فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 1 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/27
  • تعداد عناوین: 20
|
  • منصوره حاتمیان، مصطفی عرب، محمودرضا روزبان صفحات 1-11
    نور از مهم ترین عوامل محیطی تاثیرگذار بر بسیاری از جنبه های رشد و نمو گیاهان محسوب می شود. برگ های قرارگرفته در سایه و آفتاب به طور معمول تفاوت هایی در بسیاری ویژگی ها از جمله رفتار روزنه ای نشان می دهند. در این پژوهش، تاثیر شدت های مختلف نور بر رفتار روزنه ای دو رقم رز تحت شرایط گلخانه ای بررسی شد. تیمارها شامل شدت های نور 1200 (شاهد)، 640، 520 و 240 میکرومول بر متر مربع در ثانیه بودند که روی دو رقم تجاری رز (‘ردوان ’ و ‘گلمیرا’) با استفاده از تورهای سبز رنگ اعمال شدند. براساس نتایج به دست آمده، طول و عرض روزنه در شدت نور 640 میکرومول بر متر مربع در ثانیه بیشترین بود و از این نظر، تفاوتی بین ارقام وجود نداشت. از نظر تراکم روزنه، تفاوت معناداری میان شدت های مختلف نور مشاهده نشد، اما بین دو رقم رز از این نظر، اختلاف معناداری مشاهده شد، به طوری که رقم ‘گلمیرا’ تعداد روزنه بیشتری نسبت به رقم ‘ردوان ’ داشت. اگرچه هدایت روزنه ای تنها در بین دو رقم اختلاف معناداری در سطح 5 درصد نشان داد، مقایسه میانگین شدت های مختلف نور تفاوت معناداری از این نظر نشان ندادند و تنها یک روند افزایشی با افزایش شدت نور به دست آمد.
    کلیدواژگان: تراکم روزنه، سایه دهی، طول روزنه، عرض روزنه، هدایت روزنه ای
  • حسین رضوانی، جعفر اصغری، سید محمدرضا احتشامی، بهنام کامکار صفحات 13-26
    به منظور تعیین آستانه خسارت اقتصادی چهار رقم گندم در تراکم های مختلف خردل وحشی، آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار و در دو سال زراعی (90-1389 و 91-1390) در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان وابسته به مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل ارقام گندم (‘آرتا’، ‘تجن’، ‘مغان’ و ‘مروارید’) و تراکم خردل وحشی (صفر، 4، 8، 16 و 32 بوته در متر مربع) بود. برای توصیف کاهش عملکرد ناشی از رقابت خردل وحشی از معادله هذلولی کازنس استفاده شد. حداکثر تلفات عملکرد مربوط به تراکم های بالای خردل وحشی بود و در بین ارقام، رقم ‘آرتا’ بیشترین و رقم ‘مروارید’ کمترین تلفات عملکرد را داشتند. شاخص های رقابتی محاسبه شده نشان داد که رقم ‘مروارید’ در شرایط رقابت با خردل وحشی، توانایی زیادی در جلوگیری از کاهش عملکرد خود داشت (تحمل زیاد) و از طرف دیگر، وزن خشک و مقدار بذر علف هرز را نیز تا حد زیادی کاهش داد. با استفاده از مدل بسط داد ه شده هذلولی کازنس و فرمول ادونوان، آستانه خسارت اقتصادی در دو سال زراعی برای ارقام گندم تراکم های 11/4، 68/3، 33/2 و 11/2 بوته در متر مربع به ترتیب در ارقام ‘مروارید’، ‘مغان’، ‘تجن’ و ‘آرتا’ در شرایط آب وهوایی گرگان تعیین شد.
    کلیدواژگان: آستانه خسارت، توابع کاهش عملکرد، خردل وحشی، رقابت، گندم
  • ایمان جوادزرین، بابک متشرع زاده صفحات 27-41
    هدف پژوهش حاضر، بررسی میانگین غلظت ریزمغذی ها شامل مس، آهن، منگنز و روی در اندام هوایی ارقام مختلف گندم نان (Triticumaestivum) در مرحله به ساقه رفتن در خاک آلوده به کادمیوم بود. تیمار های آزمایش به ترتیب شامل سه سطح کادمیوم صفر (تیمار شاهد (Cd0)، 40 (Cd40) و 80 (Cd80) میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم خاک) و 14 رقم گندم (‘بهار’، ‘نیک نژاد’، ‘مرودشت’، ‘پارسی’، ‘سیوند’، ‘شیراز’، ‘روشن’، ‘پیشتاز’، ‘آزادی’، ‘شهریار’، ‘پیشگام’، ‘امید’، ‘لوند’ و ‘نوید’) بود. تاثیر کادمیوم بر غلظت ریزمغذی ها در سطح 1 درصد معنادار بود. با افزایش سطح کادمیوم، غلظت مس در اندام هوایی همه ارقام کاهش یافت. به جز دو رقم ‘پیشگام’ و ‘امید’ که در تیمار Cd40 نسبت به تیمار شاهد افزایش غلظت آهن را نشان دادند، غلظت آهن در ارقام دیگر کاهش یافت. بیشترین و کمترین غلظت کادمیوم در تیمار Cd40 به ترتیب برای دو رقم ‘نیک نژاد’ (7 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم وزن خشک) و ‘پارسی’ (دو میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم وزن خشک) ثبت شد. همچنین بیشترین و کمترین غلظت کادمیوم در تیمار Cd80 به ترتیب در ارقام ‘پیشگام’ (20 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم وزن خشک) و ‘نوید’ (6 میلی گرم کادمیوم در کیلوگرم وزن خشک) مشاهده شد. درمجموع دو رقم ‘نیک نژاد’ و ‘پیشگام’ بیشترین قابلیت برداشت کادمیوم را داشتند، همچنین کمترین قابلیت برداشت کادمیوم در دو رقم ‘پارسی’ و ‘نوید’ مشاهده شد.
    کلیدواژگان: ایمنی غذایی، سمیت، عناصر ریزمغذی، فلزات سنگین
  • عارفه رزازی، مجید آقاعلیخانی، برات قبادیان، بهنام زند، سید محمد صفی الدین اردبیلی صفحات 43-52
    گرچک (Ricinus communis L.) با داشتن قابلیت تحمل شرایط سخت، نیاز تغذیه ای کم، محتوای 50 درصدی و کیفیت مطلوب روغن، از بهترین گیاهان مورد استفاده در تولید بیودیزل است. اولین گام برای توسعه سطح زیرکشت این گیاه برای تولید بیودیزل، بررسی تراز انرژی در تولید آن است. در تحقیق حاضر با بررسی کلیه نهاده ها در دو سال کشت پیاپی (92-1390) در منطقه ورامین استان تهران، انرژی های نهاده (اعم از تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر) و ستانده محاسبه و شاخص های انرژی در این زمینه ارزیابی شدند. از مجموع 64/11245 مگاژول انرژی به کاررفته در تولید گرچک، انرژی های تجدیدناپذیر و غیرمستقیم به ترتیب 96/80 و 68/59 درصد، بخش عمده انرژی مصرفی در تولید گرچک را تشکیل می دهند. همچنین از میان نهاده ها، کود و سم با 26/55 درصد از کل انرژی مصرفی رتبه اول، و پس از آن سوخت با 28/21 درصد، رتبه دوم را به خود اختصاص دادند. کارایی مصرف انرژی فقط برای تولید دانه 81/3 به دست آمد که در مقایسه با سایر گیاهان مورد استفاده برای تولید بیودیزل بسیار مطلوب و شایان توجه است. ازاین رو، به منظور گسترش کشت مکانیزه و کاهش هزینه های تولید گرچک، اصلاح نژاد توده های محلی موجود توصیه می شود.
    کلیدواژگان: انرژی، بهره وری، بیواتانول، ستانده، سوخت زیستی، نهاده
  • فروغ صیدپور، محمد سیاری، فردین قنبری صفحات 53-67
    گلایسین بتائین یکی از محافظت کننده های اسمزی است که در پاسخ به تنش های غیرزیستی در گیاه تجمع می یابد. آزمایشی برای بررسی اثر گلایسین بتائین در غلظت های صفر، 10، 20 و 30 میلی مولار با دو روش کاربرد خیساندن بذری و محلول پاشی برگی بر مقاومت به سرمازدگی گیاهچه های خیار رقم ‘سوپر دامینوس’ انجام گرفت. پس از تیمار گلایسین بتائین، در مرحله دو برگ حقیقی، گیاهچه ها تحت تنش سرمایی با دمای 3 درجه سانتی گراد، به مدت شش روز و هر روز به مدت شش ساعت قرار گرفتند. تیمار گلایسین بتائین به طور موثری سبب افزایش پارامتر های رشدی و افزایش مقاومت به تنش سرمایی گیاهچه های خیار شد. کاربرد گلایسین بتائین با افزایش محتوای کلروفیل، پرولین و فعالیت آنتی اکسیدانی کل و کاهش نشت یونی، مالون دی آلدئید و پراکسید هیدروژن سبب کاهش صدمه سرمازدگی گیاهچه ها شد. بیشترین مقاومت سرمایی در غلظت های 20 و 30 میلی مولار گلایسین بتائین با روش کاربرد بذری نسبت به کاربرد برگی به دست آمد.
    کلیدواژگان: پراکسید هیدروژن، فعالیت آنتی اکسیدانی، مالون دی آلدئید، محتوای پرولین، نشت یونی
  • آذربایجان غربی، دانشگاه ارومیه، پارک علم و فناوری صفحات 69-80
    به منظور بررسی تراکم، جمعیت و شاخص های تنوع فون حشرات و عملکرد زراعی دو گونه گشنیز و باقلا در کشت مخلوط، آزمایشی مزرعه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه ای واقع در شهرستان نقده آذربایجان غربی در سال زراعی 92- 1391 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل نسبت های کاشت 75 درصد گشنیز + 25 درصد باقلا، 50 درصد گشنیز + 50 درصد باقلا، 25 درصد گشنیز + 75 درصد باقلا و کشت خالص باقلا و گشنیز بود. نتایج نشان داد که بیشترین جمعیت آفات در کشت خالص باقلا و بیشترین جمعیت شکارگرهای طبیعی در کشت مخلوط با نسبت کاشت50 درصد گشنیز + 50 درصد باقلا مشاهده شد. بیشترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک باقلا از کشت خالص، و کمترین مقادیر عملکرد دانه و بیولوژیک از نسبت کاشت 75 درصد گشنیز + 25 درصد باقلا حاصل شد. نتایج در مورد گیاه گشنیز نشان داد که بیشترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک از تیمار کشت خالص و کمترین مقادیر آن از نسبت کاشت 25 درصد گشنیز + 75 درصد باقلا به دست آمد. درصد اسانس بین تیمارها اختلاف معنادار آماری نداشت، اما عملکرد اسانس در کشت خالص بیشتر از سایر تیمارها به دست آمد. بیشترین نسبت برابری زمین (58/1) از نسبت کاشت 25 درصد گشنیز + 75 درصد باقلا، و کمترین مقدار آن (40/1) از نسبت کاشت 50 درصد گشنیز + 50 درصد باقلا حاصل شد.
    کلیدواژگان: اسانس، آفات، شاخص شانون، وینر، شکارگرهای طبیعی، نسبت برابری زمین
  • قاسم سرتیپ، جعفر حاجی لو صفحات 81-91
    در تحقیق حاضر، تاثیر کاربرد قبل از برداشت غلظت های مختلف اسید سالیسیلیک بر عمر انبارمانی زردآلو رقم ‘شاملو ’ بررسی شد. میوه ها شش روز قبل از برداشت با محلول اسید سالیسیلیک در غلظت های صفر، 5/1، 3 و 5/4 میلی مولار در روی درخت تیمار شده و پس از برداشت در دمای 2 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 90 درصد به مدت سه هفته نگهداری شدند. سپس ویژگی های میوه شامل سفتی بافت میوه، اسیدیته، درصد مجموع مواد جامد محلول، مقدار آسکوربیک اسید، مقدار فنل و فلاونوئید کل هر هفته یک بار اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تیمار اسید سالیسیلیک به طور معناداری مانع کاهش وزن و سفتی بافت میوه ها شد. در انتهای دوره نگهداری بیشترین مقدار فنل و آسکوربیک اسید در تیمارهای 5/4 میلی مولار اسید سالیسیلیک و کمترین مقدار آنها در میوه های شاهد ثبت شد. در آزمایش حاضر، بیشترین مقدار سفتی بافت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون، فلاونوئید و همچنین کمترین مقدار کاهش وزن، مجموع مواد جامد محلول و اسیدیته در انتهای دوره انبارداری در میوه های تیمارشده با غلظت 3 میلی مولار اسید سالیسیلیک ثبت شد.
    کلیدواژگان: سفتی بافت، عمر پس از برداشت، فلاونوئید کل، فنل کل، کاهش وزن
  • اسما بستامی، مجید مجیدیان، غلام رضا محسن آبادی، داود بخشی صفحات 93-193
    به منظور بررسی تاثیر قارچ میکوریزا، کود فسفات زیستی و دامی بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی گشنیز، آزمایشی به صورت مزرعه ای در سال زراعی 1392 در خرم آباد اجرا شد. پژوهش با استفاده از آزمایش فاکتوریل سه عاملی شامل قارچ میکوریزا در دو سطح (عدم تلقیح و تلقیح)، عامل کود فسفات زیستی در سه سطح (صفر، 35 و 70 کیلوگرم در هکتار) و کود دامی در سه سطح شامل 10، 20 و 30 تن در هکتار در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با هجده تیمار و در سه تکرار انجام گرفت. همچنین یک کرت به عنوان شاهد کود شیمیایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم به مقدار 90، 60 و 90 کیلوگرم در هکتار) در هر تکرار قرار داده شد و مقایسه آن با تیمارهای کودهای زیستی و دامی نیز در قالب طرح بلوک کامل تصادفی صورت گرفت. براساس نتایج، تلقیح میکوریزا و کود فسفات زیستی تاثیر معناداری در سطح احتمال 1 درصد بر ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی، درصد اسانس و عملکرد اسانس گشنیز داشت. مقایسه میانگین ها نشان داد که در بین سه عامل، تلقیح میکوریزایی بیشترین تاثیر را بر همه صفات داشت. بیشترین عملکرد دانه (7/1780 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد زیستی (7/3931 کیلوگرم در هکتار) و درصد اسانس (4/0 درصد) در اثر تلقیح با میکوریزا، مصرف 70 کیلوگرم کود فسفات زیستی و 20 تن در هکتار کود دامی حاصل شد که به ترتیب 80، 51 و 135 درصد بیشتر از شاهد شیمیایی شد. اثر متقابل و معنادار تلقیح میکوریزا و کود فسفات زیستی بر عملکرد دانه مشاهده شد.
    کلیدواژگان: اسانس، کود زیستی، کود دامی، گشنیز، میکوریزا
  • رئوف سید شریفی صفحات 109-130
    به منظور بررسی تاثیر نانواکسید روی و تلقیح بذر با باکتری های محرک رشدی و رایزوبیومی بر عملکرد و برخی ویژگی های زراعی سویا، آزمایش فاکتوریلی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل در سال 1392 اجرا شد. تیمارها شامل محلول پاشی با نانواکسید روی در چهار سطح (صفر، 3/0، 6/0 و 9/0 گرم بر لیتر) و پنج سطح تلقیح (عدم تلقیح بذر با باکتری به عنوان شاهد، تلقیح بذر با برادی رایزوبیوم جاپونیکوم، تلقیح توام با برادی رایزوبیوم و آزوسپریلیوم لیپوفروم استرین OF، تلقیح توام بذر با برادی رایزوبیوم و سودوموناس پوتیدا، تلقیح بذر با رایزوبیوم + سودوموناس + آزوسپریلیوم) بودند. بیشترین ارتفاع بوته، وزن صددانه، تعداد گره در بوته و عملکرد دانه، مقادیر بیوماس کل (530 گرم در متر مربع)، سرعت رشد محصول (48/9 گرم بر متر مربع در روز)، سرعت رشد نسبی (1/0 گرم بر گرم در روز) در محلول پاشی 9/0 گرم در لیتر نانواکسید روی در تلقیح توام بذر با باکتری های محرک رشد و ریزوبیومی و کمترین آنها در حالت عدم تلقیح بذر و عدم مصرف نانواکسید روی به دست آمد. به منظور افزایش عملکرد و برخی ویژگی های زراعی سویا، 9/0 گرم در لیتر نانواکسید روی در تلقیح توام بذر سویا با باکتری های محرک رشد و رایزوبیومی باید به کار برده شود.
    کلیدواژگان: باکتری های افزاینده رشدی، تلقیح بذر، رایزوبیوم، سویا، نانواکسید روی
  • یلدا قاضی وکیلی، علی رضا مطلبی آذر، فریبرز زارع نهندی، ناصر مهنا صفحات 131-138
    با توجه به اهمیت تولید و تکثیر گیاهان عاری از ویروس در سیب زمینی تاکنون تعدادی از عوامل دخیل در تکثیر سیب زمینی (تولید گیاهچه ها و ریزغده های درون شیشه ای عاری از ویروس) بررسی شده است. مطابق نتایج دیگر تحقیقات، افزودن مخلوطی از اسیدهای آمینه، تاثیر مهمی در کشت بافت گیاهان دارد و رشد را در بسیاری از موارد افزایش می دهد. این آزمایش به منظور بررسی اثر چهار اسیدآمینه گلوتامین، آرژنین، آسپاراژین، سیستئین و ترکیب دوتایی آنها بر ریزغده زایی سیب زمینی در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. جوانه های جانبی حاصل از شاخساره های درون شیشه ای به عنوان ریزنمونه و تحت شرایط استریل روی محیط کشت MS کشت شدند. کشت ها در تاریکی مداوم و دمای 2±17 درجه سانتی گراد در ژرمیناتور نگهداری شدند. طی ماه اول کشت، سرعت ریزغده زایی و پس از اتمام دو ماه صفاتی نظیر درصد ریزغده زایی، ریزغده های فاقد دوره خواب ومتوسط وزن ریزغده اندازه گیری شد. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که همه صفات مورد بررسی به جز ریزغده فاقد دوره خواب تحت تاثیر چهار اسیدآمینه مذکور معنادار بودند. در پژوهش حاضر، اسیدآمینه آسپاراژین در ترکیب با اسیدآمینه آرژنین تاثیر مثبتی در بهبود اکثر صفات مهم از جمله متوسط وزن ریزغده و سرعت ریزغده زایی داشت.
    کلیدواژگان: آرژنین، آسپاراژین، دوره خواب، سرعت ریزغده زایی، وزن ریزغده
  • مرتضی گرزین، فرشید قادری فر، ابراهیم زینلی، سید اسماعیل رضوی، محمد مونیان اردستانی صفحات 139-153
    تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر تاریخ کاشت، محلول پاشی قارچ کش بنومیل و پتاسیم سیلیکات در بهبود کیفیت بذر سویا (رقم ‘ویلیامز’) در سال های 91-1390 در گرگان انجام گرفت. تیمارهای آزمایش در سال اول شامل تاریخ کاشت (31 فروردین، 23 اردیبهشت، 13 خرداد، 8 تیر و 31 تیر) و مصرف قارچ کش بنومیل در دو مرحله R3 و R6 بود، و در سال دوم شامل تاریخ کاشت (11 اردیبهشت و 15 تیر)، مصرف قارچ کش بنومیل، مصرف سیلیکون (Si) و سیلیکون + بنومیل بود. سیلیکون به صورت پتاسیم سیلیکات محلول در آب در سه مرحله (V6، R1 و R4) و با غلظت 40 گرم در لیتر بر روی برگ ها محلول پاشی شد. نتایج نشان داد که افزایش دمای هوا طی دوره پر شدن بذر (R5-R7) در تاریخ کاشت های زودهنگام مهم ترین عامل کاهش کیفیت بذر است. همچنین توده های بذری آلوده به Phomopsis sp. و Nigrospora sp. همبستگی منفی معناداری با جوانه زنی و قدرت بذر داشتند. تاخیر در کاشت از طریق کاهش دما طی دوره پر شدن بذر و نیز کاهش آلودگی به این دو بیمارگر سبب افزایش کیفیت بذر شد. از طرف دیگر، مصرف قارچ کش بنومیل و پتاسیم سیلیکات با کاهش آلودگی های قارچی در توده های بذری و افزایش جوانه زنی و قدرت بذر موجب بهبود کیفیت بذر شدند. بنابراین، تاخیر در کاشت رقم زودرس ویلیامز، محلول پاشی پتاسیم سیلیکات و نیز قارچ کش بنومیل در مراحل زایشی را می توان به عنوان راهکارهایی به منظور افزایش کیفیت بذر این رقم به کشاورزان و تولیدکنندگان بذر در گرگان توصیه کرد.
    کلیدواژگان: پتاسیم سیلیکات، دما، قارچ کش، کیفیت بذر، Phomopsis sp
  • سعیده ملکی فراهانی، مهدی عقیقی شاهوردی صفحات 155-168
    به منظور بررسی خصوصیات کمی و کیفی گیاه زعفران تحت تاثیر کاربرد کود آهن به صورت کلات معمولی و نانوکلات، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک کامل تصادفی در سه تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شاهد در دو سال زراعی 91-1389 اجرا شد. فاکتور اول نوع کود آهن (نانوکلات و کلات معمولی)، و فاکتور دوم مقدار آهن (صفر، 450 و 900 گرم در هکتار) بود. نتایج نشان داد که نوع و مقدار کود آهن و اثر متقابل آنها بر اکثر صفات مورد بررسی معنادار شد. اضافه کردن کلات در هر دو شکل نانوکلات و کلات معمولی موجب افزایش عملکرد کلاله (حدود 50 درصد) شد. اثر متقابل نوع کود در مقدار کود نیز بر صفات وزن تر و تعداد گل، عملکرد تر و خشک کلاله، وزن بنه اصلی، تعداد بنه، تعداد برگ، کلروفیل a و کل، کارتنوئید و ماده موثره سافرانال معنادار شد. کاربرد نانوکلات آهن به مقدار 10 کیلوگرم در هکتار موجب تولید بیشترین عملکرد تر و خشک کلاله، تعداد برگ، غلظت کلروفیل a، غلظت کارتنوئید و ماده موثره سافرانال نسبت به تیمار شاهد شد که افزایش تولید نسبت به تیمار شاهد در بعضی از صفات به بیش از دوبرابر نیز رسید. نتایج تحقیق حاضر، نقش و تاثیر بیشتر کود نانوکلات آهن را نشان داد، به طوری که کاربرد 5 کیلوگرم نانوکلات آهن و 10 کیلوگرم کود معمولی کلات آهن نتایج یکسانی داشتند. به نظر می رسد فقیر بودن مزرعه از نظر مقدار آهن از یک طرف و کارایی نانوکلات در رهایش تدریجی از طرف دیگر به افزایش عملکرد منجر شد.
    کلیدواژگان: بنه، پیکروکروسین، سافرانال، عملکرد کلاله، کروسین
  • محمود رضا تدین، سعید نوروزی صفحات 169-182
    به منظور بررسی اثر نانواکسید تیتانیوم، نانوروی و نانوتیوب کربنی چندجداره بر عملکرد و اجزای عملکرد ماش، آزمایشی در یک مزرعه تحقیقاتی واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1392 صورت گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در این آزمایش، چهار غلظت (صفر، 50، 100 و 200 میلی گرم بر لیتر) از نانوذرات یادشده در مراحل رشدی شامل مراحل دو تا چهار برگی و شش تا هشت برگی و مرحله غلاف بندی روی برگ های گیاه ماش و براساس تیمارهای آزمایشی با اسپری محلول پاشی شدند. نتایج نشان داد که تیمارهای نانوذرات تاثیر معناداری بر برخی اجزای عملکرد ماش، و نیز غلظت های نانوتیوب کربن چندجداره در مقادیر 50، 100 و 200 میلی گرم بر لیتر تاثیر معناداری بر تعداد غلاف در بوته، وزن هزاردانه و عملکرد بیولوژیک داشت. همچنین نانواکسید تیتانیوم در غلظت 50 میلی گرم بر لیتر تاثیر مثبتی بر عملکرد دانه داشت و شاخص برداشت و تعداد دانه در غلاف و درصد پروتئین در مقادیر 50 و 200 میلی گرم بر لیتر نانوروی بیشترین مقدار را دارا بود. به طور کلی، کاربرد 50 میلی گرم بر لیتر از نانوذرات یادشده، بیشترین تاثیر را بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه ماش داشت.
    کلیدواژگان: درصد پروتئین، عملکرد دانه، ماش، نانوذرات
  • اسماعیل رضائی چیانه، سرور خرم دل، پریسا قره چالی صفحات 183-196
    این آزمایش به منظور بررسی اجزای عملکرد، عملکرد و نسبت برابری زمین تحت تاثیر کشت مخلوط تاخیری آفتابگردان و باقلا، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی - شهرستان نقده در سال زراعی 92-1391 به اجرا درآمد. تیمار های آزمایش شامل کشت مخلوط ردیفی (یک ردیف باقلا + یک ردیف آفتابگردان)، کشت مخلوط نواری (دو ردیف باقلا + چهار ردیف آفتابگردان، چهار ردیف باقلا + دو ردیف آفتابگردان و سه ردیف باقلا + سه ردیف آفتابگردان) و کشت خالص باقلا و آفتابگردان بود. الگو های کشت مخلوط تاخیری اثر معناداری بر صفات مورد مطالعه دو گیاه آفتابگردان و باقلا (به جز تعداد دانه در نیام باقلا) داشت. بیشترین عملکرد دانه آفتابگردان (4140 کیلوگرم در هکتار) و باقلا (3/2567 کیلوگرم در هکتار) از کشت مخلوط ردیفی و کمترین مقادیر عملکرد دانه آفتابگردان (7/3136 کیلوگرم در هکتار) و باقلا (1957 کیلوگرم در هکتار) از کشت خالص به دست آمد. درصد روغن آفتابگردان در تمامی تیمار های کشت مخلوط بیشتر از تیمار کشت خالص بود. بیشترین نسبت برابری زمین (85/1= LER) و کاهش یا افزایش عملکرد واقعی کل (67/1AYL=) از کشت ردیفی و بیشترین سودمندی کشت مخلوط (25/1= IA) از کشت مخلوط چهار ردیف باقلا + دو ردیف آفتابگردان به دست آمد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از کشت مخلوط تاخیری راهکار مناسبی برای استفاده بهتر از منابع محیطی و افزایش تولید محصول در مقایسه با کشت خالص دو گونه دارد.
    کلیدواژگان: درصد روغن، سودمندی کشت مخلوط، عملکرد دانه، کاهش یا افزایش عملکرد واقعی کل، نسبت برابری زمین
  • علی مومن پور، داود بخشی، علی ایمانی، حامد رضایی صفحات 197-216
    به منظور ارزیابی اثر تنش شوری بر خصوصیات رویشی و غلظت عناصر غذایی در برگ و ریشه های تعدادی از ژنوتیپ های بادام، آزمایشی با دو عامل ژنوتیپ در چهار سطح شامل ‘شاهرود 12’، ‘تونو’ و ژنوتیپ ’16-1‘ پیوندشده روی پایه GF677و پایه GF677 و شوری آب آبیاری در پنج سطح شامل غلظت های صفر، 2/1، 4/2، 6/3 و 8/4 گرم در لیتر کلرید سدیم (به ترتیب با هدایت الکتریکی 5/0، 5/2، 9/4، 3/7 و 8/9 دسی زیمنس بر متر) در گلخانه تحقیقاتی موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر در سال 1392 انجام گرفت. با اعمال تنش شوری و افزایش غلظت آن، میزان قطر پیوندک، ارتفاع پیوندک، تعداد برگ تولیدی و درصد برگ های سبز، کاهش و درصد برگ های نکروزه و ریزش یافته افزایش یافتند. بررسی غلظت عناصر غذایی در برگ و ریشه نشان داد که در همه ژنوتیپ ها، بیشترین میزان کلر (94/4 درصد) و سدیم (12/2 درصد)، نسبت سدیم/پتاسیم (03/2)، سدیم/کلسیم (92/1)، سدیم/منیزیم (81/6)، سدیم/فسفر (07/14) و کمترین کلسیم (06/1 درصد)، منیزیم (33/0 درصد)، فسفر (146/0 درصد)، روی (7/32 قسمت در میلیون) و مس (33/9 قسمت در میلیون) برگ، در تیمار 8/9 دسی زیمنس بر متر کلرید سدیم مشاهده شد. نوع پیوندک در ممانعت از جذب سدیم و کلر توسط ریشه و انتقال آن به قسمت هوایی موثر است. ‘شاهرود 12’ در همه سطوح شوری، دارای کمترین مقدار کلر و سدیم و کمترین نسبت سدیم/پتاسیم، سدیم/کلسیم، سدیم/منیزیم و سدیم/ فسفر و نیز بیشترین نسبت کلر/سدیم بود. همچنین این رقم توانست در سطوح بالای شوری (3/7 دسی زیمنس بر متر)، از طریق افزایش پتاسیم (65/1 درصد)، مس (62/9 قسمت در میلیون)، آهن (30/22 قسمت در میلیون) و روی (45/50 قسمت در میلیون) بیشتر از دیگر ژنوتیپ های مورد بررسی، با تاثیرات مخرب سدیم مقابله کند. رقم ‘شاهرود 12’ متحمل ترین رقم به شوری در بین تیمارها بود.
    کلیدواژگان: بادام، پایه GF677، تنش شوری،  شاهرود 12'، عناصر پرمصرف، عناصر کم مصرف
  • بهنام کامکار، ام البنین گرزین، نفیسه خلیلی، محمدحسین قربانی صفحات 217-228
    آزی وش (Corchorus olitorius L.) یک گیاه دارویی باارزش به شمار می رود که اولین بار در ایران در سال 1392 کشت و تولید شد. در این مطالعه، واکنش جوانه زنی این گیاه نسبت به دما (10، 15، 20، 25، 30، 35، 40، 45 و 50 درجه سانتی گراد) در آزمایشگاه بذر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 1390 بررسی شد. اثر دما بر حداکثر درصد جوانه زنی (MGP)، سرعت جوانه زنی (R50)، یکنواختی جوانه زنی (GU)، زمان تا رسیدن به 10 (D10)، 50 (D50) و 90 (D90) درصد حداکثر جوانه زنی، درصد گیاهچه نرمال (NS%) و طول گیاهچه (LS) در سطح 1 درصد معنادار بود. همچنین واکنش جوانه زنی به دما تا رسیدن به 10، 50 و 90 درصد حداکثر جوانه زنی با استفاده از سه مدل رگرسیون غیر خطی (مدل های دو تکه ای، دندان مانند و بتا) ارزیابی شد و مدل بتا، مدل برتر تعیین شد. دماهای کاردینال در 50 درصد حداکثر جوانه زنی شامل دمای پایه 18/10 درجه سانتی گراد، دمای بهینه 31/37 درجه سانتی گراد، دمای سقف 50 درجه سانتی گراد و زمان بیولوژیک 56/13 ساعت بود. نتایج مدل بتا در برازش طول گیاهچه و درصد گیاهچه نرمال نشان داد ظهور گیاهچه در دامنه دمایی 11 تا 44 درجه سانتی گراد، بیشترین طول گیاهچه در دمای 34/35 درجه سانتی گراد و بیشترین درصد گیاهچه های نرمال در دمای 31 درجه سانتی گراد اتفاق افتاده است.
    کلیدواژگان: آزی وش، دماهای کاردینال، زمان بیولوژیک، گیاهچه نرمال، مدل بتا
  • امیرحسن خدابخشی، بهنام کامکار، نفیسه خلیلی صفحات 229-240
    این تحقیق به منظور کمی سازی واکنش سرعت جوانه زنی گیاه دارویی مرزه (hortensis L. Satureja) نسبت به دما و پتانسیل آب انجام گرفت. بدین منظور، جوانه زنی این گیاه تحت تاثیر تیمار های دمایی (12، 15، 20، 25، 30، 35، 37 و 40 درجه سانتی گراد) و پتانسیل های آب (صفر، 1/0-، 3/0-، 5/0- و 7/0- مگاپاسکال) در آزمایشگاه تحقیقات بذر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال 1392 بررسی شد. نتایج نشان داد تاثیر دما، پتانسیل آب و اثر متقابل آنها بر حداکثر درصد جوانه زنی، سرعت در 50 درصد جوانه زنی و زمان رسیدن به 10، 50 و 90 درصد جوانه زنی معنادار بود. همچنین با کاهش پتانسیل آب، درصد و سرعت جوانه زنی کاهش یافت. با افزایش دما تا دمای 25 درجه سانتی گراد درصد و سرعت جوانه زنی افزایش و پس از آن کاهش یافت. با ارزیابی سه مدل رگرسیون غیر خطی شامل مدل دو تکه ای، دندان مانند و بتا، مدل بتا به عنوان مدل برتر انتخاب و دماهای پایه، مطلوب و سقف به ترتیب 56/7، 98/23 و 40 درجه سانتی گراد و زمان بیولوژیک جوانه زنی در پتانسیل صفر (تیمار شاهد) 17/91 ساعت برآورد شد. دماهای کاردینال جوانه زنی به طور معنادار تحت تاثیر پتانسیل آب قرار نگرفت، اما زمان بیولوژیک جوانه زنی به ازای کاهش یک مگاپاسکال پتانسیل آب، 64/17 ساعت افزایش یافت.
    کلیدواژگان: دماهای کاردینال، زمان بیولوژیک، مدل بتا، مدل دندان مانند، مدل دو تکه ای
  • زبیده البرز، فریبرز حبیبی، سید نجم الدین مرتضوی صفحات 241-255
    به منظور بررسی اثر محلول پاشی قبل و پس از برداشت پلی آمین ها بر افزایش عمر گلجایی آلسترومریا رقم ‘سوکاری’ (Alstroemeriaaurantica cv.Sukari)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو نوع پلی آمین (پوتریسین و اسپرمین) در چهار سطح (صفر، 5، 10 و 20 میلی گرم در لیتر) انجام گرفت. تیمار 20 میلی گرم در لیتر پوتریسین و اسپرمین عمر گلجایی را به ترتیب 19 و 22 روز، و تیمار 10 میلی گرم به ترتیب 14 و 18 روز افزایش دادند. تیمار پوتریسین و اسپرمین در هر سه مرحله نمونه برداری اثر معناداری بر شاخص کلروفیل برگ داشت. در مرحله اول، نمونه برداری غلظت 20 میلی گرم در لیتر پوتریسین و غلظت 10 و 20 میلی گرم در لیتر اسپرمین اثر معناداری بر وزن تر و خشک داشت. غلظت های 10 و 20 میلی گرم در لیتر پوتریسین و اسپرمین به طور معناداری فعالیت آنزیم کاتالاز را در مراحل اول و دوم نمونه برداری افزایش داد و اثر اسپرمین بیشتر از پوتریسین بود. تیمار 20 میلی گرم در لیتر اسپرمین به افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز منجر شد و فعالیت آن را تا مرحله سوم نمونه برداری افزایش داد. پوتریسین و اسپرمین به طور معناداری سبب کاهش فعالیت آنزیم کلروفیلاز برگ و پکنیناز و فنل اکسیداز گل آلسترومریا شد و بهترین تیمار، 20 گرم در لیتر اسپرمین بود. تیمارهای 10 و 20 میلی گرم در لیتر پوتریسین و اسپرمین اثر معناداری بر افزایش مقاومت غشایی گلبرگ در مراحل اول و دوم نمونه برداری داشت. براساس نتایج تحقیق حاضر، اسپرمین 20 میلی گرم در لیتر و پوتریسین 10 میلی گرم در لیتر بیشترین تاثیر را در افزایش عمر گلجایی و کاهش پیری گل های آلسترومریا داشتند. اسپرمین در افزایش عمر گلجایی آلسترومریا موثرتر از پوتریسین بود.
    کلیدواژگان: پکتیناز، سوپراکسیددیسموتاز، فنل اکسیداز، کاتالاز، کلروفیلاز
  • ابوالفضل فرجی صفحات 257-270
    به منظور بررسی تاثیر آب مصرفی، تعداد دانه و مقدار آب نسبی برگ بر وزن دانه کلزا (Brassica napus L.)، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در دو شرایط آبیاری تکمیلی و دیم طی سال های 86-1384 انجام گرفت. پنج تاریخ کاشت با فاصله 30 روز در کرت های اصلی و دو رقم کلزا (‘هایولا401’ و ‘آرجی اس003’) در کرت های فرعی قرار گرفتند. بین آب مصرفی در فرایند تبخیرتعرق و وزن هزاردانه ارقام مورد مطالعه، رابطه خطی مثبتی مشاهده شد. آبیاری تکمیلی سبب افزایش معنادار وزن دانه و عملکرد شد. میانگین وزن هزاردانه در شرایط آبیاری تکمیلی و دیم در سال 85-1384 به ترتیب 2/3 و 7/2 گرم و در سال 86-1385 به ترتیب 2/4 و 7/3 گرم بود. بین وزن هزاردانه با مقدار آب نسبی برگ در 10 روز پس از شروع پر شدن دانه رابطه خطی قوی وجود داشت که به ترتیب 92 و 84 درصد از تغییرات در ‘هایولا401’ و ‘آرجی اس003’ را توجیه کرد. به ازای هر درصد افزایش آب نسبی برگ، وزن هزاردانه در ‘هایولا401’ و ‘آرجی اس003’ به ترتیب 191/0 و 146/0 گرم افزایش یافت. روابط قوی بین وزن هزاردانه با آب مصرفی در فرایند تبخیرتعرق و مقدار آب نسبی برگ تحت شرایط محیطی و ارقام مختلف نشان دهنده اهمیت این صفات در تعیین وزن دانه کلزا بود.
    کلیدواژگان: آبیاری تکمیلی، بارندگی، رقم، کانولا، گلستان
  • محسن زعفرانیه صفحات 271-282
    به منظور بررسی خصوصیات اجزای عملکرد و عملکرد ژنوتیپ های متحمل به سرمای نخود در شرایط کشت انتظاری و آبیاری تکمیلی، دو آزمایش در قالب طرح بلوک های جزئی متعادل با 81 ژنوتیپ نخود و سه تکرار در کشت پاییزه اجرا شد. آبیاری تکمیلی در طی فصل رشد، شامل آبیاری بلافاصله پس از کاشت، 20 روز بعد از آبیاری اول و نیز در آغاز مرحله گلدهی انجام گرفت. پس از سرمای زمستان، درصد بقای نمونه های نخود تعیین شد و مجموع بارندگی از کاشت تا برداشت، 267 میلی متر بود. همچنین ویژگی های اجزای عملکرد دانه (درصد بقا، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن 100 دانه) و عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت ژنوتیپ ها اندازه گیری و ثبت شدند. براساس نتایج، تفاوت میان ژنوتیپ ها از نظر همه خصوصیات اندازه گیری معنادار بود. تحت شرایط آبیاری تکمیلی، 40 درصد ژنوتیپ ها دارای بیش از 76 درصد بقای زمستانه بودند و عملکرد دانه 52 درصد ژنوتیپ ها بیش از 100 گرم در متر مربع بود. در شرایط کشت انتظاری عملکرد دانه حدود 32 درصد از نمونه ها بیش از 40 گرم در متر مربع بود. در نهایت در شرایط کشت انتظاری و آبیاری تکمیلی ژنوتیپ های ’333MCC ‘،’186 MCC ‘، ’803MCC‘ و ’743MCC‘ با عملکرد بیش از 600 کیلوگرم در هکتار ژنوتیپ های برتر شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: آبیاری تکمیلی، تحمل به سرما، درصد بقا، کشت انتظاری، نخود
|
  • Mansoureh Hatamian, Mostafa Arab, Mahmoud Reza Roozban Pages 1-11
    Light as an important environmental factor، influences many aspects of plant growth and development. Leaves are different in some characters including stomatal behavior under shade or light conditions. In this study، the effects of different levels of light intensity on stomatal behavior of two rose cultivars، ‘Gulmira’ and ‘Red One’، were evaluated under controlled conditions. To obtain different light intensities، green polyethylene nets were used. Treatments were light intensities of 1200 (Control)، 640، 520 and 240 mmol/m2­­/s. Based on the results، the highest stomatal length and width were found in 640 mmol/m2­­/s in both cultivars. Regarding stomatal density، there were no significant differences among different levels of light intensities، although cultivar effect was significant. Therefore، stomatal density was higher in ‘Gulmira’ than ‘Red One’. Also، stomatal conductance was significant only between cultivars، and there was no significant difference among light treatments. However there was an increasing trend of stomatal conductance with increasing light intensities.
    Keywords: Shading, Stomatal conductance, Stomatal density, Stomatal length, Stomatal width
  • Hossein Rezvani, Jafar Asghari, Seyed Mohammadreza Ehteshami, Behnam Kamkar Pages 13-26
    For determination of economic damage threshold of four wheat (Triticum aestivum L.) cultivars in different densities of wild mustard (Sinapis arvensis L.)، experiments were conducted at Agricultural Research Station Gorgan during 2010-2012. The experimental design consisted of four randomized complete blocks in a factorial arrangement. The treatments comprised of factorial combination of wild mustard densities and wheat cultivars. Five different densities of wild mustard (zero، four، eight، 16 and 32 plants. m-2) and four wheat cultivars (‘Arta’، ‘Tajan’، ‘Mogan’ and ‘Morvarid’) were considered in all the replications. Cousens hyperbolic equation was used to describe the yield reduction due to wild mustard competition. The maximum yield reduction was associated with high densities of wild mustard and among the cultivars، ‘Arta’ and ‘Morvarid’ had the maximum and minimum yield reductions، respectively. Calculated competitive indexes indicated that ‘Morvarid’ cultivar in competition with wild mustard had a high capacity to prevent yield loss (high tolerance) and on the other hand، dry weight and seed amount of weed was also greatly reduced. Using extended Cousens hyperbolic model and Odonovan formula، economic damage threshold for wheat in two years determined in densities of 4. 11، 3. 68، 2. 33 and 2. 11 plant/m2 for ‘Morvarid’، ‘Moghan’، ‘Tajan’ and ‘Arta’ cultivars in climatic conditions of Gorgan.
    Keywords: Competition, Economic threshold, Wheat, Wild mustard, Yield loss functions
  • Iman Javad, Zarrin, Babak Moteshare Zade Pages 27-41
    The aim of this research was to evaluate the average concentrations of micronutrients including: Copper (Cu), Iron (Fe), Manganese (Mn) and Zinc (Zn) in the shoots of different cultivars of wheat in stem elongation stage in a soil contaminated with cadmium (Cd). The treatments consisted of three levels of Cd (0 (as control, Cd0), 40 (Cd40) and 80 (Cd80) mg Cd/kg soil) and fourteen different cultivars of wheat (‘Bahar’, ‘Alvand’, ‘Niknezhad’, ‘Pishtaz’, ‘Azadi’, ‘Shahriyar’, ‘Pishgam’, ‘Marvdasht’, ‘Parsi’, ‘Sivand’, ‘Shiraz’, ‘Omid’, ‘Roshan’ and ‘Navid’), respectively. The results showed the effect of Cd on concentrations of micronutrients were highly significant. Cu concentration was decreased in shoot of all studied cultivars, as levels of Cd were increased. Except two cultivars (‘Pishgam’ and ‘Omid’) which showed an increase in Fe concentration in Cd40 comparing with control, Fe concentration was decreased in other cultivars. Most and least Cd concentration in Cd40 was recorded by Niknezhad (7 mg/kg DW) and Parsi (2 mg/kg DW), respectively. Also, most and least Cd concentration in Cd80 was observed in ‘Pishgam’ (20 mg/kg DW) and ‘Navid’ (6 mg/kg DW). Generally, ‘Niknezhad’ and ‘Pishgam’ had the highest reliability of cadmium uptake. Also the lowest reliability of cadmium uptake was observed about ‘Parsi’ and ‘Navid’.
    Keywords: Food Safety, Heavy Metals, Micronutrients, Toxicity
  • Arefe Razzazi, Majid Aghaalikhani, Barat Ghibadian, Behnam Zand, Sayyed Mohammad Safyeddin Ardabili Pages 43-52
    Castor bean (Ricinus communis L. (with a capability to withstand harsh conditions، low nutritional needs، 50 percent of oil content and high- quality، is one of the best crop used to produce biodiesel. The first step toward introduction and widespread cultivation of this crop is to investigate the energy balance for its cultivation. To do so، energy input (include renewable and nonrenewable) and output were calculated through an examination of all inputs during two consecutive years of cultivation (2012-2014) in Varamin county in Tehran province. Energy indicators were also assessed. Result showed Indirect، non-renewable sources of energy with 59. 68 and 80. 86 percent of 11245. 64 MJ energy consumption، comprise the major part of the consumable energy in castor bean cultivation. Moreover، among inputs fertilizers and pesticides with the share of 55. 26 percent of the total consumable energy considered as the highest energy inputs. Fuels with the share of 21. 28 percent formed placed at the second rank of consumable energy. Energy use efficiency in seed production was calculated to be 3. 81، which is a considerable amount when compared with other crops used to produce biodiesel. Therefore، in order to expand the cost efficient and mechanized system of castor production، breeding of the current local ecotypes is recommended.
    Keywords: Bioethanol, Biofuels, Energy, Input, Net gain, output
  • Forough Saydpour, Mohammad Sayyari, Fardin Ghanbari Pages 53-67
    Glycine betaine (GB) is one of the osmotic plant-protecting members that accumulate in response to abiotic stresses. An experiment was، therefore، conducted to test whether GB application at various concentrations (0، 10، 20 and 30 mM) through seed soaking or foliar spray methods would protect cucumber seedlings، subjected to chilling stress. At two true leave stages، after GB treatment، the seedlings were exposed to chilling six h/day at 3°C for 6 days. Results showed that GB pre-treatment improved growth parameters of seedlings subjected to chilling stress and provided significant protection against chilling stress compared to non-GB-treated seedlings. GB prevented chilling injuries with increasing chlorophyll، proline content and antioxidant activities and decreasing electrolyte leakage، malondialdehyde and hydrogen peroxide content. The highest cold tolerance was obtained with 20 and 30 mM GB application and seed soaking method provided better protection compared to foliar spray method.
    Keywords: xidant activity, Electrolyte leakage, Hydrogen peroxide, Malondialdehyde, Proline content
  • Oroj Valizadegan Pages 69-80
    In order to evaluate the density، population and insect fauna diversity and agronomical yield in intercropping faba bean (Vicia faba L.) andcoriander (Coriandrum sativum L.)، a field experiment was conducted based on a randomized complete block design with three replications at the farm located in Nagadeh، West Azerbaijan province، Iran during growing season in 2012-2013. Treatments included 75 percent faba bean + 25 percent coriander، 50 percent faba bean + 50 percent coriander، 25 percent faba bean + 75 percent coriander and their monoculture. Results showed that the maximum population of pest obtained under monoculture، while the maximum population of biological predators was observed under 50 percent faba bean + 50 percent coriander، respectively. The highest seed yield and biological yield of faba bean were obtained in monoculture and the lowest grain yield and biological yield were achieved in 75 percent faba bean + 25 percent coriander، respectively. The results showed that the maximum seed yield and biological yield of coriander were obtained at monoculture، and the minimum seed yield and biological yield of coriander were achieved in 75 percent faba bean + 25 percent coriander، respectively. There was no significant difference between treatments in the essential oil percentage but the highest essential oil yield was higher than other treatments. The highest (1. 58) and the lowest LER (1. 40) values was obtained from 75 percent faba bean + 25 percent coriander and 50 percent faba bean + 50 percent coriander، respectively.
    Keywords: Biological predators, Essential oil, Land equivalent ratio, Pest, Shannon, wiener index
  • Ghasem Sartip, Jafar Hajilou Pages 81-91
    To determine the effects of pre-harvest salicylic acid (SA) treatments on postharvest life and quality of apricot fruits، four different concentrations (one، 1. 5، three and 4. 5 mM) were applied six days before harvesting of apricot fruits cv. ‘Shamlou’. Fruits harvested at commercial maturity stage and stored at 2ºC with 90 percent RH on the same day for a period of three weeks. The fruit was evaluated for weight loss، flesh firmness، total soluble solid (TSS) contents، titratable acidity (TA)، ascorbic acid contents، total phenolic contents and total flavonoids in treated and nontreated fruits. Results showed that salicylic acid treatments significantly exhibited weight loss and flesh firmness compared with control. At the end of storage، the highest ascorbic acid content and total phenolic content was observed in 4. 5 mM SA treated fruits. The highest flesh firmness، titratable acidity and flavonoids were observed at three mM SA treated fruits and at the end stage of storage. The lowest weight loss، TSS and pH were recorded at 3mM SA treated fruits.
    Keywords: Flesh firmness, Postharvest life, Total phenolic, Total flavonoids, Weight loss
  • Asma Bastami, Majid Majidian, Golam Reza Mohsenabadi, Davood Bakhshi Pages 93-193
    To investigate the effects of mycorrhizal fungi، phosphatic biofertilizer and manure application on yield and quantitative and qualitative criteria of coriander an experiment was conducted at Khoramabad during growing season of 2013. The experiment design was applied as factorial layout based on a randomized complete block design with 18 treatments and three replications. The factors were mycorrhizal inoculation in two levels (non-inoculation and inoculation)، phosphate biofertilizer in three levels (zero، 35 and 70 kg/ha) and manure in three levels (10، 20 and 30 ton/ha). Result indicated that mycorrhizal inoculation and phosphate biofertilizer had significant (one percent) effects on plant height، inflorescence number per plant، 1000 seed weight، seed yield، biomass yield، essential oil and essential oil yield of coriander. Mean comparison showed that the highest effects among factors were obtained by mycorrhizal inoculation on all parameters. The highest seed yield)1780. 67 kg/ha)، biomass yield (3831. 7 kg/ha) and essential oils (0. 4 percent) were obtained of inoculation with mycorrhiza، consumption of 70 kg/ha phosphate biofertilizer and 20 ton/ha manure and they were 80، 51 and 135 percent more efficient than chemical control، respectively. Positive and synergistic interactions were obtained between mycorrhizal inoculation × phosphate biofertilizer on seed yield.
    Keywords: Biofertilizer, Coriander, Essense, Manure, Mycorrhiza
  • Raouf Seyed Sharif Pages 109-130
    To study the effects of nano-zinc oxide and seed inoculation with brady rhizobium and plant growth promoting rhizobacteria on yield and some agronomic traits of soybean، a factorial experiment based on randomized complete block design with three replications was conducted in 2013 at the research farm of the Islamic Azad University، Ardabil Branch. Treatments were foliar application of nano-zinc oxide at four levels (zero، 0. 3، 0. 6 and 0. 9 gr/litr) and seed inoculation with brady rhizobium and plant growth promoting rhizobacteria at five levels (without inoculation as control، seed inoculation with brady Rhizobium japanicum، seed inoculation with brady rhizobium R. japanicum + Azosprillum lipoferum strain OF، seed inoculation with brady Rhizobium japanicum + Psedomonas putida strain 41، seed inoculation with brady Rhizobium japanicum + Azosprillum lipoferum + Psedomonas putida. The results showed that maximum of plant height، grain 100 weights، the number of nodules per plant and grain yield، total dry matter (530 gr/m2)، crop growth rate (9. 48 gr/m2. day) and relative growth rate (0. 1 gr/gr. day) were obtained at foliar application of 0. 9 gr/litr nano-zinc oxide + seed inoculation with rhizobium + Azosprillum + Psedomonas and the least of these indices were obtained at without foliar application of nano-zinc oxide + seed inoculation. It seems that using 0. 9 gr/lit of nano-zinc oxide × seed inoculation with rhizobium and PGPR could increase the grain yield and some agronomic traits of soybean and can be recommended to the growers.
    Keywords: Nano, Zinc oxide, PGPR, Rhizobium, Seed inoculation, Soybean
  • Yalda Ghazi-Vakili, Ali Reza Motallebi-Azar, Fariborz Zare Nahandi, Naser Mahna Pages 131-138
    Due to the importance of production and propagation of virus-free potato plants، some of the factors involved in the propagation of potato (plantlet production and virus-free in vitro microtuberization) has been studied. In most reports، adding a mixture of amino acids play an important role in plant tissue culture and development of the explants in many cases increase. This experiment was conducted in a completely randomized design with three replications to investigate the effects of glutamine، arginine، asparagine، cysteine and their combinations on microtuberization of potatoes. Lateral buds from in vitro shoots were cultured on MS medium under sterile conditions. Cultures were kept in constant darkness and temperatures of 17 ± 2°C in a germinator. During the first month of culture microtuberization rate and after two months other microtuberization traits such as microtubers weight was measured. Analysis of variance showed that all traits except microtuber without rest were significantly affected by four amino acids. In this study، arginine in combination with asparagine had a positive role in improving the most important characteristics such as weight and microtuberization rate.
    Keywords: Arginine, Asparagine, Dormancy, Microtuberization rate, Weight of microtuber
  • Morteza Gorzin, Farshid Ghaderi-Far, Ebrahim Zeinali, Seyed Esmaeil Razavi, Mohammad Monyan Ardestani Pages 139-153
    This study was conducted to investigate the effects of planting date، foliar application of benomyl fungicide and potassium silicate in improving the quality of soybean (cv. Williams) seed in Gorgan during 2011 and 2012. In the first year (2011)، the experimental treatments were including planting dates (April 20، May 13، June 3، June 29 and July 22) and foliar application of benomyl fungicide (used at R3 + R6 or unused) and in the second year (2012) were including planting dates (May 1 and July 7)، foliar application of benomyl fungicide، silicon (Si) and silicon + benomyl. Water-soluble potassium silicate as silicon supply، in three stages (V6، R1 and R4)، at the concentration of 40 grams per liter was sprayed on the leaves. The results showed that an increase in air temperature during seed filling period (R5-R7) in the early planting dates is the most important factor in reducing seed quality. Also، a significant negative correlation was observed between seed infection by Phomopsis sp. and Nigrospora sp. and seed germination and vigor. Delayed planting by reducing the temperature during seed filling period and seed infection by this pathogenic fungi، increased seed quality. Foliar application of benomyl fungicide and potassium silicate by reducing seed infection by pathogenic fungi، improved the quality of soybean seeds. Thus، the delay in planting of precocious cv. Williams، foliar application of potassium silicate and benomyl fungicide in reproductive stages can be advised as the strategies to enhance the seed quality of this cultivar to the farmers and seed producers in Gorgan.
    Keywords: Fungicide, Phomopsis sp, Potassium Silicate, Seed quality, Temperature
  • Saeideh Maleki Farahani, Mahdi Aghighi Shahverdi Pages 155-168
    To evaluate the effect of nano-iron chelate and also to make a comparison with effect of EDDHA iron chelate on saffron، an experiment was conducted as factorial based on a randomized complete block design with six treatments and three replications in Shahed University، Tehran in 2011 and 2012. Treatments included iron fertilizer (Nano chelate and common chelate) in three levels (zero، 450 and 900 g/hairon). The results showed that all traits except carotenoid، chlorophyll a concentration and leaf width affected by type and amount of iron fertilizer or their interaction. Saffron yield increased by both iron sources (about 50 percent). Application of 10 kg/ha of nano-iron chelate fertilizer، increased dry stigma yield، fresh flower weight، flower number، leaf number، main corm diameter and total corm weight of saffron compared to control though they were in some cases two times compared to control. Totally، results indicated more effectiveness of nano-iron at five kg/ha nano iron chelate fertilizer and 10 kg/ha common iron chelate fertilizer had the same effects on most of the traits. It seems that soil Fe deficiency and nano chelate efficacy in slow releasing may lead to saffron yield increment.
    Keywords: Corm, Crocin, Picrocrocin, Saffron, Stigma yield
  • Mahmoud Reza Tadayon, Saeid Norouzi Pages 169-182
    Effect of nano titanium oxide، nano zinc and multiwall carbon nano tube on yield and yield components of green gram was carried out in Kohkiloyeh-Boyrahmad province، Iran with 30 degrees 45'' N and 50 degrees 44'' in 2013 growing seasons. The experiment was arranged as factorial in a completely randomize block design with three replications، treatments including: four concentrations (zero، 50، 100 and 200 mg/l) of above nano particles، were spraying on green gram plants at 4-2 leaf، 8-6 leaf stages and pod stage. The results showed all of nano particle treatments had significant effect on some yield components of green gram plants. Concentrations of multiple carbon nano tube at 50، 100 and 200 mg/l had significant effect on number of pod/plant، seed thousand weight and biological yield، also nano titanium oxide at 50 mg/l had positive effect on grain yield. The harvest index، the number of grain/pod and seed protein percent was higher under 50 and 200 mg/l of nano zinc treatments. In conclusion، the spraying of 50 mg/l of above nano particles had the highest effect on yield and its components of green gram.
    Keywords: Green Gram, Nano Particles, Protein Percent, Yield
  • Esmaeil Rezaei-Chiyaneh, Sorour Khorramdel, Parisa Garachali Pages 183-196
    To evaluate the yield components، yield and land equivalent ratio affected by relay intercropping of sunflower (Helianthus annuus L.) with faba bean (Vicia faba L.)، a field experiment was arranged based on a randomized complete block design with three replications at the Agricultural Research Station Payamenoor University of Nagadeh، Iran during growing reason of 2012-2013. The treatments included row intercropping)one row of sunflower + one row of faba bean (، strip intercropping) two rows of faba bean + four rows of sunflower، four rows of faba bean + two rows of sunflower، three rows of faba bean + three rows of sunflower (and monoculture faba bean and sunflower. The results indicated that the relay intercropping patterns had significant effect on studied traits of sunflower and faba bean (except number of seed per pod of faba bean). The highest seed yield of sunflower (4140 kg/ha) and faba bean (2567. 33 kg/ha) were obtained from row intercropping and the lowest seed yield of sunflower (3136. 67 kg/ha) and faba bean (1957 kg/ha) were obtained in their monoculture. The oil percentage of all intercropping treatments was higher than monoculture. The maximum land equivalent ratio (1. 85) and actual yield loss (1. 74) were calculated in row intercropping and the highest intercropping advantage (1. 25) was achieved in four rows of faba bean + two rows of sunflower. The results showed that the use of relay intercropping results in better utilization of environmental resources and increased crop production compared to monoculture of the same species.
    Keywords: Actual yield loss, Intercropping advantage, Land equivalent ratio, Oil percentage, Seed yield
  • Ali Momenpour, Davood Bakhshi, Ali Imani, Hamed Rezaie Pages 197-216
    The types of scion-rootstock compound and level of salinity affect on growth characteristics and concentration of nutrition elements of almond leaves and roots. In order to evaluate the effect of salinity stress on vegetative traits and concentration of nutrition elements of leaves and roots almond genotypes، a experiment was carried out with two factors; cultivar in four levels including ‘Shahrood 12’، ‘Touno’، ‘1-16’ budded on GF677 rootstock and GF677 and water salinity in five levels including zero، 1. 2، 2. 4، 3. 6 and 4. 8 g/l of sodium chloride salt (with the electrical conductivity of 0. 5، 2. 5، 4. 9، 7. 3 and 9. 8 ds/m، respectively). The result showed that with increasing salinity concentration، branch height، branch diameter، and number of produced leaves and percentage of green leaves have been reduced but percentage of necrotic leaves and percentage of downfall leave were increased. The result showed that in the total genotypes studied، the highest rate of Na+ (2. 12%)، Cl- (4. 94%)، ratio Na+/K+ (2. 03%)، ratio Na+/Ca++ (1. 92%)، ratio Na+/Mg++ (6. 81%)، ratio Na+/P (14. 07%)، and the lowest rate of Ca++ (1. 06%)، Mg++ (0. 33%)، P (0. 146%)، Zn++ (32. 7 ppm)، Cu++ (9. 33 ppm)، in leaves was observed in treatment 9. 8 ds/m of NaCl. The result showed that type of scion was affected in obstruction of Na+ absorption by the roots and their transported to leaves. In the total level of salinity studied، ‘Shahrood 12’ was the lowest rate of Na+، Cl-، ratio Na+/K+، ratio Na+/Ca++، ratio Na+/Mg++، ratio Na+/P and the highest ratio Cl-/ Na+. Also، this cultivar can tolerate high level of salinity (7. 3 ds/m)، by increasing content of K+ (1. 65%)، Cu++ (9. 62 ppm)، Fe++ (22. 30 ppm)، Zn++ (50. 45 ppm) more than other genotypes studied in this research، to deal with the devastating effects of Na+. Overall، ‘Shahrood 12’ was recognized as the most tolerant cultivar to salinity stress.
    Keywords: Almond, GF677, Macronutrients, Micronutrients, Salinity stress, Shahrood 12'
  • Behnam Kamkar, Ommolbanin Gorzin, Nafiseh Khalili, Mohammadhosein Ghorbani Pages 217-228
    Almolookhiyeh (Corchorus olitorius L.) known in the world as a valuable medicinal plant that was produced for the first time in Iran in 2011. This study was aimed to quantify germination response of Almolookhiyeh to temperature. For this purpose، seeds were exposed to different constant temperatures (10، 15، 20، 25، 30، 35، 40، 45 and 50°C) in Seed Research Lab، Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources in 2011. Results showed that the effect of temperature on the maximum germination percentage (MGP)، germination rate (R50)، germination uniformity (GU)، and time to 10، 50 and 90 percent germination as (D10)، (D50) and (D90)، the percentage of normal seedlings (NS%) and seedling length (LS) was highly significant. Assessment of three nonlinear regression models including segmented، dent-like and beta models based on 10، 50 and 90 percent germination revealed that beta model was superior to other models. Based on the superior model (Beta)، base، optimum and ceiling temperatures were estimated as 10. 18، 37. 31 and 50°C، respectively. Biological hours also were calculated as 13. 56 hours. Using beta model to regress seedling length against temperature and normal seedling percentage versus temperature showed that seedling emergence، the maximum seedling length and the highest normal seedling percentage were occurred at 11 to 44، 35. 34 and 31°C، respectively.
    Keywords: Almolookhiyeh, Beta model, Biological time, Cardinal temperatures, Normal seedling
  • Amirhasan Khodabakhshi, Behnam Kamkar, Nafiseh Khalili Pages 229-240
    This study was conducted to quantify germination response of annual savory (Satureja hortensis L.) to temperature and water potential. For this purpose، seeds were exposed to different temperature (12، 15، 20، 25، 30، 35، 37 and 40°C) and water potential (zero، -0. 1، -0. 3، -0. 5 and -0. 7 MPa) treatments in Seed Research Lab.، Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources in 2013. Results indicated that temperature and water potential and interacted effects had significant effect on maximum germination percentage، germination rate (reciprocal time to 50 percent germination)، and time to 10، 50 and 90 percent germination. Along with water potential decrement، both germination percentage and rate decreased. With temperature increasing to optimum temperature، both germination percentage and rate increased، while it decreased from optimum temperature onward. Assessment of three nonlinear regression models including segmented، dent-like and beta models revealed that the last one was selected as the superior model. Based on the superior model (Beta)، base، optimum and ceiling temperatures were estimated as 7. 56، 23. 98 and 40°C، respectively. Biological hours for control treatment (zero potential water) was calculated as 91. 17 hours. Cardinal temperatures were not affected by water potential، but biological hours for germination was delayed as 17. 64 hours per each unit water potential increment.
    Keywords: Beta model, Biological time, Cardinal temperatures, Dent, like model, Segmented model
  • Zobeydeh Alborz, Friborz Habibi, Seyed Najmadin Mortazavi Pages 241-255
    In order to study the effect of pre and postharvest polyamines spraying on increasing vase life of alstroemeria (Alstroemeriaaurantica cv. Sukari)، an experimental was conducted on completely randomized factorial design with two types polyamines (putrescine، spermine) in four levels (zero، five، 10، 15 and 20 mg/l). Results showed that، 20 mg/l of putrescine and spermine treatments increased vase life to 19 and 20 days، and 10 mg/l increased vase life to 14 and 18 days، respectively. Putrescine and spermine treatments had a significant effect on leaf chlorophyll index in three stages of sampling. In the first stage of sampling، 20 mg/l putrescine concentration and 10 and 20 mg/l spermine concentration had a significant effect on fresh and dry weight. Concentrations of putrescine and spermine (10 and 20 mg/l) significantly increased catalase enzyme activity in the first and second stage of sampling and spermine effect was more than putrescine. Treatment of 20 mg/l spermine significantly increased superoxide dismutase enzyme activity and increased its activity until third stage of sampling. Putrescine and spermine significantly decreased chlorophyllase، pectinase and phenoloxidase and best treatment was 20 mg/l spermine. Treatments of putrescine and spermine (10 and 20 mg/l) had significant effect on increasing membrane resistance in the first and second stage of sampling. According to results it can be said that، spermin 20 and putrescine 10 mg/l had most effect on increasing vase life and decreasing senescence of alstroemeria flowers. Spermin was more effective than putrescine in increasing vase life of alstroemeria flowers
    Keywords: Catalase, Chlorophyllase, Pectinase, Phenoloxidase, Superoxide dismutase
  • Abolfazl Faraji Pages 257-270
    To study the effects of used water in evapotranspiration، seed number per unit area and leaf relative water content on seed weight of canola (Brassica napus L.)، an experiment was conducted as a randomized complete block design، arranged in a split-plot under two conditions، i. e. supplemental irrigation and rainfed in 2005-7. Two cultivars of canola (‘Hyola401’ and ‘RGS003’) as subplots were grown at five sowing dates as main plots، spaced 30 days apart. There was a linear relationship between seed weight and used water in evapotranspiration. Irrigation increased seed weight and seed yield significantly. The mean 1000- seed weight under irrigation and rainfed conditions was 3. 2 and 2. 7g in 2005-6، and 4. 2 and 3. 7g in 2006-7. There was a strong linear relationship between seed weight and leaf relative water content، explaining 92 and 84 percent of the variation for ‘Hyola401’ and ‘RGS003’، respectively. For an each percent increase in leaf relative water content، 1000-seed weight of ‘Hyola401’ and ‘RGS003’ increased 0. 191 and 0. 146g، respectively. The strong relationships of seed weight with used water in evapotranspiration and leaf relative water content، over different environmental conditions and cultivars، showed these variables to be generally applicable in canola seed weight determination
    Keywords: Canola, Cultivar, Golestan, Rainfall, Supplemental irrigation
  • Mohsen Zafaranieh Pages 271-282
    In order to evaluate yield and yield components properties of cold-tolerant chickpea under winter sowing and complementary irrigation conditions، two experiments in the context of partial balanced block design with 81 chickpea genotypes and three replications were carried out. Complementary irrigation was performed during growing season including irrigation immediately after sowing، 20 days after the first irrigation and at early phase of flowering. After winter cold، survival percentage of the chickpea genotypes was calculated and total precipitation rate from sowing to harvesting was 267 mm. Moreover، properties of grain yield components (survival percentage، pod number per plant، the number of grains per pod and weight of 1000 grains)، grain yield، biological yield and harvest indices of the genotypes were measured and recorded. Based on the results، the difference between the genotypes was significant for all the measured properties. Under complementary irrigation، 40 percent of the genotypes showed winter survival rate higher than 76 percent and grain yield in 52 percent of the genotypes was higher than 100gr/m2. Under winter sowing condition، grain yield in 32 percent of the samples was higher than 40gr/m2. Finally، under winter sowing and complementary irrigation regime، the genotypes ‘MCC333’، ‘MCC186’، ‘MCC803’ and ‘MCC743’ possessing yield over 600 kg/ha were determined as the superior genotypes.
    Keywords: chickpea, complementary irrigation, cold tolerance, survival percentage, winter sowing