognitive nucleus" approach around the capacities and components that shape Iranian-Islamic civilization in the religious democratic system. The central core of this approach is a civilization derived from the realization of the Iranian-Islamic model of progress and the participation of the people in determining their destiny. This phenomenon, in turn, organizes and promotes ...

    Keywords: Religious Democrat city, Islamic Iranian Model of Progress, Civilization, Legitimacy of the Islamic Republic of Iran
  • محمد محمودی کیا*

    تحولات شگرف دهه های اخیر و انقلاب مستمر و روبه افزایش فناورانه، جهان را بیش از هر زمان دیگر به شبکه ای از تعاملات فراملی و با ماهیتی پویا و متعامل با هم تبدیل کرده است؛ خصلتی که با قدرتی باورنکردنی به سوی یکدست سازی، همگون سازی و ادغام گرایی به پیش می رود و فرهنگی جهانی و غربی را بازتولید می کند. از سوی دیگر، جوامع اسلامی نیز به واسطه تماس مستقیم و منفعلانه با امواج قدرتمند جهانی شدن و متاثر آن دچار بحران های مختلفی من جمله بحران هویت، بحران مشروعیت، تضاد طبقاتی و بحران های فرهنگی شده است. با این حال، تمامی این ایدیولوژی ها در ارایه پاسخی کارآمد و مورد پذیرش و اجماع نسبت به پیامدهای بحران های متعاقب جهانی شدن توفیقی به دست نیاوردند؛ مردم سالاری دینی به عنوان الگوی برخاسته از انقلاب اسلامی ایران علی رغم عمر کوتاه خود، به واسطه اتصال به سنت دیرینه اندیشگی خردگرای دینی، می تواند بدیل کارآمدی برای عبور از بحران های مذکور باشد که البته از قابلیت انعطاف پذیری، ترمیم پذیری و بومی سازی نسبت به مختصات دیگر جوامع اسلامی نیز برخوردار است.یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که در مقابل این قسم از ترتیبات همگون ساز و ادغام گرایانه جهانی شدن، الگوی مردم سالاری دینی به عنوان الگویی دین بنیاد و مطابق با نظام هنجاری جوامع اسلامی الگویی از ظرفیت های بالایی برای صیانت از ارزش های بومی و اسلامی این جوامع برخوردار بوده و می تواند جهان اسلام را از خطر بحران های هویتی ناشی از جهانی شدن حفظ نماید و یا اثرات مخرب آن را به حداقل برساند.

    کلید واژگان: مردم سالاری دینی, جهانی شدن, بحران های هویتی, جهان اسلام, هویت مقاومت, فرهنگ هویت
    Mohammad Mahmoodikia *

    The dramatic developments of recent decades and the ever-increasing technological revolution, have made the world more than ever a network of transnational interactions with a dynamic and interactive nature, the waves of which have permeated all aspects of human individual and social life. A trait that moves with unbelievable power towards homogenization, assimilation, and integration, and reproduces a global and Western culture. On the other hand, Islamic societies have experienced various crises such as identity crisis, legitimacy crisis, class conflict and cultural crisis due to direct and passive contact with the powerful waves of globalization. However, not all of these ideologies have succeeded in providing an effective and acceptable response and consensus to the consequences of the post-globalization crises; Religious democracy as a model of the Islamic Revolution of Iran, despite its short life, due to its connection to the long-standing tradition of religious rationalism, can be an effective alternative to overcome these crises, of course, also enjoys flexibility, repairability and localization to other aspects of Islamic societies.The findings of this study indicate that in contrast to this kind of homogenizing and integrative arrangements of globalization, the model of religious democracy as a religious model and in accordance with the normative system of Islamic societies, a model with high capacities to protect indigenous and Islamic values of these societies.

    Keywords: Religious Democracy, globalization, Identity Crises, the Islamic world, the Identity of Resistance, the Culture of Identity
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال