فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 14 (1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/12
  • تعداد عناوین: 118
|
  • بیتا توکلی*، تقی پورابراهیم صفحه 1
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش معنادرمانی گروهی بر کاهش باورهای وسواسی و افزایش تاب آوری در زنان انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. بدین منظور آزمون های باورهای وسواسی 44-OBQ و مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون (CD-RISC) به صورت پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری بر دو گروه آزمایش و کنترل که هر کدام شامل 10 نفر بودند اجرا شد. جامعه آماری شامل تمامی زنان شهر تهران بود که از طریق روش نمونه گیری از جامعه در دسترس که شامل مادران دانش آموزان یک مجموعه آموزشی در منطقه 3 تهران بود انتخاب شدند. در فاصله بین پیش آزمون و پس آزمون، گروه آموزش تحت یک دوره معنا درمانی گروهی 10 جلسه ای قرار گرفتند. داده های پژوهش پس از استخراج با استفاده از تحلیل اندازه گیری های مکرر و با نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد معنادرمانی گروهی بر کاهش باورهای وسواسی و افزایش تاب آوری موثر است (0٫001‍>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش نشان دهنده ماندن اثر معنادرمانی با گذشت زمان بود همچنین می توان نتیجه گرفت معنادرمانی بر کاهش باورهای وسواسی و افزایش تاب آوری با ایجاد معنا در زندگی موثر است و می توان این روش را برای درمان وسواس فکری در زنان توصیه کرد.
    کلیدواژگان: معنادرمانی، معنادرمانی گروهی، باورهای وسواسی، تاب آوری، زنان
  • مریم قاسمی سیچانی*، شیرین قاسمی سیچانی صفحه 2
    هدف
    این مقاله به تحلیل وضعیت معماری سه دبستان کودکان ناشنوا و کم شنوا در شهر اصفهان، پرداخته است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با بررسی مطالعات انجام شده پیرامون خصوصیات معمارانه فضاهای آموزشی افراد ناشنوا و کم شنوا در کشورهای مختلف جهان و به کمک چک لیست محقق ساخته و ابزار مشاهده، صورت گرفته است.
    یافته ها
    یافته های پژوهش، حاکی از آن است که معماری دبستان های افراد ناشنوا و کم شنوای موجود در شهر اصفهان، مناسب با نیازهای این افراد، نیست؛ به طوری که هیچ یک از این سه دبستان، برای دسترسی آسان افراد یادشده در موقعیت مکانی مناسبی قرار نگرفته، شرایط اکوستیک مناسبی نداشته و از مواد و مصالح مناسب با توجه به شرایط کودکان ناشنوا و کم شنوا، در معماری آن ها استفاده نشده است.
    نتیجه گیری
    علیرغم اینکه در بسیاری از کشورها کلیساها، مراکز فرهنگی، مدارس، خانه ها، مغازه ها و...، برای ناشنوایان و کم شنوایان، مناسب و طراحی شده هستند؛ لیکن هنوز در ایران، فضاهای مناسب سازی شده برای این دسته افراد وجود ندارد. ارائه سطوح مناسبی از نورپردازی و انتخاب رنگ ها و مواد و مصالح، منجر به بهبود یادگیری افراد ناشنوا و کم شنوا در فضاهای آموزشی، می شود. جنس مصالح می تواند در مدیریت لرزش ها، بهبود جهت یابی و شناسایی مخاطرات تهدیدکننده افراد ناشنوا و کم شنوا، بسیار کمک کننده باشد.​
    کلیدواژگان: تحلیل معماری مراکز آموزشی، ناشنوا و کم شنوا، دبستان، شهر اصفهان
  • ماندانا عبدالکریمی، شهره قربان شیرودی*، جواد خلعتبری، محمدرضا زربخش صفحه 3
    هدف
    چاقی و اضافه وزن به عنوان مشکلی جدی و جهانی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی فراتشخیصی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد، درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالیکتیکی بر رفتار خوردن و خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن در زنان مبتلا به اضافه وزن و چاقی انجام گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه شامل زنان مراجعه کننده به کلینیک تغذیه شهر تنکابن در سال 96- 1395 بود که از بین آن ها 20 زن مبتلا به اضافه وزن و چاقی (هر گروه ده نفر) از طریق انتساب تصادفی ساده به روش قرعه کشی، در دوگروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. این افراد پرسشنامه های خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن (کلارک، 1991) و رفتار خوردن هلندی (فورمن، 2009) را پیش از شروع جلسات و دوهفته بعد از پایان جلسه دوازدهم و سه ماه پس از آموزش تکمیل کردند. داده ها ازطریق روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی تحلیل کواریانس چند متغیره (MANCOVA) و با استفاده از نرم افزار SPSS20 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین نمره پیش آزمون خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و رفتار خوردن گروه آزمایش برابربا 85٫10 و 118٫80 است. درحالی که میانگین پس آزمون و پیگیری خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و رفتار خوردن به ترتیب برابر با (145٫30 و 151٫20) و (84 و 78٫60) است. همچنین میانگین پیش آزمون خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و رفتار خوردن گروه گواه برابر با 70٫80 و 128٫60 است و میانگین پس آزمون و پیگیری خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و رفتار خوردن گروه گواه به ترتیب برابر با (66٫90 و66٫20) و (119٫90 و 125٫50) است. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان می دهد بسته فراتشخیصی مبتنی بر شفقت، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و رفتاردرمانی دیالیکتیکی در افزایش خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن و کاهش رفتار خوردن موثر بوده است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های پژوهش، کاربرد بسته آموزشی فراتشخیصی مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد، درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالیکتیکی می تواند در ارتقای بهزیستی جامعه موثر باشد.
    کلیدواژگان: بسته فراتشخیصی مبتنی بر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالیکتیکی، خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، رفتارخوردن
  • یونس حسینعلی زاده، مهناز علی اکبری دهکردی*، احمد علیپور صفحه 4
    زمینه و هدف
    دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی در معرض مشکلات زیادی در حوزه های کارکردی از جمله وضعیت تحصیلی هستند؛ لذا این پژوهش به منظور بررسی اثر درمانی مبتنی بر مداخلات رفتاری هماهنگ درمان گر، خانه و مدرسه بر تغییر رفتار روزانه مدرسه ای و کاهش تکلیف گریزی کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی صورت گرفت.
    روش بررسی
    جامعه آماری شامل تمامی کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی بود که به یکی از مراکز مشاوره تهران در سال 97-1396 مراجعه کرده بودند. از بین کودکان واجد شرایط با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 30 دانش آموز پسر 8 تا 9 ساله به همراه والدین و معلم شان انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش جای دهی شدند. به گروه آزمایش روش درمانی هماهنگ درمان گر، خانه و مدرسه در طول سه ماه آموزش داده شد. از مقیاس مشکلات رفتاری کانرز فرم والدین (1978) و مقیاس مشکلات رفتاری کانرز فرم معلم (1998) در این پژوهش استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که روش درمانی رفتاری هماهنگ درمان گر، خانه و مدرسه بر تغییر رفتار روزانه مدرسه ای (0٫001
    نتیجه گیری
    با توجه به اثربخشی درمان هماهنگ درمان گر، خانه و مدرسه پیشنهاد می شود از این روش آموزشی به منظور بهبود وضعیت کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی استفاده شود.
    کلیدواژگان: برنامه درمانی مبتنی بر مداخلات رفتاری هماهنگ درمان گر-خانه-مدرسه، رفتار روزانه مدرسه ای، تکلیف گریزی، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی
  • عبدالحمید زیتونلی* صفحه 5
    هدف
    مشارکت معلولان در فعالیت های ورزشی باعث شادابی، اجتماعی شدن، افزایش اعتمادبه نفس و امید به زندگی آن ها می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه حقوقی و وضعیت و موانع مشارکت معلولان در فعالیت های ورزشی در استان گلستان است.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت جمع آوری اطلاعات توصیفی و پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی معلولان جسمی و حرکتی ورزشکار در استان گلستان تشکیل دادند که 173 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که استادان، روایی صوری آن را تایید کردند. همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، برای کل پرسشنامه، 0٫87 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون فریدمن و آزمون تی با نمونه ای مستقل در سطح خطای 5درصد در همه آزمون ها٬ با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 به کار گرفته شد.
    یافته ها
    بررسی میانگین رتبه ها در میان فعالیت های معلولان نشان داد که شرکت در فعالیت های ورزشی جزو کمترین رتبه هاست. از بین 18 شاخص وضعیت حقوقی معلولان، تنها 3 شاخص «حق آموزش و فرصت برابر، احترام به منزلت ذاتی، برخورداری از حق آزادی و امنیت فردی» در سطح مطلوب (بیشتر از 3) قرار داشتند. بین موانع و میزان فعالیت معلولان در سطح خطای 0٫01درصد، رابطه منفی و معنادار وجود داشت (0٫001>p و 0٫393-=r) که مهمترین مانع مشارکت معلولان در ورزش، موانع اقتصادی بود.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش حمایت اقتصادی و اجتماعی معلولان از عوامل موثر بر افزایش مشارکت این افراد در فعالیت های ورزشی است.
    کلیدواژگان: جایگاه حقوقی، وضعیت، موانع، مشارکت، فعالیت های ورزشی، معلولان
  • فاطمه اصغری ملامحمود، پرویز شریفی درآمدی*، نورعلی فرخی، علیرضا مقدس صفحه 6
    هدف
    نابینایی وضعیت جسمانی آسیب دیده با عوارض شدید هیجانی است؛ بنابراین این پژوهش به منظور تدوین و تعیین اثربخشی برنامه آموزش جسمی، شناختی و هیجانی بلوغ بر خود پنداره دانش آموزان دختر نابینا صورت گرفت.
    روش بررسی
    این پژوهش با روش نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان دختر ابتدایی که در مدارس نابینای دخترانه شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. نمونه پژوهش عبارت بود از 30 نفر از دانش آموزان پایه های مذکور که به شیوه تصادفی انتخاب شده و در گروه های آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند. برنامه آموزشی مسائل جسمانی، شناختی و هیجانی بلوغ طی 10 جلسه 90 دقیقه ای (دوبار در هفته) در مدرسه نابینایان بر گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور ارزیابی خودپنداره دانش آموزان نابینا از پرسشنامه خودپنداره پیرزهریس (1969) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که برنامه آموزش جسمی، شناختی و هیجانی بلوغ در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری افزایش خودپنداره و ابعاد آن به جز اضطراب در مرحله پس آزمون را در پی داشته است (0٫001˂P).
    نتیجه گیری
    نتایج بیانگر این بود که برنامه آموزش جسمی، شناختی و هیجانی بلوغ روشی موثر برای رشد خودپنداره در جهت افزایش رفتار، وضعیت شناختی و ذهنی، ظاهر و ویژگی جسمانی، محبوبیت، شادی و رضایت مندی در دانش آموزان دختر نابینا است.
    کلیدواژگان: برنامه آموزش جسمی، شناختی و هیجانی بلوغ، خودپنداره، دانش آموزان دختر نابینا
  • لیدا لیل آبادی، محمد ابراهیم مداحی*، افسانه خواجه وند، سیر میرمصطفی سادات صفحه 7
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر درد و تاب آوری در بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا بود. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود.
    روش بررسی
    جامعه مطالعه شده، بیماران مبتلا به به سندرم فیبرومیالژیا در شهر تهران بودند. به طور کلی تعداد 20 نفر برای گروه آزمایشی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا و 20 نفر به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. سپس گروه آزمایش، درمان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی دریافت و گواه هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسشنامه درد مک گیل فرم کوتاه و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. روش آماری، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (0٫05p<) بود و از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22استفاده شد.
    یافته ها
    باتوجه به نمرات کل متغیرها، میانگین (انحراف معیار) نمره کل درد در پیش، پس آزمون و دوره پیگیری در گروه آزمایش به ترتیب 3٫97±23٫85، 5٫19±12٫95 و 5٫15±13٫10بود، همچنین میانگین (انحراف معیار) پیش، پس آزمون و دوره پیگیری نمره کل درد در گروه گواه به ترتیب 7٫79±18٫65، 7٫10±16٫70 و 4٫31± 25٫15 بود. میانگین (انحراف معیار) تاب آوری در پیش، پس آزمون و دوره پیگیری در گروه آزمایش به ترتیب 10٫54±35٫50 (41٫95±7٫00 و 10٫88 ±39٫20) بود، همچنین میانگین (انحراف معیار) پیش، پس آزمون و دوره پیگیری تاب آوری در گروه گواه به ترتیب 35٫85±7٫56، 37٫90±7٫59و7٫80± 36٫30 بود. تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد، رفتاردرمانی دیالکتیکی می تواند تاثیر معناداری را بر بعد حسی درد، بعد عاطفی درد، نمره کل درد، بعد ارزیابی درد، بعد دردهای متنوع و گوناگون و تاب آوری بگذارد (0٫05>p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش می توان گفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی باتوجه به مهارت آموزی هایی که دارد باعث افزایش تاب آوری و کاهش حس درد در بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا می شود.
    کلیدواژگان: رفتاردرمانی دیالکیتیکی، درد، تاب آوری، فیبرومیالژیا
  • مهران سلیمانی*، رامین رحیمی، سمیرا وکیلی صفحه 8
    هدف
    اختلال های رفتاری اختلالات ناتوان کننده ای هستند که برای کودک و خانواده و جامعه مشکلات بسیاری ایجاد می کنند. براساس پژوهش ها برخی از ابعاد هوش هیجانی در افراد دارای اختلالات رفتاری کاستی هایی دارد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر ارتقای هوش هیجانی دانش آموزان دارای اختلالات رفتاری است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پسر دارای اختلالات رفتاری در مدارس شهر ارومیه تشکیل دادند. از بین آن ها ازطریق نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس 30 دانش آموز پسر 13تا15ساله انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90دقیقه ای، درمان شناختی رفتاری صورت گرفت. هر دو گروه با استفاده از مقیاس هوش هیجانی شوت سال 1998، برای پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی شدند. جهت مقایسه پس آزمون هر دو گروه، از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد با کنترل پیش آزمون، بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیر هوش هیجانی کل و مولفه های خوش بینی/تنظیم هیجان، ارزیابی از هیجانات، مهارت های اجتماعی و کاربرد هیجانات تفاوت معناداری وجود داشت (0٫05<p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت درمان شناختی رفتاری بر ارتقای هوش هیجانی و مولفه های آن در دانش آموزان دارای اختلالات رفتاری موثر است.
    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، اختلالات رفتاری، هوش هیجانی
  • فریده نرگسی، علی فتحی آشتیانی*، ایران داودی، عماد اشرفی صفحه 9
    هدف
    به دلیل تنوع در فنوتیپ های رفتاری اختلال وسواسی اجباری، استخراج الگوی روان شناختی از این اختلال که ویژگی های پدیدار شناختی آن را توضیح دهد، بسیار دشوار است. در تلاش برای درک عوامل موثر بر OCD، تحقیقات، نقش هیجان و تجربه های درونی را مهم می دانند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین ناگویی خلقی، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی با علائم وسواسی-اجباری و با میانجیگری بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان بود.
    روش بررسی
    تعداد 445 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر سنندج (269 دختر و 160 پسر) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا نسخه فارسی پرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو (TAS-20)، مقیاس حساسیت اضطرابی (ASI-R)، پرسشنامه تحمل پریشانی (DTS) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) را تکمیل کنند. طرح پژوهشی در این مطالعه، طرح توصیفی- همبستگی بود. به منظور تحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های آمار توصیفی، از همبستگی پیرسون با نرم افزارSPSS 18 و تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که ناگویی خلقی با حساسیت اضطرابی (0٫55R=، 0٫001P=)، بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان (0٫64R=، 0٫001P=) و علائم وسواسی اجباری (0٫70R=، 0٫001P=) رابطه مستقیم و معنادار و با تحمل پریشانی (0٫55R=، 0٫001P=) رابطه منفی معناداری دارد. همچنین حساسیت اضطرابی با بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان (0٫60R=، 0٫001P=) و علائم وسواسی اجباری (0٫62R=، 0٫001P=) رابطه مستقیم معنادار و با تحمل پریشانی (0٫68R=، 0٫001P=) رابطه منفی معناداری داشت. متغیر تحمل پریشانی با بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان (0٫59R=، 0٫001P=) و علائم وسواسی اجباری (0٫55R=، 0٫001P=) رابطه منفی معناداری دارد. از طرفی بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان با علائم وسواسی اجباری (0٫60R=، 0٫001P=) رابطه مثبت معنادار داشت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین ناگویی خلقی، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی با علائم وسواسی- اجباری نقش واسطه ای معناداری ایفا نمی کرد.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین ناگویی خلقی، حساسیت اضطرابی و تحمل پریشانی با علائم وسواسی- اجباری نقش میانجیگری ندارد.
    کلیدواژگان: ناگویی خلقی، حساسیت اضطرابی، تحمل پریشانی، بد کارکردی راهبردهای تنظیم هیجان، علائم وسواسی- اجباری، دانشجویان
  • سیدمحمود موسوی نژاد، غلامرضا ثناگوی محرر*، اصغر زربان صفحه 10
    هدف
    دیابت نوع دو یکی از عوامل تنش زا و استرس زا در زندگی است که نقش عمده ای را در انعطاف پذیری شناختی ایفا می کند. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و استرس ادراک شده بیماران دیابتی نوع دو بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مرکز دیابت شهر بیرجند در سال 1396، تعداد 40 بیمار دیابتی (20 نفر گروه آزمایش، 20 نفر در گروه گواه) به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، خرده مقیاس استرس لاویبوند و لاویبوند (1995) و هشت جلسه 60 دقیقه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سیگال و همکاران (2003) بود. جهت تحلیل داده، از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار انعطاف پذیری شناختی گروه آزمایش قبل از مداخله برابر با 11٫60± 94٫05 و پس از مداخله 12٫30± 103٫76؛ میانگین و انحراف معیار نمرات استرس ادراک شده گروه آزمایش قبل از مداخله برابر با 57/7± 42٫24 و پس از مداخله 10٫68± 33٫65 به دست آمد. همچنین اندازه اثر نمره انعطاف پذیری شناختی 0٫120 (0٫044=p) و اندازه اثر نمره استرس ادراک شده 0٫179 (0٫013=p) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان روشی موثر در بهبود وضعیت روان شناختی بیماران دیابتی دو به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، انعطاف پذیری شناختی، استرس ادراک شده، دیابت نوع دو
  • معصومه ظهیری سروری*، فریده صمدی بهرامی، زهرا ظهیری سروری صفحه 11
    زمینه و هدف
    افراد وابسته به مواد ممکن است با فشارهای روانی مختلفی روبه رو شوند و اضطراب یکی از اختلال هایی است که در بین مبتلایان به سوء مصرف مواد دیده می شود. پژوهش حاضر باهدف اثربخشی درمان بازسازی شناختی بر میزان اضطراب در سوء مصرف کنندگان مواد صورت گرفت.
    روش بررسی
    روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه شاهد بود. جامعه آماری پژوهش، شامل همه مراجعان مردی بود که به مرکز بازپروری شبانه روزی ارجاع داده شدند. در این تحقیق روش نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. پس از مصاحبه توسط پزشک دوره دیده درمان نگهدارنده با متادون و غربال بیماران برای اضطراب درمجموع 38 نفر انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل به صورت همتاسازی قرار گرفتند. از آزمودنی ها خواسته شد تا پرسشنامه اضطراب پیدا و نهان اسپیل برگر را تکمیل کنند.
    یافته ها
    براساس نتایج به دست آمده، تفاوت معنا دار بین میزان اضطراب افراد گروه شاهد و آزمایش در نمرات پس آزمون مشاهده شد (0٫001>p). به منظور بررسی تفاوت گروه ها در هریک از متغیرهای اضطراب حالت و اضطراب صفت و اضطراب کلی، آزمون اثرات بین آزمودنی استفاده شد. براساس اطلاعات به دست آمده تفاوت بین گروه ها در تمامی متغیرها معنا دار است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    مطابق نتایج مطالعه حاضر می توان از روش بازسازی شناختی برای کاهش اضطراب افراد سوء مصرف کننده مواد استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بازسازی شناختی، اضطراب صفت، اضطراب حالت، سوء مصرف کنندگان مواد
  • منیژه زارعی محمودآبادی، فریبا یادگاری* صفحه 12
    زمینه و هدف
    فرآیند ارزیابی بلع سابقه ای طولانی دارد. مقیاس های ارزیابی بلع به ما توانایی مشاهدات نظام یافته را می دهند که به ارزیابی جامع نزدیک ترند. پژوهش حاضر با هدف انتخاب و ترجمه و اعتبارسنجی مقیاس ارزیابی دهانی حرکتی کودکان انجام شد.
    روش بررسی
    ابتدا با جست و جو در پایگاه داده ها به مطالعات مرور منظم درزمینه ارزیابی غیرابزاری بلع و خوردن در کودکان دسترسی حاصل شد. باتوجه به اموری مثل دربرداشتن حوزه های عملکرد بلع و نمره برش، مقیاس ارزیابی دهانی حرکتی کودکان از ریلی و همکارانش سال 1995، انتخاب شد. این مقیاس طبق پروتکل سازمان بهداشت جهانی به فارسی برگردانده شده که شامل مراحل ترجمه، پانل کارشناسی، ترجمه معکوس، اجرای پیش آزمون روی 10 کودک دچار اختلال بلع و تهیه نسخه نهایی مقیاس بود. سپس این نسخه به منظور بررسی توانایی ارزیابی درقالب پرسشنامه در اختیار 10 گفتاردرمانگر حاذق در حیطه بلع قرار گرفت.
    یافته ها
    در تحقیق حاضر، مقیاس ارزیابی دهانی حرکتی کودکان به زبان فارسی با 65 گویه به دست آمد. اجرای پیش آزمون نشان داد این مقیاس باید به صورت گویه به گویه و مشاهده مستقیم کودک نمره گذاری شود. گفتاردرمانگران ارزیاب، تمام گویه های این مقیاس را دارای توانایی ارزیابی برآورد کردند و بررسی اعتبار بین ارزیاب مشخص کرد تفاوتی بین نتایج ارزیاب ها وجود ندارد (0٫238=p و 0٫112=kendall's w).
    نتیجه گیری
    مقیاس ارزیابی دهانی حرکتی کودکان به عنوان مقیاس ارزیابی غیرابزاری مبتنی بر مشاهده برای آسیب شناسان گفتار و زبان ایرانی امکان استفاده دارد و پیشنهاد می شود مقیاس در مطالعات بعدی از نظر پایایی تحت بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارزیابی دهانی حرکتی، کودکان، اختلال بلع
  • معصومه حسینی کیا، شعله امیری*، محمد علی نادی، غلامرضا منشئی صفحه 13
    زمینه و هدف
    پرخاشگری از مسائل مهم دوره نوجوانی بوده که به عنوان عاملی تهدیدکننده برای سلامت نوجوانان مطرح شده است؛ به طوری که همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر باهدف مقایسه میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و مهارت های اجتماعی بر کاهش نشانه های پرخاشگری نوجوانان انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را همه نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در سال 1394 شهرستان نوشهر تشکیل دادند. بدین منظور 75 نفر از نوجوانان دارای نشانه های پرخاشگری، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (25 نفر در گروه آموزش مهارت های اجتماعی و 25 نفر در گروه آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و 25 نفر در گروه کنترل) قرار گرفتند. آموزش ها به مدت ده جلسه در گروه های آزمایش انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بود. همچنین داده های جمع آوری شده ازطریق تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد تفاوت میانگین گروه های آزمایش (آموزش مبتنی بر پذیرش/تعهد و مهارت های اجتماعی) درمقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت (0٫001<p)؛ اما بین دو گروه آزمایش تفاوتی وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    هر دو شیوه آموزش مبتنی بر پذیرش/تعهد و مهارت های اجتماعی بر کاهش نشانه های پرخاشگری نوجوانان موثرند؛ بنابراین می توان از هر دو شیوه جهت افزایش عملکرد فردی و اجتماعی و آموزشی این نوجوانان بهره برد.
    کلیدواژگان: آموزش پذیرش و تعهد، مهارت های اجتماعی، پرخاشگری، نوجوانان
  • سمیه رجب پور*، مسعود غلامعلی لواسانی، غلامعلی افروز صفحه 14
    زمینه و هدف
    کم وزنی هنگام تولد، از شاخص های مهم بهداشتی هر کشور است. این پژوهش باهدف بررسی تحلیلی ویژگی های زیستی محیطی مادران در دوران بارداری بر کم وزنی هنگام تولد نوزادان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر کاربردی و از نوع علی مقایسه ای بود. در این پژوهش جامعه آماری مطالعه شده را تمامی مادران نوزادان کم وزن و وزن مطلوب متولد شده در فاصله زمانی اول مهرماه1393 الی اول مهرماه1394 شهرستان قوچان (3311نفر) مادر تشکیل دادند. سپس، باتوجه به مشخص بودن فهرست نوزادان و پرونده های زایمانی موجود، پرونده 70 نوزاد به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و مادرانشان برای بررسی ویژگی های زیستی محیطی (سابقه سقط جنین، فشارخون غیرطبیعی، ضربه به شکم در دوران بارداری) به پرسشنامه ویژگی های زیستی و روانی و اجتماعی والدین افروز پاسخ دادند. سپس داده ها با نرم افزار SPSSنسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون دقیق فیشر نشان داد سابقه سقط جنینی تاثیر معنا داری بر وزن نوزاد هنگام زایمان دارد (0٫001>p). نتایج آزمون کای دو مشخص کرد داشتن سابقه فشارخون مادر در دوران بارداری دارای تاثیر معنا دار بر کاهش وزن نوزادان به هنگام زایمان است (0٫001>p). همچنین نتایج آزمون کای دو برای این داده ها نیز بیان کرد رابطه معناداری بین ضربه به شکم مادر در دوران بارداری با وزن نوزاد در هنگام تولد وجود دارد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه حاضر بیانگر ارتباط وزن کم نوزادان به هنگام تولد با سابقه فشارخون و ضربه به شکم مادران در دوران بارداری است.
    کلیدواژگان: کم وزنی هنگام تولد، ویژگی های زیستی محیطی، مادران باردار
  • اعظم گلستانی فرد*، صدیقه رضایی دهنوی صفحه 15
    هدف
    اختلال اضطراب اجتماعی براساس ترس شدید و پایدار از عملکرد یا موقعیت های اجتماعی تشخیص داده می شود (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2013). تحقیقات نشان داده است این اختلال شایع، پیچیده و ناتوان کننده بوده و درصورت درمان نشدن تداوم می یابد. نوجوانان بااختلال اضطراب اجتماعی در عملکرد تحصیلی و سلامت روان آسیب می بینند. پیامدهای منفی این اختلال در نوجوانان درمقایسه با کودکان و بزرگسالان بیشتر و شایع تر است؛ به طوری که تعداد زیادی از روان درمانی ها برای درک و درمان این اختلال باتوجه به شیوع و آسیب مربوط به آن و اختلال های روانی شدید دیگر، به وجود آمده است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد از درمان های موج سوم شناختی رفتاری و بر بافت و عملکرد روان شناختی پدیده ها مبتنی بر کارهای تجربی درزمینه تاثیر زبان بر رفتار است که قسمتی از نظریه چهارچوب ارتباطی را تشکیل می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهرستان کاشان است.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون بود. جامعه آماری را دانش آموزانی تشکیل دادند که به علت اختلال اضطراب اجتماعی در مدارس شهر کاشان به مراکز مشاور مدرسه مراجعه کردند. از بین آن ها تعداد 30 دانش آموز مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها در هر گروه قبل از مداخله و در پایان مداخله با پرسشنامه اضطراب اجتماعی جرابک تحت آزمون قرار گرفتند. هشت جلسه درمان به صورت گروهی بر گروه آزمایش انجام شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کواریانس در مرحله پس آزمون، بهبودی معناداری را در نمرات اضطراب اجتماعی گروه آزمایش نشان داد (0٫001p<).
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های این پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش اضطراب اجتماعی دانش آموزان دختر بااختلال اضطراب اجتماعی مقطع دبیرستان پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اختلال اضطراب اجتماعی، دانش آموزان دختر
  • فاطمه جعفری*، احمد عابدی، فاطمه کارگر، زهرا محمدی خوزانی، سالار فرامرزی صفحه 16
    هدف
    باتوجه به اینکه حرکت و توجه دو جزء مکمل هم است و توجه مبنای پایه ریزی رفتار حرکتی و روانی بوده و حرکت نیز سبب بهبود تمرکز و توجه می شود، پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی بازی های ادراکی حرکتی بر میزان ابعاد مختلف توجه (فراخنای توجه، توجه انتخابی، توجه پایدار، توجه تقسیم شده، جابه جایی توجه) کودکان دارای اختلال هماهنگی رشد انجام گرفت.
    روش بررسی
    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون بود. جامعه آماری را تمامی کودکان دختر پایه اول ابتدایی مبتلا به اختلال هماهنگی رشد شهر اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل دادند. به منظور انجام این پژوهش 30 کودک دختر دارای اختلال هماهنگی رشد به شیوه نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده و با روش تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرارگرفتند (15 کودک در گروه آزمایش و 15 کودک در گروه کنترل). ابزار استفاده شده پژوهش پرسشنامه کانرز و پرسشنامه 7-Q DCD و مصاحبه بالینی بود. مداخلات مبتنی بر بازی های ادراکی حرکتی به مدت 16 جلسه روی گروه آزمایش صورت گرفت. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد مداخلات زودهنگام مبتنی بر بازی های ادراکی حرکتی بر میزان ابعاد مختلف توجه (فراخنای توجه، توجه انتخابی، توجه پایدار، توجه تقسیم شده، جابه جایی توجه) کودکان دارای اختلال هماهنگی رشد موثر است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد مداخلات زودهنگام مبتنی بر بازی های ادراکی حرکتی بر میزان ابعاد مختلف توجه (فراخنای توجه، توجه انتخابی، توجه پایدار، توجه تقسیم شده، جابه جایی توجه) کودکان دارای اختلال هماهنگی رشد موثر است (0٫001>p).
    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشد، بازی های ادراکی حرکتی، نقص توجه
  • مهدیه سرحدی، شهریار درگاهی* صفحه 17
    هدف
    توجه به زندگی فردی و زناشویی خانواده های دارای کودکان استثنایی و بهبود زندگی آنان اهمیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فشار مراقبت و استرس زناشویی مادران کودکان استثنایی است.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه مطالعه شده را تمام مادران دارای کودکان استثنایی شهر زاهدان تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 30 زن (گروه آزمایش=15 نفر و گروه کنترل=15 نفر) بود. آزمودنی ها با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده های پژوهش، پرسشنامه فشار مراقبت (FBIS) و استرس زناشویی (SMSS) به کار گرفته شد. برای آموزش آزمودنی ها از پروتکل آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در ده جلسه 45دقیقه ای استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تاثیر معناداری بر فشار مراقبت و استرس زناشویی دارد (0٫01≥p).
    نتیجه گیری
    با آموزش گروهی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان از مشکلات فردی و زناشویی خانواده های با کودکان استثنایی کاست و به بهبود زندگی آنان کمک کرد.
    کلیدواژگان: آموزش پذیرش و تعهد، فشار مراقبت، استرس زناشویی، کودکان استثنایی
  • احسان گراوند*، محمدعلی اصلانخانی، علیرضا فارسی صفحه 18
    هدف
    کودکان باناتوانی هوشی، درزمینه رشد حرکتی دچار مشکل هستند؛ ازاین رو هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر برنامه های حرکتی منتخب و اسپارک بر مهارت های جابه جایی این کودکان و نیز مقایسه تاثیر این برنامه ها بر مهارت های جابه جایی است.
    روش بررسی
    در این مطالعه نیمه تجربی، از بین 58 دانش آموز پسر باناتوانی هوشی آموزش پذیر که زیرنظر مدارس استثنایی شهرستان خرم آباد مشغول به تحصیل بودند، تعداد 24 کودک با دامنه سنی بین 7تا12سال به صورت هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. گروه های آزمایش به مدت ده هفته و هر هفته پنج جلسه به اجرای برنامه های تمرینی منتخب و اسپارک پرداختند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه ویژگی های فردی و آزمون مهارت های بنیادی (TGMD-2) بود. برای آزمون فرض ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد دو گروه برنامه تمرینی منتخب و برنامه حرکتی اسپارک در مهارت های جابه جایی درمقایسه با گروه کنترل عملکرد بهتری داشتند (0٫001>p) و تفاوت بین دو گروه آزمایش با یکدیگر معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    برنامه های تمرینی منتخب و اسپارک، می توانند موجب بهبود مهارت های حرکتی کودکان کم توان ذهنی شوند.
    کلیدواژگان: برنامه حرکتی اسپارک، مهارت های بنیادی، مهارت های جابه جایی، کودکان باناتوانی هوشی آموزش پذیر
  • محمداسماعیل ابراهیمی، نرگس زمانی*، مجتبی انصاری شهیدی صفحه 19
    زمینه و هدف
    داشتن فرزند به مادر احساس لذت و غرور و رشد شخصی می بخشد؛ اما دغدغه هایی را نیز به وجود می آورد که می توانند عوارض منفی به همراه داشته باشند؛ به طوری که این والدین درمقایسه با افراد بدون فرزند، دارای سطح بیشتری از رنج های هیجانی هستند؛ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی رابطه تحمل پریشانی و درماندگی و شناخت بنیادین در مادران فرزندان دچار اختلال های روانی و مادران فرزندان بامعلولیت جسمانی است.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی و از نوع علی مقایسه ای بود که در بین همه مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال های روانی و بامعلولیت جسمی همدان انجام شد. نمونه آماری شامل 62 نفر از مادران کودکان مبتلا به اختلال های روانی بود که به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و با 62 نفر از مادران کودکان معلول جسمی پذیرش شده از میان مراجعان به مراکز و کلینیک های توان بخشی همدان، همتاسازی شدند. دو گروه شرکت کننده پرسشنامه های نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه طرحواره های هیجانی را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل چندمتغیری واریانس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین نمرات در راهبردهای سازش نایافته نظم جویی شناختی ملامت خویش، فاجعه سازی، ملامت دیگران و در راهبردهای سازش یافته نظم جویی شناختی، دیدگاه گیری و در طرحواره های هیجانی خودآگاهی هیجانی، ابراز احساس ها، کنترل نشدنی بودن، درک شدنی بودن، دیدگاه ساده انگارانه به هیجانات و پذیرش هیجانات مادران کودکان مبتلا به اختلالات روانی درمقایسه با مادران کودکان بامعلولیت جسمی بیشتر بود (0٫001≥p).
    نتیجه گیری
    مادران کودکان مبتلا به اختلالات روانی و فرزند بامعلولیت جسمی، برای مدیریت هیجان های برخاسته از موقعیت های تنش زا از طرحواره های هیجانی و راهبردهای نظم جویی شناختی نامناسبی استفاده می کنند. استفاده از این راهبردهای نامناسب می تواند آن ها را درمعرض مشکلات روانی و اختلالات نیمه بالینی و بیماری سطح زیرآستانه ای قرار دهد.
    کلیدواژگان: هیجان، اختلالات روانی، تحمل پریشانی، درماندگی، معلولیت
  • مهدی نجفیان رضوی، میثم رضایی*، مهدی نمازی زاده، عبدالله قاسمی صفحه 20
    هدف
    چاقی و اضافه وزن به عنوان عامل اثرگذار مهمی در حرکات افراد در دنیای مدرن تبدیل شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف تاثیر اضافه وزن بر عوامل کینماتیکی راه رفتن در کودکان انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بوده که از تعداد 90 نفر از دانش آموزان داوطلب هفت مدرسه منتخب شهر مشهد، تعداد 20 دانش آموز پسر هفت تا نه ساله واجد شرایط انتخاب شدند و به دو گروه عادی و دارای اضافه وزن تقسیم گردیدند. از دستگاه آنالیز حرکت برای اندازه گیری متغیرهای کینماتیکی راه رفتن از قبیل سرعت گام، طول گام، عرض گام، مدت زمان مرحله ایستایش، مدت زمان مرحله نوسان و حمایت دوگانه استفاده شد. از آزمون t برای تحلیل داده ها و از نرم افزار SPSS برای تحلیل آماری استفاده شد و سطح معنا داری 0٫05در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج، تفاوت معناداری در سرعت گام، طول گام و عرض گام بین کودکان با و بدون اضافه وزن را نشان نداد، اما تفاوت معناداری در مدت زمان مرحله نوسان (0٫004=p)، ایستایش (0٫003=p) و حمایت دوگانه (0٫036=p) بین کودکان با و بدون اضافه وزن وجود داشت.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد ارزیابی های اولیه مهارت های پایه کودکان دارای اضافه وزن بتواند یافته های مناسبی را برای تعیین استراتژی های بعدی در زمینه کنترل و تعیین اثرات نامناسب اضافه وزن بر الگوهای حرکتی ایجاد نماید.
    کلیدواژگان: آنالیز حرکت، اضافه وزن، راه رفتن، کودکان
  • قربان همتی علمدارلو*، حانیه محمد اسمعیل بیگی، محمد رئوف انجم شعاع صفحه 21
    هدف
    هدف پژوهش حاضر پیش‏بینی مهارت‏های فراشناختی (برنامه‏ریزی، مرور ذهنی، کنترل و نظارت، ارزشیابی و سازمان دهی) براساس الگوهای ارتباطی خانواده در دانش آموزان بااختلال یادگیری ویژه است.
    روش بررسی
    روش پژوهش از نوع همبستگی بود. شرکت‏کنندگان پژوهش 83 نفر از دانش‎آموزان بااختلال یادگیری ویژه شهر شیراز بودند که به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده و پرسشنامه مهارت‏های فراشناختی برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. برای تحلیل داده‏ها روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره به روش هم زمان به کار گرفته شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین جهت‎گیری گفت‎وشنود با مهارت برنامه‏ریزی همبستگی منفی و معنادار وجود داشته (0٫05>p) و بین جهت‎گیری گفت‏وشنود با مهارت‏های مرور ذهنی و کنترل و نظارت و ارزشیابی ارتباط مثبت و معناداری مشاهده شد (0٫01>p). همچنین، مشخص شد جهت‏گیری همنوایی فقط با مهارت سازمان دهی ارتباط مثبت و معناداری دارد (0٫01>p). یافته ها نشان داد مهارت‏های مرورذهنی و کنترل و نظارت و ارزشیابی ازطریق جهت‏گیری گفت‎وشنود به صورت مثبت و معنادار (0٫001>p) و درمقابل، برنامه‏ریزی به صورت منفی و معنادار براساس جهت‏گیری گفت‎وشنود پیش‏بینی شد (0٫01>p). همچنین مشخص شد جهت‎گیری همنوایی نیز فقط قادر است مهارت‎ سازمان دهی را به طور مثبت و معنادار پیش‏بینی کند (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت خانواده‏های دانش آموزان بااختلال یادگیری ویژه در بسیاری از زمینه‏ها باید به کودکان دارای اختلال شان آزادی داده و با گفت وگو به حل مشکلات و تعارض ها بپردازند. در مواقع محدودی نیز ازطریق جهت‎گیری همنوایی، کودکان بااختلال یادگیری ویژه شان را مدیریت کنند.
    کلیدواژگان: الگوهای ارتباطی خانواده، مهارت های فراشناختی، دانش آموزان، اختلال یادگیری ویژه
  • مهرناز آزادیکتا* صفحه 22
    هدف
    سلامت روانی، امروزه، یکی از ملاک های اصلی ارزیابی سلامت جامعه است و بی شک نقش چشمگیری در کارآمدی و پیشرفت آن بازی می کند. باتوجه به اهمیت این مسئله، هدف از این تحقیق بررسی نقش جهت گیری دینی و سخت رویی با سلامت روان بوده است.
    روش بررسی
    در این بررسی 365 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلام شهر از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه های دیدگاه شخصی، سلامت روان و جهت گیری دینی آلپورت بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات علاوه بر روش های آمار توصیفی از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی به روش گام به گام و آزمون تی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل نشان داد که رابطه معناداری بین جهت گیری درونی و سلامت روان وجود دارد (0٫001>p). رابطه معناداری بین سخت رویی و سلامت روان وجود دارد (0٫001>p). بین جهت گیری دینی بیرونی و سلامت روان رابطه وجود ندارد. درمجموع دو متغیر جهت گیری دینی درونی و سخت رویی24درصد از تغییرات مربوط به سلامت روان را پیش بینی می کنند. همچنین نتایج یافته های جانبی تحقیق نشان داد بین دانشجویان متاهل و مجرد و نیز دختر و پسر از نظر سلامت روان تفاوت معناداری وجود دارد، به طوری که دانشجویان مجرد در مقایسه با دانشجویان متاهل (0٫001>p) و مذکرها در مقایسه با دانشجویان مونث (0٫050>p) از سلامت روان بیشتری برخوردار بودند.
    نتیجه گیری
    جهت گیری دینی درونی و سخت رویی می توانند به عنوان متغیرهای پیش بین سلامت روان مطرح باشند.
    کلیدواژگان: جهت گیری دینی، سخت رویی، سلامت روان، دانشجویان
  • پریسا فروتن، جواد کاووسیان*، حسن پاشا شریفی صفحه 23
    هدف
    خودناتوان سازی و عدم درگیری تحصیلی با اهمال کاری مرتبط بوده و از مشکلات دانشجویان دارای افت تحصیلی است. این مشکل می تواند نتایج منفی و غیرقابل جبرانی را برای این دانشجویان به همراه بیاورد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته آموزشی کاهش اهمال کاری بر کاهش خودناتوان سازی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانشجویان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان کارشناسی دانشگاه های آزاد استان همدان در سال تحصیلی 1397-1396 که افت تحصیلی داشتند، تشکیل داد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از بین دانشگاه های آزاد استان، دانشگاه آزاد واحد اسدآباد انتخاب شد و شرکت کنندگان به صورت داوطلبانه به پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی پاسخ دادند، تعداد 40 دانشجو که بیشترین نمره اهمال کاری را داشتند انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. سپس پرسشنامه های خودناتوان سازی جونز و رودوالت و درگیری تحصیلی ریو و تسنگ به عنوان پیش آزمون در هر دو گروه اجرا شد. آموزش بسته کاهش اهمال کاری در گروه آزمایش طی 6 جلسه اعمال گردید. در پایان این دوره، هر دو گروه پرسشنامه های فوق را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس بررسی شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد آموزش بسته کاهش اهمال کاری به طور معناداری موجب کاهش خودناتوان سازی تحصیلی و افزایش درگیری تحصیلی می شود (0٫001≥p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به اثربخشی این بسته آموزشی، پیشنهاد می شود در جهت بهبود وضعیت تحصیلی دانشجویان اهمال کار استفاده گردد.
    کلیدواژگان: اهمال کاری تحصیلی، خودناتوان سازی تحصیلی و درگیری تحصیلی
  • محسن سعید منش*، مهدی قربانی صفحه 24
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم بر افزایش میزان سازگاری اجتماعی و شغلی مبتلایان به میگرن بود.
    روش بررسی
    مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود؛ جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی بودند که در نیمه اول سال 1396 به کلینیک های شهر یزد مراجعه داشتند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس و براساس معیارهای ورود به پژوهش، 60 نفر از این افراد انتخاب و بررسی شدند. از میان این افراد تعداد 30 نفر که نمره کنترل خشم آن ها در پرسشنامه کنترل خشم بالاتر از نمره برش بود، بعد از ارزیابی توسط پرسشنامه سازگاری بل (1961) به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. در ادامه 8 جلسه دو ساعته آموزش مهارت های مدیریت خشم برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. نهایتا داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون نشان داد که بین دو گروه در افزایش سازگاری اجتماعی و سازگاری شغلی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p) و این بدین معناست که آموزش مدیریت خشم بر ارتقای سازگاری اجتماعی و شغلی اثربخش بوده است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها می توان گفت آموزش گروهی مدیریت خشم باعث بهبود سازگاری اجتماعی و شغلی بیماران مبتلا به میگرن می شود و بر این اساس به روان شناسان و مشاوران توصیه می شود در کار با این افراد از مداخله مدیریت خشم بهره جویند.
    کلیدواژگان: آموزش مهارت های مدیریت خشم، سازگاری اجتماعی، سازگاری شغلی، میگرن
  • فرنگیس دمهری*، محسن سعیدمنش، نرگس جلا صفحه 25
    هدف
    اختلال اضطراب فراگیر نوعی اختلال اضطرابی است که به صورت نگرانی بیش از اندازه درباره اتفاقات روزمره تعریف می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهزیستی روان شناختی و نشخوارفکری در نوجوانان مبتلا به اضطراب فراگیر بود.
    روش بررسی
    طرح پژوهش حاضر آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر 13 تا 15 ساله شهر تهران در سال تحصیلی 97-96 بود. نمونه مطالعه به شیوه غربالگری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به این صورت که از بین دانش آموزان، آن هایی که در پرسشنامه اضطراب فراگیر (اسپیتزر، 2006) دارای نمره بالاتر از میانگین (بالاتر از 10) بودند، 40 نفر به طور تصادفی انتخاب گردیده و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 12 جلسه آموزش دیدند. با استفاده از پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی (ریف، 1980) و نشخوارفکری (نالن و هوکسما، 1991) پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها در سطح آمارتوصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) توسط نرم افزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش نشخوارفکری (پس آزمون گروه آزمایش: 17٫15±41٫15 و گواه:8٫61±47٫55 و 0٫003p=) می شود و همچنین میزان بهزیستی روان شناختی را در نوجوانان مبتلا به اضطراب فراگیر افزایش می دهد (پس آزمون گروه آزمایش15٫51±348 و گواه 13٫97±318٫35 و 0٫001p<).
    نتیجه گیری
    باتوجه به اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشخوار فکری و افزایش بهزیستی روان شناختی استفاده از این درمان به متخصصین در این حوزه توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بهزیستی روان شناختی، نشخوارفکری، اضطراب فراگیر
  • فاطمه کارگر*، امیر قمرانی، احمد یار محمدیان، محسن هادی طحان صفحه 26
    هدف
    باتوجه به اینکه عمده مشکلات افراد دارای اختلال یادگیری به ویژه کودکان نارساخوان درزمینه حافظه است وهمچنین حافظه و نحوه کارکرد و افزایش آن همیشه مدنظر بوده، هدف پژوهش حاضر مقایسه حافظه کاذب هیجانی در کودکان نارساخوان و عادی است.
    روش بررسی
    این پژوهش با روش علی مقایسه ای انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل دو گروه 15نفری دانش آموز (15 دانش‎آموز عادی و 15 دانش‎آموز نارساخوان) شهر قم بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار استفاده شده، تکلیف حافظه کاذب DRM و تست تشخیص اختلال خواندن و آزمون هوش ریون بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون tمستقل تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد بین یادآوری کاذب لغات هیجانی و بازشناسی کاذب لغات هیجانی در دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش حاضر کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در حافظه نقص دارند؛ اما بار هیجانی می تواند باعث ایجاد ارتباط معنایی بین کلمات شده و خطای بازشناسی را افزایش دهد و درواقع می توان از آن به عنوان راهی برای افزایش و بهبود حافظه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: حافظه کاذب، نارساخوانی، تکلیف حافظه کاذب
  • مجید امام قلی زاده بابلی، داود معنوی پور*، علیرضا پیرخائفی صفحه 27
    هدف
    اختلال وسواس خواندن و نوشتن نوعی وسواس عملی است که مشخصه عمده آن بازخوانی و بازنویسی است. پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان شیوع علائم وسواس خواندن و نوشتن و رابطه آن با متغیرهای جمعیت شناختی دانش آموزان دبیرستانی انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش به صورت مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان دبیرستانی شهرستان بابل در سال تحصیلی 97-1396 بودند، از این تعداد 398 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این مطالعه مقیاس وسواس خواندن و نوشتن (امام قلی زاده، 1396) و پرسشنامه جمعیت شناختی بود. داده های پژوهش، با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون کای دو در نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه وتحلیل شد. همچنین سطح معناداری 0٫05>p در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    شیوع علائم وسواس خواندن و نوشتن در بین دانش آموزان 21٫60٪ (فاصله اطمینان 95٪: 25٫73- 17٫48٪) بود. میزان شیوع در بین پسران 20٫52٪ (فاصله اطمینان 95٪: 25٫86- 15٫18٪) و دختران 23٫08٪ (فاصله اطمینان 95٪: 29٫56- 16٫59٪) به دست آمد. بین تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، جنس، ترتیب تولد، محل سکونت با وسواس خواندن و نوشتن رابطه معناداری به دست نیامد؛ اما رابطه بین پایه تحصیلی (0٫024=p) و سن (0٫024=p) با وسواس خواندن و نوشتن دانش آموزان معنادار بود.
    نتیجه گیری
    شیوع علائم وسواس خواندن و نوشتن در بین دانش آموزان بالا بوده (21٫60 ٪) و لزوم توجه مسئولین برای طراحی فعالیت های پیشگیرانه و درمانی در سطح مدارس را آشکار می سازد.
    کلیدواژگان: علائم وسواس خواندن و نوشتن، شیوع، دانش آموزان
  • یوسف دهقانی*، صادق حکمتیان فرد، لیلا کامران صفحه 28
    هدف
    نقص شایستگی اجتماعی و عزت نفس خصیصه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر شایستگی اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان با ناتوانی یادگیری انجام شد.
    روش بررسی
    روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مراجعه کننده به مراکز ناتوانی های یادگیری شهر بوشهر تشکیل دادند. نمونه شامل 34 دانش آموز که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه (آزمایش 17 نفر) و (کنترل 17 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (1967)، مقیاس شایستگی اجتماعی فلنر و همکاران (1990)، مقیاس هوش کودکان وکسلر، مصاحبه بالینی و برنامه آموزشی تنظیم تاب آوری شوان کر و همکاران (1991) بود که طی 9 جلسه 1٫5 ساعته، دوبار در هفته در گروه آزمایش اجرا شد. در حالی که برای گروه گواه چنین مداخله ای صورت نگرفت. داده های حاصل از اجرای پرسشنامه ها در دو گروه در سه مرحله اندازه گیری شد و با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار آماری SPSSنسخه 22 تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد آموزش تاب آوری بر شایستگی اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان با ناتوانی یادگیری اثر داشته (0٫001>p) و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار ماند (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش، می توان از روش آموزش تاب آوری به عنوان روش مداخله ای برای بهبود شایستگی اجتماعی و عزت نفس دانش آموزان با ناتوانی یادگیری استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آموزش تاب آوری، شایستگی اجتماعی، عزت نفس دانش آموزان، ناتوانی یادگیری
  • رکسانا میرزایی رنجبر، قاسم نوروزی، احمد عابدی، محمد عاشوری* صفحه 29
    هدف
    بازی یکی از روش های مهم آموزشی و درمانی برای کودکان دارای نارسایی های تحولی و ذهنی است، چراکه اغلب این کودکان با مشکلات رفتاری عمده ای مواجه هستند. این پژوهش فراتحلیلی با هدف بررسی اثربخشی مداخلات مبتنی بر بازی درمانی بر مشکلات رفتاری کودکان دارای نارسایی های تحولی و ذهنی در ایران انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع فراتحلیل است. قبل از تحلیل اندازه اثر اختلاف میانگین ها، از روش پریزما برای مشخص کردن درخت تصمیم گیری استفاده شد. سپس با استفاده از تکنیک فراتحلیل، اندازه اثر مداخلات مبتنی بر بازی درمانی مشخص گردید. یازده مطالعه از 18 مطالعه انجام شده در ایران که در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران، پژوهشگاه اطلاعات، گوگل اسکالر و مدارک علمی ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور در سال های 1381 تا 1396نمایه شده بودند و با توجه به ملاک های ورود و خروج و همچنین از نظر روش شناسی مورد قبول بودند، گردآوری و فراتحلیل شدند. ابزار پژوهش فهرست وارسی فراتحلیل بود و برای تحلیل داده های توصیفی و محاسبه اندازه اثر پژوهش ها از نرم افزار جامع فراتحلیل استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر اختلاف میانگین ها مداخلات مبتنی بر بازی درمانی بر مشکلات رفتاری 0٫61 (0٫001p≤) بود که بر اساس جدول کوهن، بالا است.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش فراتحلیلی از تاثیر مداخلات مبتنی بر بازی درمانی بر مشکلات رفتاری کودکان دارای نارسایی های تحولی و ذهنی حمایت می کند؛ بنابراین به نظر می رسد که برنامه های آموزشی مبتنی بر بازی درمانی می تواند به عنوان روشی مناسب برای کاهش مشکلات رفتاری در مراکز آموزشی کشور نظیر مدارس استفاده شود.
    کلیدواژگان: فراتحلیل، بازی درمانی، مشکلات رفتاری، نارسایی های تحولی و ذهنی
  • اکرم احمدی براتی، رضا رجبی*، شهناز شهربانیان، مصطفی صدیقی صفحه 30
    زمینه و هدف
    فلج مغزی از اختلال های حسی حرکتی بسیار شایع است که می تواند منجربه ناتوانی های عملکردی دست و کاهش در میزان مشارکت شود؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات حسی حرکتی بر توانایی حرکتی دست دانش آموزان فلج مغزی اسپاستیک نیمه بدن بود.
    روش بررسی
    در مطالعه نیمه تجربی حاضر، جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان فلج مغزی مراکز توان بخشی کرمانشاه بود که 30 دانش آموز همی پلژی دختر و پسر اسپاستیک 8 تا 12ساله به صورت نمونه دردسترس انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه 15نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. برای اندازه گیری توانایی حرکتی درشت دست از آزمون جعبه و مکعب استفاده شد. برنامه تمرین شامل بخش حسی و حرکتی بود که طی هشت هفته و هرهفته 3 جلسه و هرجلسه 60 دقیقه انجام شد. تحلیل آماری داده ها با نرم افزار SPSS صورت گرفت. همچنین از آزمون های تی مستقل و زوجی در سطح معناداری 0٫05 استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق حاضر نشان داد بعد از اعمال تمرینات هم زمان حسی حرکتی عملکرد حرکتی اندام فوقانی به صورت معناداری بهبود یافت (0٫047=p). تغییر میانگین در گروه تجربی از 8٫3±11٫53 به 7٫58±15٫80 و در گروه کنترل از 5٫63±10٫73 به 5٫72±10٫93 مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    به کارگیری تمرینات هم زمان حسی حرکتی می تواند منجربه بهبود توانایی حرکتی دست در صورت ایجاد تجربیات حسی حرکتی شود. ازاین رو می توان از این نوع تمرینات باتوجه به نیازهای کودکان فلج مغزی، در برنامه توان بخشی دست آن ها استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تمرینات حسی حرکتی، توانایی حرکتی، فلج مغزی، همی پلژی اسپاستیک
  • محمود شیخ*، انسیه فنایی، ناصر نقدی، رخساره بادامی صفحه 31
    هدف
    اضافه وزن و چاقی زندگی کودکان را به مخاطره می اندازد و بسیاری از فرصت ها را از آن ها می گیرد. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه انجام مهارت های حرکتی بنیادی کودکان لاغر، وزن طبیعی و اضافه وزن و چاق و همچنین مقایسه ادراک والدین و کودکان از شایستگی حرکتی در اجرای مهارت های حرکتی در این سه گروه بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش 460 دانش آموز 10 ساله شهر اصفهان بوده که از این میان 34نفر در گروه لاغر، 42 نفر وزن طبیعی و 20 نفر اضافه وزن و چاق، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. برای ارزیابی مهارت های حرکتی از آزمون الریخ -2 و از نسخه والدین و کودکان ادارک شایستگی هارتر به منظور مقایسه ادارک شایستگی توسط والدین و کودکان از اجرای حرکات، استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز آزمون آنالیز واریانس به کار رفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که کودکان دارای اضافه وزن و چاقی در انجام مهارت های حرکتی کمتر از کودکان لاغر و وزن طبیعی بودند (0٫01>p)؛ اما تفاوتی در ادراک والدین و کودکان از شایستگی اجرای مهارت های حرکتی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مهارت های حرکتی کودکان دارای اضافه وزن و چاقی کمتر از کودکان لاغر و وزن طبیعی بود؛ اما والدین آن ها و خود کودکان تفاوتی در اجرای مهارت های حرکتی خود با دیگر کودکان ادراک نکردند. بر این اساس، به نظر می رسد یکی از راه های کنترل وزن، دادن درک صحیح به والدین و کودکان دارای اضافه وزن و چاقی درباره وضعیت وزنی و شایستگی آن ها در اجرای مهارت های حرکتی باشد.
    کلیدواژگان: شاخص توده بدن، مهارت های حرکتی بنیادی، ادراک شایستگی حرکتی
  • مهدی رسولی، عسگر چوبداری*، حمید کارگر، صدیقه رستمی صفحه 32
    هدف
    عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها تاثیرگذار باشد. درواقع عملکرد خواندن در توانایی سلیس و روان خوانی و درک مطالب کتاب اهمیت ویژه ای در دانش آموزان دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی فراشناختی در بهبود عملکرد خواندن و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بااختلال خواندن است.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر بااختلال خواندن پایه های سوم و چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 96-1395 شهر تهران تشکیل دادند.از بین آن ها، 40 دانش آموز بااختلال خواندن به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایچندمرحله ای، انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از چک لیست اختلال خواندن عزیزیان و عابدی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی بندورا 2002 و آزمون عملکرد خواندن یارمحمدیان، قمرانی، سیفی و ارفع 1394استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 45دقیقه ای جلسات مداخله را دریافت کرد؛ ولی در گروه کنترل هیچ مداخله ای انجام نشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) به کار گرفته شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد آموزش راهبردهای شناختی فراشناختی به دانش آموزان بااختلال خواندن در بهبود عملکرد خواندن و خودکارآمدی تحصیلی آنان موثر است (0٫001>p). همچنین آموزش با این روش موجب کاهش خطاهای خواندن در پسران بااختلال خواندن شده است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    باتوجه با یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که آموزش راهبردهای شناختی فراشناختی در بهبود عملکرد خواندن و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بااختلال خواندن تاثیر دارد و می توان از این آموزش به عنوان روش مداخله ای موثر سود جست.
    کلیدواژگان: راهبردهای شناختی فراشناختی، عملکرد خواندن، خودکارآمدی تحصیلی، اختلال خواندن
  • فریده صمدی بهرامی، سعیده زنوزیان*، محمدرضا بلیاد صفحه 33
    هدف
    در بین افرادی که به علت مشکلات روان شناختی نیاز به کمک و درمان دارند، اختلال های خلقی مشکل شایعی است و اختلال دوقطبی (BD) و اختلال افسردگی اساسی (MDD) از اختلال های خلقی بسیار رایج با شیوعی به ترتیب حدود 1 درصد و 6٫7درصد هستند. این دو اختلال به دلیل شیوع زیاد و ماهیت بازگشتی و عودکنندگی سالانه هزینه های گزافی به جامعه تحمیل می کنند؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر شناخت ویژگی های شخصیتی در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال افسردگی اساسی و افراد بهنجار و مقایسه آن ها است.
    روش بررسی
    به منظور انجام این پژوهش که مطالعه ای علی مقایسه ای بود، 90 آزمودنی ازطریق نمونه گیری دردسترس از بین بیماران بستری و سرپایی مراجعه کننده در شش ماهه اول سال 1394 و کارمندان شاغل در بیمارستان روان پزشکی ایران، انتخاب شده و در سه گروه اختلال دوقطبی نوع یک (30=N) و اختلال افسردگی اساسی (30=N) و گروه بهنجار (30=N) قرار گرفتند. سپس آزمون میلون 2(MCMI-2) به صورت انفرادی اجرا شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. جهت مقایسه میانگین ویژگی های شخصیتی سه گروه مطالعه شده، آزمون آماری تحلیل واریانس چندمتغیره و برای مقایسه دوبه دو گروه ها در هریک از ویژگی های شخصیتی، آزمون تعقیبی توکی به کار گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد بین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و افراد بهنجار در تمامی ویژگی های شخصیتی به استثنای ویژگی های اسکیزوئید و وسواسی تفاوت معنا دار مشاهده می شود (0٫05>p). همچنین در آزمون میلون، بین افراد بهنجار و مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در ویژگی های شخصیتی اسکیزوئید، اجتنابی، ضداجتماعی، منفعل/پرخاشگر، خود تخریب گر، اسکیزوتایپال، مرزی و پارانوئید تفاوت معنادار وجود دارد (0٫05>p). همچنین در این پژوهش بین افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال افسردگی اساسی در ویژگی های اسکیزوئید و نمایشی و خودشیفته، تفاوت معنا دار یافت می شود (0٫05>p).
    نتیجه گیری
    براساس تفاوت معنادار در ویژگی های شخصیتی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی و دوقطبی نوع یک درمقایسه با افراد سالم، توجه به این امور در طرح ریزی درمانی موثر ضروری است.
    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، اختلال دوقطبی نوع یک، اختلال افسردگی اساسی
  • فرناز کشاورزی ارشدی*، فریبا حسنی، الهام محمدنژاد صفحه 34
    هدف
    اختلال وسواس فکری عملی یکی از اختلالات رفتاری ناتوان کننده ای است که با افکار مزاحم تکراری و ناخواسته، فرد را به انجام اعمال اجباری و بیهوده و همچنین فروبردن در اعماق افکار ناراحت کننده وادار می کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ بر نشانگان افسردگی و اجتناب تجربه ای در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع کاربردی به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی زنان در گروه سنی 45- 20 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره آمنه (زیر نظر سازمان بهزیستی) و مرکز مشاوره و روان شناختی رایین (زیر نظر سازمان نظام مشاوره و روان شناسی) بودند که شکایت اصلی آنان علائم وسواس فکری عملی بود. تعداد 24 نفر از دواطلبین به صورت بلوک های دوتایی و همتاشده سنی، به تصادف به دو گروه آزمایش با روش رویارویی و جلوگیری از پاسخ (12 نفر) و گروه گواه (12 نفر) تخصیص یافتند. پیش آزمون در هر دو گروه به عمل آمد. در انتها پس از اتمام دوره درمان در گروه آزمایش، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، از شاخص های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل داده ها باتوجه به نرمال بودن توزیع داده ها، از آزمون تی مستقل و زوجی، به علاوه تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نرم افزار SPSS نسخه 20 برای تحلیل داده ها به کار رفت.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاکی از این بود که تفاوت میانگین نمرات اجتناب تجربه ای در پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش و گواه، از نظر آماری معنادار نیست. نمرات پس آزمون افسردگی دو گروه، پس از تعدیل بر روی نمرات پیش آزمون، به روش تحلیل کوواریانس مقایسه شده و اختلاف آماری معناداری بین نمرات این دو گروه مشاهده شد (0٫010=p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که روش درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ، بر کاهش اجتناب تجربه ای زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی موثر نیست؛ اما موجب کاهش نمرات افسردگی در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی شده است.
    کلیدواژگان: وسواس فکری عملی، درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ، اجتناب تجربه ای، نشانگان افسردگی
  • رضا میرمهدی*، فرشته پیروزنیا صفحه 35
    هدف
    اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی یک اختلال عصب روان شناختی است که تاثیرات عمیقی بر روابط فرد با سایر اعضای خانواده و فضای کلی حاکم بر این محیط می گذارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی و مهارت حل مسئله اجتماعی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش از مادران دارای فرزند با نارسایی توجه/فزون کنشی مراجع به کلینیک های مشاوره شهر گلپایگان 20 نفر از مادران داوطلب واجد شرایط به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش جای گماری شدند. مداخله در 10 جلسه در گروه آزمایش صورت گرفت. از پرسشنامه های حل مسئله اجتماعی (دزوریلا و همکاران، 2002) و سلامت عمومی (گلدبرگ وهیلیر، 1972) در مرحله قبل و بعد از آموزش استفاده شد. برای تحلیل نتایج از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره با سطح معناداری (0٫01>P) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی (0٫01>P) و مهارت های حل مسئله اجتماعی (0٫01>P) مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی موثر بود.
    نتیجه گیری
    بنابر نتایج این پژوهش به درمانگران در حیطه کار با خانواده های دارای فرزند اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی توصیه می شود آموزش مهارت های زندگی را جهت ارتقای سلامت عمومی و مهارت های حل مسئله اجتماعی این خانواده ها مورد توجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: مهارت های زندگی، سلامت عمومی، حل مسئله اجتماعی، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی
  • حمید علیزاده*، لیلا همیوند، نورعلی فرخی، فرنگیس کاظمی صفحه 36
    هدف
    ضرب آهنگ شناختی کند، برای توصیف نوع خاصی از اختلال توجه، تمرکز حواس و کندی در پردازش اطلاعات به کار می رود. پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توان بخشی روانی اجتماعی برای دانش آموزان دارای ضرب آهنگ شناختی کند و بررسی تاثیر آن بر مشکلات اجتماعی هیجانی انجام شد.
    روش بررسی
    از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دارای نشانه های ضرب آهنگ شناختی کند سنین 9 تا 12سال مدارس عادی شهر تهران بود. نمونه پژوهش 60 شرکت کننده واجد شرایط بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای گماری شدند. به منظور شناسایی و تشخیص دانش آموزان دارای ضرب آهنگ شناختی کند از چک لیست نشانه های ضرب آهنگ شناختی کند (بکر و همکاران، 2015) و پرسشنامه SCT فرم والدین (برنز، 2017) و برای ارزیابی مشکلات اجتماعی هیجانی، از پرسشنامه FTF (کادسجو و همکاران، 2004) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین مشکلات اجتماعی هیجانی گروه آزمایش درمقایسه با گروه گواه بهبود یافت. بر این اساس بین میانگین نمره های گروه آزمایش و گواه در مشکلات اجتماعی هیجانی تفاوت معناداری با احتمال (0٫001>p) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش برنامه توان بخشی روانی اجتماعی باعث کاهش مشکلات اجتماعی هیجانی در دانش آموزان دارای ضرب آهنگ شناختی کند شده است. نتایج ارزیابی در مرحله پیگیری ماندگاری اثر مداخله روانی اجتماعی را تایید کرد.
    کلیدواژگان: مداخله روانی اجتماعی، ضرب آهنگ شناختی کند، مشکلات اجتماعی هیجانی
  • بهناز بوذری*، اعظم فتاحی صفحه 37
    هدف
    هدف از این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش گروه درمانی با رویکرد رفتاری بر کاهش ترس از زایمان و اضطراب زنان باردار در منطقه 5 شهر تهران بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از انواع مطالعات کاربردی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه را تمامی زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان سینا در منطقه 5 شهر تهران تشکیل دادند. حجم نمونه شامل 30 نفر از زنان با اضطراب و ترس از زایمان بالا بود که به تصادف در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تخصیص یافتند. برای این افراد پرسشنامه ترس از زایمان و پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. گروه آزمایشی در 8 جلسه مشاوره گروهی شرکت کردند. در این تحقیق از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی همچون آزمون تی مقایسه دو گروه مستقل، تی زوجی و تحلیل واریانس چندمتغیره به منظور مقایسه میانگین پاسخ در دو گروه استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 21 استفاده گردیده و سطح معناداری برای تمامی آزمون ها برابر با 0٫05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده حاکی از تاثیر آموزش گروه درمانی با رویکرد رفتاری بر کاهش ناتوانی ترس از زایمان بوده و همچنین باعث کاهش اضطراب زنان باردار در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    آموزش مشاوره گروهی پیشنهادی با رویکرد رفتاری می تواند بر کاهش ترس از زایمان و کاهش اضطراب در زنان باردار موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: آموزش گروه درمانی رفتاری، ترس اززایمان، اضطراب زنان باردار
  • لاله جاویدان*، جلیل اصلانی صفحه 38
    هدف
    بیماری تصلب چندگانه یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی بسیار مهم و شایع است که در اثر التهاب و تخریب غلاف عصبی میلین ایجاد می شود. تصلب چندگانه علاوه بر سلامت جسمانی، سلامت و بهزیستی روان شناختی افراد را نیز با مشکل مواجه می کند. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر کاهش نشانه های اختلالات روانی و افزایش بهزیستی بیماران مبتلا به تصلب چندگانه بود.
    روش بررسی
    پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نابرابر بود. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از بیماران مبتلا به تصلب چندگانه (ام.اس.) بیمارستان سینا (فرشچیان) در شهر همدان بود که به صورت هدفمند انتخاب گردیده و در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی مثبت نگر قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات پس آزمون و یک ماه بعد از اتمام جلسات آزمون پیگیری اجرا شد. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه نشانه های اختلالات روانی دراگوتیس و همکاران (1973) و مقیاس نشانه های سلامت روانی کیز (2005- 2002) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که روان درمانی مثبت نگر به صورت معناداری نشانه های اختلالات روانی را کاهش و سطح بهزیستی گروه آزمایش را افزایش داده است (0٫01≥P).
    نتیجه گیری
    یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که روان درمانی مثبت گرا به عنوان درمان کوتاه مدت موثر، نه تنها باعث کاهش علائم و نشانه های اختلالات روانی می شود، بلکه می تواند باعث افزایش بهزیستی روان شناختی گردد. همچنین یافته های این پژوهش از این باور که روان درمانی مثبت گرا می تواند به طور موثری از طریق افزایش احساس لذت، تقویت توانمندی ها و افزایش معنا باعث افزایش بهزیستی شود، حمایت می کند.
  • یوسف یاراحمدی*، ملیحه حدادنژاد صفحه 39
    هدف
    مفصل شانه یکی از مفاصل بسیار آسیب پذیر بدن در ورزشکاران بسکتبال است. تکرار زیاد حرکات پرتابی می تواند باعث تغییر تعادل قدرت عضلانی، دامنه حرکتی و بازسازی وضعیت شود. با توجه به اینکه قدرت، دامنه حرکتی و دقت بازسازی در پیشگیری از آسیب های شانه اهمیت دارد؛ بنابراین، هدف از انجام این تحقیق مقایسه قدرت ایزومتریک، دامنه حرکتی و خطای بازسازی وضعیت شانه بین معلولین بسکتبالیست با معلولین غیرورزشکار بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. برای انجام این پژوهش، 16 مرد معلول بسکتبالیست (با میانگین 24٫64 سال) و 16 مرد معلول غیرورزشکار ویلچری (با میانگین 25٫26سال) به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی قدرت ایزومتریک عضلات از دینامومتر دستی و برای ارزیابی دامنه حرکتی و خطای بازسازی از گونیامتر استفاده شد. همچنین داده ها با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معناداری (0٫05 <p). تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج آزمون t مستقل نشان داد که افزایش معناداری در قدرت ایزومتریک چرخاننده داخلی، دامنه حرکتی و خطای بازسازی معلولان بسکتبالیست و معلولان غیرورزشکار وجود دارد (0٫001 <p). در حالی که هیچ گونه تفاوت معناداری در قدرت عضلات ایزومتریک چرخاننده خارجی بین دو گروه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    انجام حرکات تکراری پرتاب از بالای سر در طولانی مدت باعث تغییر در تعادل قدرت عضلات، دامنه حرکتی و بازسازی وضعیت مفصل می شود؛ بنابراین برنامه ریزی برای کنترل و محدودکردن این ریسک فاکتور باید در دستور کار مربیان و عوامل پزشکی تیم قرار گیرد.
    واژه های کلیدی: قدرت عضلانی، دامنه حرکتی، بازسازی وضعیت، بسکتبال.
    کلیدواژگان: قدرت عضلانی، دامنه حرکتی، بازسازی وضعیت، بسکتبال
  • مصطفی بلقان آبادی، سید احمد احمدی علون آبادی*، فاطمه بهرامی خوندابی، مریم فاتحی زاده، رضوان سادات جزایری صفحه 40
    هدف
    زودانزالی از مشکلات جنسی بسیار شایع در مردان است. مردان زودانزال به لحاظ خودپنداره جنسی دچار مشکل هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی مشاوره زوجی یکپارچه بر خودپنداره جنسی و زودانزالی مردان بود.
    روش بررسی
    روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. برای دستیابی به هدف تحقیق از میان مردان مراجعه کننده با شکایت زودانزالی به پزشکان مراکز درمانی شهر نیشابور، تعداد 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب شدند. افزاد انتخاب شده در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در هر گروه) به صورت تصادفی جایگزین گردیدند. گروه آزمایش مداخله زوج درمانی یکپارچه را دریافت کردند و گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار داشتند. ابزار پژوهش عبارت بودند از مقیاس خودپنداره جنسی فرم کوتاه (MSSQ-short form) و مقیاس سنجش زودانزالی (PEDT) سیموندز، روبلین، هارت، و آلثوف (2003). روش تجزیه وتحلیل داده ها در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین مردانی که مداخله زوج درمانی یکپارچه را دریافت کرده بودند و مردان گروه کنترل تفاوت معناداری در میزان خودپنداره جنسی (0٫001>p) و زودانزالی (0٫001>p) آنان وجود دارد. نمرات خودپنداره جنسی و زودانزالی مردانی که مداخله زوج درمانی یکپارچه را دریافت کرده بودند، در مرحله پس آزمون و پیگیری درمقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود.
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی یکپارچه می تواند در بهبود خودپنداره جنسی مردان زودانزال اثربخش باشد. خودپنداره جنسی درواقع می تواند یکی از عوامل روان شناختی بروز زودانزالی و نگهدارنده آن باشد. لذا بهبود خودپنداره جنسی در بهبود زودانزالی نیز می تواند اثربخش باشد.
    کلیدواژگان: مشاوره زوجی، یکپارچه، خودپنداره جنسی، مردان، زودانزالی
  • زهرا ترابی، مهناز استکی*، رویا کوچک انتظار، نسترن شریفی صفحه 41
    هدف
    فقدان فراگیری مهارت های خواندن می تواند مانع پیشرفت کودکان در سال های تحصیل شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روش تربیت مخچه به همراه ویبریشن بر مهارت های خواندن دانش آموزان با مشکلات خواندن بود.
    روش بررسی
    این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه پژوهش تمامی دانش آموزان پایه دوم و سوم ابتدایی بودند. جهت انجام پژوهش، 20 دانش آموز پایه دوم و سوم به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند (هر گروه 10 نفر). داده های پژوهش از طریق آزمون خواندن کرمی نوری و مرادی (1381) و آزمون حساسیت شنیداری وپمن (1987) جمع آوری شدند. ابتدا در هردو گروه پیش آزمون اجرا شد و سپس گروه آزمایشی 20 جلسه یک ساعت ونیمی (یک ساعت تربیت مخچه و نیم ساعت اصلاح شنیداری) تحت آموزش با این روش قرار گرفتند. گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. سپس برای آزمودنی ها پس آزمون اجرا شد. در نهایت نیز نتایج با نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 0٫05 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مداخله مذبور باعث تغییر معناداری در مشکلات خواندن دانش آموزان می گردد (0٫001>p) و این تفاوت تنها برای خرده آزمون های خواندن کلمات (0٫448=p)، نامیدن تصاویر (0٫320= p) و حذف آوا ها (0٫616 =p) معنادار نبود .همچنین مداخله مذبور باعث تغییرات معناداری نیز در حساسیت شنیداری (0٫014 =p) دانش آموزان شده بود.
    نتیجه گیری
    روش تربیت مخچه به همراه ویبریشن بر بهبود مشکلات خواندن و حساسیت شنیداری دانش آموزان با مشکلات خواندن موثر است؛ بنابراین این روش می تواند در کنار آموزش های لازم برای این دانش آموزان به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: تربیت مخچه، ویبریشن، حساسیت شنیداری، مشکلات خواندن، دانش آموزان
  • رویاسادات خاتون آبادی، محمد عاشوری* صفحه 42
    هدف
    دانش آموزان ناشنوا یکی از گروه های کودکان با نیازهای ویژه هستند و ناشنوایی به نحو گسترده ای به عنوان یکی از ناتوانی های بسیار شایع به رسمیت شناخته شده است. به نظر می رسد دانش آموزان ناشنوا درمقایسه با دانش آموزان شنوا درزمینه حافظه فعال و کفایت اجتماعی با مشکلات عمده ای مواجه باشند؛ بنابراین، پژوهش حاضر به منظور مقایسه حافظه فعال و کفایت اجتماعی در دانش آموزان شنوا و ناشنوا صورت گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مطالعه ای علی مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان شنوا و ناشنوای دختر 10 تا 13 ساله شهر گرگان در سال 1397-1396 تشکیل دادند. دانش آموزان شنوا و ناشنوا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ به نحوی که اعضای هر گروه 40 نفر بود. ابزارهای این پژوهش آزمون حافظه فعال دانیمن و کارپنتر و پرسشنامه کفایت اجتماعی فلنر، لیس و فیلیپس بود. اطلاعات جمع آوری شده از طریق آزمون های آماری کلموگروف اسمیرنوف، ام.باکس، لوین، t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری در سطح معناداری 0٫05 و با استفاده از نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمرات حافظه فعال دانش آموزان ناشنوا (3٫27±62٫46) به طور معناداری کمتر از دانش آموزان شنوا (3٫11±73٫85) بود (0٫05<p). همچنین میانگین و انحراف معیار نمرات مهارت های شناختی (1٫63±15٫76)، مهارت های رفتاری (5٫28±151٫28)، کفایت هیجانی (1٫47±14٫93) و آمایه انگیزشی (2٫38±31٫19) دانش آموزان ناشنوا به طور معناداری کمتر از مهارت های شناختی (1٫87±10٫31)، مهارت های رفتاری (5٫74±126٫09)، کفایت هیجانی (1٫40±9٫78) و آمایه انگیزشی (2٫12± 25٫34) دانش آموزان شنوا بود (0٫05<p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش، حافظه فعال و کفایت اجتماعی در دانش آموزان ناشنوا از دانش آموزان شنوا کمتر بود؛ بنابراین در این حوزه به برنامه توانبخشی ویژه ای نیاز است تا حافظه فعال و کفایت اجتماعی دانش آموزان ناشنوا افزایش یابد.
    کلیدواژگان: حافظه فعال، کفایت اجتماعی، کودکان ناشنوا
  • نفیسه مجیدی یایچی، رمضان حسن زاده*، محبوبه فرامرزی، علیرضا همایونی صفحه 43
    هدف
    سلامت روانی متغیر مهمی است که تحت تاثیر عوامل زیادی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی مدل یابی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری رفتارهای ارتقادهنده سلامت با سلامت روانی دانش آموزان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهر ساری بود که با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس طرحواره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1994)، مقیاس سلامت روان (گلدبرگ، 1979) و مقیاس رفتارهای ارتقادهنده سلامت (والکر، 1987) بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده، از مدل یابی معادلات رگرسیونی ساختاری استفاده شد و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار های نسخه 24، SPSS و نسخه 23، Amos انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد همبستگی مستقیم معناداری بین متغیرهای طرحواره های ناسازگار اولیه با سلامت روانی و همبستگی معکوس معنا داری بین رفتارهای ارتقادهنده سلامت با سلامت روانی وجود داشت (0٫001>p). طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری رفتارهای ارتقادهنده سلامت با سلامت روانی دارای واریانس تبیین شده 0٫13 بوده و بیانگر برازش مناسب مدل است.
    نتیجه گیری
    باتوجه به اینکه طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری رفتارهای ارتقادهنده سلامت نقش پیش بینی کنندگی را در سلامت روان دارد، پیشنهاد می شود از آموزش رفتارهای ارتقادهنده سلامت در مدارس استفاده گردد و برنامه های طرحواره درمانی جهت بهبود سلامت روان، آمیخته با آموزش ابعاد ارتقادهنده سلامت باشد.
    کلیدواژگان: طرحواره های ناسازگار اولیه، رفتارهای ارتقادهنده سلامت، سلامت روان
  • پگاه آزادی منش*، عباسعلی حسین خانزاده، منصور حکیم جوادی صفحه 44
    هدف
    بازی درمانی عروسکی به دلیل ایجاد سهولت در گسترش ارتباط بین کودک و درمانگر، افزایش صمیمیت، خودآشکارسازی و بی پرده گویی در یک رابطه مبتنی بر بازی درمانی موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بازی درمانی عروسکی بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان دارای اختلال بیش فعالی/نارسایی توجه بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به روش شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون برای گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، کلیه کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در رده سنی 12-8 شهر کرمانشاه بود که براساس شرایط ورود به پژوهش، تعداد 24 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه «آزمایش» و «کنترل» جای دهی شدند. برنامه مداخله ای بازی درمانی عروسکی، برای گروه آزمایش به مدت 10 جلسه اعمال شد؛ درحالی که گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکردند. هر دو گروه به وسیله تست مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که بازی درمانی عروسکی بر مهارت های اجتماعی و زیرمقیاس های آن در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تاثیر معناداری گذاشته است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش، بازی درمانی عروسکی به عنوان روشی مناسب، جهت ارتقای مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نارسایی توجه پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: بازی درمانی عروسکی، مهارت اجتماعی، بیش فعالی، نارسایی توجه
  • افسانه توحیدی*، ارسلان کریمی بحرآسمانی صفحه 45
    هدف
    هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش توجه بر پیشرفت تحصیلی ریاضی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان با بهره هوشی مرزی بود.
    روش بررسی
    این پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین تمامی دانش آموزان دختر دیرآموز در پایه چهارم دبستان و ناحیه یک کرمان، به صورت نمونه گیری خوشه ایساده، 24 دانش آموز مرزی انتخاب شدند. سپس در هرگروه آزمایش و کنترل، هر یک، 12 دانش آموز جایگزین گردید. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای آموزش توجه را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از مقیاس هوش وکسلر به عنوان ابزار شناسایی بهره هوشی مرزی و آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی، به عنوان ابزارهای اندازه گیری استفاده شد. داده ها با تحلیل کواریانس چندمتغیری (MANCOVA) به کمک SPSS نسخه 20 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که اثر آموزش توجه بر افزایش پیشرفت تحصیلی ریاضی (0٫001>p) و بر خودکارآمدی در مقیاس های استعداد (0٫001>p)، بافت (0٫001>p) معنادار است، ولی بر مقیاس تلاش معنادار نیست.
    نتیجه گیری
    درمجموع، براساس یافته های این پژوهش می توان گفت که آموزش توجه، نقش اساسی در بهبود پیشرفت تحصیلی ریاضی تحصیلی دانش آموزان دختر با هوش مرزی دارد و با درنظرگرفتن استعداد و بافت در خودکارآمدی آنان موثر خواهد بود.
    کلیدواژگان: آموزش توجه، پیشرفت تحصیلی ریاضی، خودکارآمدی تحصیلی، بهره هوشی مرزی
  • فاطمه حیدری، پرویز عسگری*، علیرضا حیدری، رضا پاشا، بهنام مکوندی صفحه 46
    زمینه و هدف
    علل متنوعی می تواند موجب بروز درد قفسه سینه شود؛ که معمولا علل روانی کمتر مورد توجه قرار می گیرند، از این رو واجد اهمیت بیشتری در تشخیص و درمان هستند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روانی و نشخوار فکری در بیماران با درد غیرقلبی قفسه سینه انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماه بعد با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش به صورت در دسترس و شامل تعداد 40 بیمار مراجعه کننده به یکی از بیمارستان های شهر تهران بود که پس از ورود به طرح، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی ها به دو پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی و نشخوار فکری (هوکسما و مارو) پاسخ دادند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. سپس نتایج با آزمون های آماری تی دو گروه مستقل، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 بررسی شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که پس از مداخله، میانگین نمرات مقیاس نشخوار فکری کاهش (0٫001<p) و انعطاف پذیری روان شناختی در گروه درمانی افزایش داشت (0٫001<p). این برتری در پیگیری دو ماه بعد نیز حفظ شده بود (0٫001<p).
    نتیجه گیری
    آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و نشخوار فکری در بیماران با درد غیرقلبی قفسه سینه که دچار ناتوانی های جسمی شده اند، موثر است و نیز نتایج درمان پایدار می باشد. بنابراین تشخیص و درمان مناسب موجب ایجاد نتایج مطلوب و رضایتمندی در بیمار می گردد.
    کلیدواژگان: درد غیرقلبی قفسه سینه، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، انعطاف پذیری روان شناختی، نشخوار فکری
  • روح الله گهواره، رضا رجبی*، شهناز شهربانیان، حسن غرایاق زندی، سیدمجتبی حسینی صفحه 47
    هدف
    پژوهش حاضر باتوجه به نرخ بروز آسیب ورزشی در ورزشکاران و همچنین توسعه ابزارهای اندازه گیری روان شناختی که مختص آسیب ورزشی باشد، انجام شد. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آسیب ورزشی در ورزشکاران است.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر از لحاظ هدف جمع آوری داده ها کاربردی و از نوع توسعه ابزار و از نظر زمان جمع آوری داده ها حال نگر، ولی در بخش معادله ساختاری از نوع آینده نگر است. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی ورزشکاران شهر تهران با سطوح مختلف مهارتی و در دامنه سنی 17 تا 31 سال بودند. 256 پرسشنامه به وسیله ورزشکاران 17 تا 31 ساله (56٫3 درصد مرد و 43٫7 درصد زن با میانگین سنی 3٫22±22٫12 سال) که در رشته های مختلف ورزشی فعالیت داشتند، تکمیل گردید. جهت جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی از فرم ثبت مشخصات فردی استفاده شد. برای برآورد روایی سازه مقیاس از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. پایایی مقیاس با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شده و برای بررسی پایایی زمانی از روش آزمون- آزمون مجدد به کار رفت (0٫05<p).
    یافته ها
    نتیجه محاسبات انجام شده برای برآورد پایایی عامل های پرسشنامه نشان داد که مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های اضطراب آسیب در دامنه ای از 0٫73 تا 0٫79 بود. با توجه به اینکه ضرایب همسانی درونی مولفه های تشکیل دهنده بالا و مناسب بود (بیشتر از نقطه برش 0٫7)، بنابراین پایایی این پرسشنامه تایید شد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که نسخه فارسی تجدیدنظرشده مقیاس، از ساختار اصلی حمایت کرده و روایی نسخه فارسی مقیاس اضطراب آسیب با 21 سوال تایید گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، نسخه فارسی مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آسیب برای سنجش اضطراب آسیب ورزشی ورزشکاران توصیه می شود.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی، تحلیل عاملی، اضطراب آسیب ورزشی
  • محمد خالدیان*، فاطمه نعمتی سوگلی تپه، رویا ارجمند کرمانی صفحه 48
    هدف
    اعتیاد به مواد مخدر از مسائل و معضلات اجتماعی عصر حاضر، خصوصا در کشورهایی مانند ایران با شرایط اجتماعی جوان و شرایط جغرافیایی خاص خود بوده که زمینه ساز مشکل سلامتی جدی برای کشور است؛ لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی کارآمدی آموزش هوش هیجانی بر احساس تنهایی، تاب آوری و سلامت روان افراد معتاد است.
    روش بررسی
    این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. جامعه مطالعه شامل 100 نفر افراد معتاد مراجعه کننده به مراکز متادون درمانی ترک اعتیاد نیکو سلامت شهرستان قروه در سال 1392 بود. حجم نمونه 24 نفر از افراد معتاد متاهل بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (12=n) و گواه (12=n) جای گماری شدند. گروه آزمایش تحت نه جلسه 90 دقیقه ای آموزش هوش هیجانی قرار گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه 20 سوالی احساس تنهایی کالیفرنیا UCLA (راسل، پپلا و فرگوسن، 1978)، پرسشنامه 25 سوالی تاب آوری CD-RISC (کانر و دیویدسون، 2003)، و پرسشنامه 28 سوالی سلامت روانGHQ-28 (گلدبرگ، 1972) استفاده شد و جهت تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار و تحلیل کوواریانس استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین نمرات تاب آوری در پس آزمون گروه آزمایش، به طور معنا داری از میانگین نمرات پس آزمون در گروه گواه بیشتر است. همچنین میانگین نمرات سلامت روان و احساس تنهایی در پس آزمون گروه آزمایش به طور معنا داری از میانگین نمرات پس آزمون در گروه گواه کمتر است (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته های پژوهش نتیجه گیری می شود که آموزش هوش هیجانی بر احساس تنهایی و تاب آوری و سلامت روان افراد معتاد موثر است.
    کلیدواژگان: آموزش هوش هیجانی، احساس تنهایی، تاب آوری، سلامت روان، اعتیاد
  • سعید شهابی، محمد کمالی*، حسین مبارکی، نرگس شفارودی، حسن سعیدی صفحه 49
    هدف
    در دوره های کارآموزی، دانشجو در تعامل با مربی و محیط آموزش بالینی، مفاهیم آموخته شده نظری و عملی قبلی را در موقعیت های واقعی و روی بیماران واقعی به کار می بندد؛ لذا هرگونه ضعف در فرآیند آموزش بالینی، موجبات ضعف و کاهش کارآیی کارآموزان را در محیط کار واقعی فراهم خواهد کرد. به نظر می رسد شکاف نسبتا عمیقی در روند آموزش علمی رشته ارتوز و پروتز و عملکرد بالینی دانشجویان وجود دارد و آموزش های بالینی موجود، توانایی لازم را برای ابراز مهارت بالینی به دانشجو نمی دهد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه ها و شناخت تجارب دانشجویان رشته ارتوز و پروتز از دوره های کارآموزی است.
    روش بررسی
    تحقیق کیفی حاضر با رویکرد تجزیه وتحلیل محتوایی قراردادی بر دانشجویان سال آخر رشته ارتوز و پروتز دانشگاه های علوم پزشکی ایران، علوم پزشکی اصفهان، علوم بهزیستی و توان بخشی و موسسه آموزش عالی هلال ایران انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع بوده و از مصاحبه در قالب بحث گروهی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع ادامه داشت. جهت انجام فرآیند تحلیل داده از نظریه شی یه و شانون بهره گرفته شد. درستی و صحت و دقت تحقیق بر اساس معیارهای Guba&Lincoln صورت گرفت.
    یافته ها
    پس از تجزیه وتحلیل داده ها و طبقه بندی کدها، هفت مضمون «وجود برنامه مدون آموزشی»، «شیوه های یاددهی و ارزشیابی»، «خصوصیات فردی»، «شیوه های ارتباطی دانشجو در محیط بالین»، «فضا و امکانات آموزشی»، «سیاست های سازمانی» و «رویکردها و رویه های آموزشی» ایجاد شد. این هفت مضمون شامل 19 زیرمضمون بود. مشارکت کنندگان در طی این مطالعه به اموری نظیر جمعیت زیاد گروه های کارآموزی، تعداد و تنوع کم بیماران مراجعه کننده، بی توجهی گروه آموزشی به دوره های کارآموزی، بی توجهی به سرفصل های آموزشی، تجربی کاربودن استادان و استفاده نکردن از وسایل و تجهیزات مدرن در ساخت وسایل تاکید کردند.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج پژوهش چنین به نظر می رسد که خصوصیات انسانی اهمیت ویژه ای در آموزش بالینی دارند. مداخله درحیطه عناصر انسانی در توان گروه های آموزشی نیست؛ اما شناخت آن ها می تواند موجبات بهبودی دوره های کارآموزی را فراهم آورد. بازنگری در برنامه های کارآموزی بالینی با استفاده از نتایج این مطالعه می تواند مسیر دست یابی به اصلاح وضعیت مذکور را به دنبال داشته باشد.
    کلیدواژگان: کارآموزی، آموزش بالینی، دانشجویان، رشته ارتوز و پروتز، تجربه زیسته
  • محمد نریمانی، عباس ابوالقاسمی، رضا ایل بیگی قلعه نی* صفحه 50
    هدف
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی نقاشی درمانی بر کارکردهای اجرایی و هماهنگی دیداری-حرکتی دانش آموزان نارساخوان بود.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون دو گروهی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کودکان مبتلا به اختلال خواندن تشکیل دادند که به مراکز درمانی شهرستان مشهد در سال 1394 مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش 40 کودک مبتلا به اختلال خواندن بود که به صورت در دسترس انتخاب گردیده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های برج لندن، استروپ و عملکرد پیوسته و هم چنین آزمون مداد کاغذی هماهنگی دیداری-حرکتی بندر گشتالت، جمع آوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و با استفاده از نرم افزارSPSS-19 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که نقاشی درمانی بر کارکردهای اجرایی در ابعاد کاهش زمان کل و افزایش امتیاز در آزمون برج لندن، کاهش خطای ارتکاب، حذف و زمان در آزمون عملکرد پیوسته؛ کاهش میزان زمان همخوان، زمان ناهمخوان و خطای ناهمخوان در آزمون استروپ (0٫05 ˂p) و هماهنگی دیداری حرکتی در ابعاد تحریف، چرخش، عدم یکپارچگی و تکرار (0٫01>p) افراد نارساخوان موثر است.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته ها استنباط می شود که نقاشی درمانی، روشی موثر جهت بهبود دانش آموزان نارساخوان است.
    کلیدواژگان: نقاشی درمانی، کارکردهای اجرایی، هماهنگی دیداری-حرکتی، نارساخوانی
  • اکبر زارع شاه آبادی*، محمد مبارکی، سامانه سلطانی صفحه 51
    هدف
    اشتغال نقش مهم و تاثیرگذاری بر جنبه های روانی، فردی، اجتماعی و اقتصادی زندگی انسان می گذارد. یکی از عوامل اثرگذار در دست یابی به اشتغال، سلامت جسمی ازجمله داشتن حس شنوایی سالم است. هنگامی که این حس آسیب دیده باشد، باعث اختلال شنوایی یا کم شنوایی می شود که می تواند منجر به ناشنوایی در فرد گردد. ناشنوایی بار اقتصادی و اجتماعی سنگینی بر خانواده و جامعه دارد. اغلب باعث ایجاد مشکلات در یافتن و حفظ شغل، در افراد دارای این مشکل، می شود. باتوجه به اهمیت این مسئله، هدف از مطالعه حاضر تعیین عوامل اجتماعی فرهنگی موثر بر اشتغال ناشنوایان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر پیمایشی بوده و جامعه آماری نیز ناشنوایان شهر یزد بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران مشخص شد و تعداد 309 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری استفاده شده تصادفی ساده و ابزار پژوهش جهت جمع آوری داده ها، پرسش نامه بود. داده های به دست آمده با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه (در نرم افزارSPSS) و مدل معادلات ساختاری (در نرم افزم Amos) با سطح معناداری 0٫05 (95 درصد اطمینان) در دو بخش مجزا تجزیه وتحلیل گردیدند.
    یافته ها
    براساس نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و با توجه به مقدار احتمال، برآورد اثرات ضمانت های اجرایی کار (020/0p=) و تعهدات کار (0٫001>p) و مهارت کاری (0٫001>p) و احساس مسئولیت کاری (0٫001>p)، می توان گفت که این چهار متغیر به صورت معناداری اشتغال ناشنوایان را پیش بینی می کنند. نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد که متغیرهای هویت کاری (0٫20) و احساس مسئولیت کاری (0٫38)، بیشترین مقدار واریانس اشتغال ناشنوایان را تبیین می کنند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان گفت که عوامل اجتماعی فرهنگی می توانند بر روی اشتغال ناشنوایان تاثیر گذاشته و اشتغال ناشنوایان را جهت دهند.
    کلیدواژگان: ناشنوایان، اشتغال، ضمانت های اجرایی، مهارت های کاری، هویت کاری و احساس مسئولیت کاری
  • قاسم نوروزی، محمد عاشوری*، شیما قلمزن، علی اصغر کلانتری صفحه 52
    هدف
    آسیب بینایی نقش مهمی در زندگی دارد. پژوهش های بسیاری به شناسایی عوامل موثر در آسیب بینایی پرداخته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت و توزیع فراوانی علل آسیب بینایی در افراد زیر 14 سال تحت پوشش سازمان بهزیستی در استان اصفهان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مطالعه ای از نوع توصیفی- تحلیلی و با روش مقطعی بود. جامعه آماری را افراد با آسیب بینایی زیر 14 سال در استان اصفهان تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 527 فرد با آسیب بینایی می شد که با روش نمونه گیری تمام شماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جامع علل آسیب بینایی عاشوری و همکاران (1397) استفاده گردید. داده ها از طریق آزمون t، توزیع فراوانی و درصد، در سطح معناداری 0٫05 با استفاده از نسخه 24 نرم افزار SPSS تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن آزمودنی های پسر (1٫73 ± 8٫96) و دختر (1٫84 ± 9٫27) بود و نتایج آزمون آماری t مستقل نشان داد که دو گروه از نظر سنی تفاوت معناداری نداشته اند (0٫11=p) و به ترتیب علل ژنتیکی (38٪) و مادرزادی (30٪) از علل شایع تر آسیب بینایی بودند. علل آسیب بینایی براساس محل آسیب به ترتیب به اختلالات ماهیچه ای (40٪)، اختلالات شبکیه (24٪)، اختلالات عصب بینایی (8٪)، اختلالات عدسی (6٪)، خطاهای انکساری (6٪) و اختلالات زلالیه (5٪) مربوط می شد. علل آسیب بینایی بر اساس نام مشکل به ترتیب به علت استرابیسم (23٪)، نیستاگموس (10٪)، آتروفی و هایپوپلازی عصب بینایی (8٪)، آمبلیوپیا (7٪)، آب مروارید (6٪)، آستیگماتیسم (6٪)، گلوکوم (5٪)، التهاب رنگدانه شبکیه (4٪)، آسیب دیدگی شبکیه ناشی از زودرسی (3٪)، جداشدگی شبکیه (3٪)، پارگی شبکیه (3٪) و آلبنیسم (3٪) بود.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش، فراوانی علل اصلی آسیب بینایی به ترتیب شامل علل ژنتیکی و مادرزادی می شد و براساس محل آسیب نیز بیشترین آسیب های بینایی به اختلالات ماهیچه ای و اختلالات شبکیه مربوط است.
    کلیدواژگان: آسیب بینایی، نابینا، کودکان، سازمان بهزیستی
  • مژده نورمحمدیان تاج آبادی*، منیره کریمی، هنگامه میرزایی شمس آباد، وحید منظری صفحه 53
    زمینه و هدف
    سالمندی دوران حساسی از زندگی است که افراد را در معرض تهدیدات بالقوه ای نظیر تنهایی، از دست دادن حمایت اجتماعی و استقلال فردی قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گشتالت درمانی گروهی بر امیدبه زندگی و احساس تنهایی زنان سالمند شهر کرمان انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان سالمندی بود که در سال 1397 در آسایشگاه های سالمندان شهر کرمان اقامت داشتند. نمونه شامل 24 زن سالمند بود که به طور تصادفی از میان دو مرکز انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جای گذاری شدند. در گروه آزمایش گشتالت درمانی گروهی در 8 جلسه آموزش داده شد. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه قبل و بعد از اجرای آزمایش به پرسشنامه امیدبه زندگی میلر (1997) و مقیاس احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و روش های آماری میانگین، انحراف معیار و تحلیل کوواریانس در سطح معناداری (0٫01= α) تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که گشتالت درمانی گروهی بر امیدبه زندگی و احساس تنهایی زنان سالمند تاثیر معناداری داشت (0٫001>P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش گشتالت درمانی گروهی با تاکیدی که بر زمان حال، آگاهی و احساس کامل بودن دارد به زنان سالمند کمک می کند تا بر احساس تنهایی خود فائق آمده و امیدبه زندگی خود را بهبود ببخشند.
    کلیدواژگان: گشتالت درمانی گروهی، امیدبه زندگی، احساس تنهایی، زنان سالمند
  • مجید امام قلی زاده بابلی، داود معنوی پور*، علیرضا پیرخائفی صفحه 54
    هدف
    اختلال وسواس خواندن و نوشتن نوعی وسواس عملی است که مشخصه عمده آن بازخوانی و بازنویسی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی (تحلیل عاملی تاییدی، روایی افتراقی، پایایی و تعیین نقطه برش) مقیاس وسواس خواندن و نوشتن در بین دانش آموزان دبیرستانی شهرستان بابل انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی و مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دبیرستانی شهرستان بابل در سال تحصیلی 97- 1396 بوده، از این تعداد 410 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل ساختار عاملی مقیاس وسواس خواندن و نوشتن با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، روایی افتراقی با استفاده از آزمون t مستقل، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ و تعیین نقطه برش به وسیله منحنی راک انجام شد. نرم افزار Lisrel نسخه 8٫50 و نرم افزار MedCalc نسخه 18٫5 جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده گردیدند.
    یافته ها
    نتایج حاکی از عدم برازش مطلوب مدل اصلی مقیاس وسواس خواندن و نوشتن (21 گویه ای) بود، اما بعد از حذف 3 گویه، مدل دوم با 18 گویه از شاخص های نیکویی برازش مطلوبی برخوردار شد. همچنین تفاوت معنادار بین نمره های دانش آموزان دچار اختلال وسواس خواندن و نوشتن و سالم نشان از روایی افتراقی مقیاس در سنجش وسواس خواندن و نوشتن داشت (0٫001=p). سطح زیر منحنی راک معادل 0٫80 بود، با استفاده از شاخص یودن، نقطه برش 82 به عنوان بهترین نقطه برش مقیاس در نظر گرفته شد، در این نقطه حساسیت و ویژگی مقیاس به ترتیب 66٫67 و 83٫33 بود.
    نتیجه گیری
    با درنظر گرفتن نتایج شاخص های روان سنجی مطلوب می توان از نسخه تعدیل شده مقیاس وسواس خواندن و نوشتن جهت غربالگری و سنجش وسواس خواندن و نوشتن دانش آموزان دبیرستانی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی، دانش آموزان، وسواس خواندن و نوشتن
  • امین عسگری، کورش گودرزی* صفحه 55
    هدف
    دلزدگی زناشویی به مرور زمان، عشق و علاقه بین زوجین را کم رنگ و گاهی به طور کامل محو می کند. این دلزدگی موجب مشکلات روحی و روانی، ادامه روابطی سرد و بی تفاوتی (طلاق عاطفی) و طلاق رسمی زوجین می گردد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر طرحواره درمانی هیجانی بر دلزدگی زناشویی زوجین در آستانه طلاق انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. از بین زوجین در آستانه طلاق مراجعه کننده به دادگستری شاهین شهر و میمه، 90 زوج به صورت در دسترس، انتخاب و توسط مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز پیش آزمون شدند. 54 زوج با نمرات یک انحراف معیار بیشتر از میانگین، انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش، مشاوره نما و گواه تخصیص یافتند. سپس زوجین گروه آزمایش در دوره طرحواره درمانی هیجانی و زوجین گروه مشاوره نما در دوره مکالمه عمومی شرکت کردند. یک ماه بعد از اتمام مداخلات، گروه ها توسط مقیاس مذکور پس آزمون و سه ماه بعد، مجددا مقیاس را تکمیل نمودند. داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی، توسط SPSS-22 تجزیه وتحلیل شدند. مقادیر احتمال کمتر از 0٫05 از نظر آماری معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی موجب کاهش نمرات دلزدگی زناشویی و مولفه های آن در زوجین گروه آزمایش در مقایسه با گروه های مشاوره نما و گواه، در مراحل پس آزمون و پیگیری شد (0٫001>p). همچنین بین کاهش نمرات زوجین گروه مشاوره نما در مقایسه با گروه گواه، در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (0٫001>p)، اما در مرحله پیگیری، تفاوت معنادار نبود (0٫081=p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش نتیجه گرفته می شود، طرحواره درمانی هیجانی موجب کاهش دلزدگی زناشویی زوجین در آستانه طلاق می گردد.
    کلیدواژگان: دلزدگی زناشویی، زوجین در آستانه طلاق، طرحواره درمانی هیجانی
  • سوگند قاسم زاده*، منور یزدی، زینب غزنوی کاشانی صفحه 56
    هدف
    یکی از مشکلات عمده کودکان با سندرم داون، ضعف در آگاهی واج شناختی است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی طراحی شده بازی محور بر بهبود آگاهی واج شناختی در کودکان با سندرم داون انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان پسر دبستانی با سندرم داون شهر تهران بود که 20 نفر از آنان به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. سپس افراد به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. شایان ذکر است که 2 نفر از هر گروه براساس ملاک های خروج در پژوهش حاضر حذف شدند و در نهایت 16 نفر در پژوهش شرکت کردند. گروه آزمایش در طی 18 جلسه، برنامه طراحی شده بازی محور را دریافت نمودند ولی در گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. داده های پژوهش حاضر به وسیله آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (1384) جمع آوری شد و با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین نمرات اصلاح شده پس آزمون متغیرهای زنجیره کلمات، قافیه ها، حذف آواها، خواندن ناکلمات و شبه کلمات پس از حذف نمرات پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل با یکدیگر تفاوت معنادار دارند (0٫001>p)؛ میانگین نمرات گروه آزمایش به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل بود.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی مبتنی بر بازی تاثیر مثبت بر بهبود آگاهی واج شناختی در کودکان با سندرم داون دارد و می توان از این برنامه جهت ارتقای وضعیت خواندن و آموزش کودکان سندرم داون استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آگاهی واج شناختی، برنامه آموزشی، بازی محور، سندرم داون
  • افسانه توحیدی*، مرضیه قربی، جعفر پویامنش صفحه 57
    هدف
    کلاژدرمانی نوعی هنردرمانی است که با چسباندن اشیای مختلف در کنار هم، روشی جهت درمان و پیشگیری اختلال های روانی محسوب می شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی کلاژدرمانی بر ابعاد سلامت روان نوجوانان پسر و دختر بدسرپرست و بی سرپرست بود.
    روش بررسی
    روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون به همراه دو گروه آزمایش و گروه گواه بود. نمونه آماری را 40 نوجوان بدسرپرست و بی سرپرست، تحت پوشش بهزیستی شهر کرمان، تشکیل می دادند. این افراد به صورت تصادفی ساده در چهار گروه 10 نفری پسر و دختر، به تساوی در دو گروه آزمایش و دو گروه گواه جایگزین شدند. گروه های آزمایش در معرض کلاژدرمانی بسته پژوهشگرساخته قرار گرفتند. همه گروه ها پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA)، تحلیل واریانس دوراهه و آزمون t و به کمک نرم افزارSPSS نسخه 19 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که کلاژدرمانی بر افسردگی (0٫001˂p)، اضطراب (0٫001>p)، اختلال در عملکرد اجتماعی (0٫001>p) و علائم جسمانی (0٫001>p) اثر معنادار داشته و اثر مداخله (کلاژدرمانی) بر حسب جنسیت متفاوت است. نتایج مقایسه بر حسب جنسیت نشان داد که در افسردگی (0٫042=p) و علائم جسمانی (0٫042=p) بین پسر و دختر، پس از آموزش تفاوت وجود دارد؛ ولی در اضطراب (0٫539=p) و عملکرد اجتماعی (0٫437=p) تفاوتی دیده نمی شود.
    نتیجه گیری
    کلاژدرمانی به عنوان شیوه ای از هنردرمانی بر بهبود ابعاد سلامت روان (افسردگی، اضطراب، عملکرد اجتماعی، علائم جسمانی) در نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، اثربخشی مثبت داشت. کلاژدرمانی قابلیت توان بخشی دارد. این درمان در مواردی تحت تاثیر عامل جنسیت بود. بیشتر تفاوت ها در افسردگی و علائم جسمانی پسران نهفته است.
    کلیدواژگان: کلاژدرمانی، هنردرمانی، سلامت روان، بی سرپرست، بدسرپرست، جنسیت
  • محمد عاشوری*، حوریه فرجی، احمد صابری راد، الهام ضرغامی صفحه 58
    هدف
    والدین کودکان با اختلال رفتاری در واکنش های هیجانی با چالش های زیادی مواجه می شوند. واکنش های هیجانی نامناسب منجر به امیدبه زندگی و بهزیستی روان شناختی کمتر می شود؛ بنابراین، پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی برنامه شناختی افق زمانی بر واکنش های هیجانی، امیدواری و بهزیستی مادران کودکان با اختلال رفتاری صورت گرفت.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر، مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را مادران کودکان با اختلال رفتاری در شهرستان ورامین تشکیل دادند. آزمودنی ها به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، به نحوی که اعضای هر گروه 15 نفر بود. گروه آزمایش، در 10 جلسه، آموزش برنامه شناختی افق زمانی را دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکرد. ابزارهای این پژوهش مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس؛ پرسشنامه امید میلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در سطح معناداری 0٫05 تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که گروه آزمایش و کنترل در واکنش های هیجانی، امیدواری و بهزیستی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری داشتند (0٫001<p). نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش برنامه شناختی افق زمانی بر واکنش های هیجانی، امیدواری و بهزیستی مادران دارای کودک با اختلال رفتاری، اثر معناداری داشته است (0٫001<p). در واقع، آموزش برنامه شناختی افق زمانی سبب بهبود واکنش های هیجانی، امیدواری و بهزیستی در مادران دارای کودک با اختلال رفتاری شد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های پژوهش، برنامه ریزی برای آموزش برنامه شناختی افق زمانی نقش مهمی در واکنش های هیجانی، امیدواری و بهزیستی روان شناختی مادران کودکان با اختلال رفتاری دارد.
    کلیدواژگان: اختلال رفتاری، افق زمانی، امیدواری، بهزیستی، واکنش های هیجانی
  • حمید ذوالفقاری*، سیدایمان سیدزاده دلویی، حسین فرخی، وحید مصطفی پور، عارفه علیشاهی، سپیده مافی اصل صفحه 59
    هدف
    نابسامانی های ساختار و کارکرد خانواده از عوامل اصلی تقویت انگاره های اختلال خوردوخوراک است. هدف مطالعه حاضر بررسی کارکرد خانواده بیماران مبتلا به اختلال خوردوخوراک بر اساس نظریه مدل خانوادگی مک مستر و مقایسه آن با کارکرد خانواده افراد سالم بود.
    روش بررسی
    پژوهش از نوع توصیفی و علی مقایسه ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را بیماران دارای اختلال پرخوری عصبی و کم اشتهایی عصبی مراجعه کننده در تاریخ اول اسفند 1394تا اول اردیبهشت 1395 به کلینیک روان پزشکی بیمارستان ابن سینای مشهد تشکیل دادند. بدین منظور 40 نفر از این بیماران به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. 20 نفر گروه گواه نیز از بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. از مقیاس تشخیصی اختلالات خوردن (استیک و همکاران، 2001) و آزمون سنجش خانواده (اپستین و همکاران، 1983) در این پژوهش استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تفاوت میانگین برای گروه های مستقل و نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 تجزیه وتحلیل شد. در این مطالعه مقدار P کمتر از 0٫05 ازلحاظ آماری معنادار تلقی گردید.
    یافته ها
    نتایج آزمون نشان داد که در بعد عملکرد عمومی و کنترل رفتاری گروه سالم بهتر از کم اشتهایی عصبی و گروه کم اشتهایی عصبی بهتر از بیماران پرخوری عصبی عمل کرده اند (0٫001> p). در بعد ارتباط، گروه بیماران کارکرد خانوادگی ضعیف تری درمقایسه با گروه سالم داشتند (0٫001> p). در بعد درگیری عاطفی، گروه کم اشتهایی عصبی از هر دو گروه سالم و پرخوری عصبی ضعیف تر عمل کرده بودند (0٫001> p). در بعد پاسخ گویی عاطفی، تنها بین دو گروه کم اشتهایی عصبی و سالم تفاوت معناداری وجود داشت (0٫001> p).
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد افراد گروه اختلال خوردوخوراک ضعیف تر از افراد بهنجار است.
    کلیدواژگان: کارکرد خانواده، اختلالات خوردن، پرخوری عصبی، کم اشتهایی عصبی، نظریه مک مستر
  • مهناز علی مرادی، شهره قربان شیرودی*، جواد خلعتبری، محمد علی رحمانی صفحه 60
    هدف
    بسیاری از روان شناسان و متخصصان سلامت در زمینه کاهش آثار روان شناختی در دانش آموزان با اختلال خاص یادگیری ازجمله ناگویی هیجانی و افزایش توانمندسازی اجتماعی آنان تلاش جدی دارند، بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی بر خودتوانمندسازی اجتماعی و ناگویی هیجانی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری خاص بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم مبتلابه اختلال یادگیری خاص شهر بهارستان در سال تحصیلی 1397-1396 بودند که 30 نفر (15 نفر آزمایش، 15 نفر گواه) به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گماشته شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی پرندین (1385)، پرسشنامه ناگویی خلقی بگبی و همکاران (1994) و ده جلسه 60 دقیقه ای آموزش گروهی بازی درمانی شناختی-رفتاری اسدی و اسدبیگی (1396) بود. جهت تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تفاوت معنا داری در میانگین نمرات خودتوانمندسازی اجتماعی و ناگویی هیجانی پیش آزمون و پس آزمون در افراد گروه آزمایش وجود دارد (0٫001>p)، اما این تغییرات در گروه گواه معنا دار نبود.
    نتیجه گیری
    استفاده از آموزش گروهی بازی درمانی شناختی-رفتاری، به عنوان مداخله آموزشی اثربخش، خودتوانمندسازی اجتماعی و ناگویی هیجانی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری خاص را ارتقا می دهد.
    کلیدواژگان: بازی درمانی، خودتوانمندسازی اجتماعی، ناگویی هیجانی، اختلال یادگیری خاص
  • سهراب یعقوبی نمین*، حسن احدی، فرهاد جمهری، سهیلا خداوردیان صفحه 61
    هدف
    در راستای بهبود اختلالات پیش رونده شناختی در بیماری نورودژنراتیو آلزایمر، یک پروتکل توان بخشی شناختی با عنوان برنامه ریزی درمان دمانس مبتنی بر روش مونتسوری طراحی شده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی این روش در بهبود کارکردهای شناختی افراد مبتلا به آلزایمر اجرا گردید.
    روش بررسی
    طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 58 نفر از مبتلایان به بیماری آلزایمر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش (روش مداخله: برنامه ریزی درمان دمانس مبتنی بر روش مونتسوری) و گروه گواه قرار گرفتند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت روانی یا MMSE (فولستین و همکاران، 1975)، آزمون درجه بندی بالینی زوال عقل یا CDR (موریس و همکاران، 1993)، آزمون غربالگری اختلال شناختی یا Mini-Cog (بورسون و همکاران، 2000) بود. داده ها توسط آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری و در نرم افزار آماری SPSS 24 در سطح معناداری 0٫05>P تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که بین گروه آزمایش و گروه گواه از نظر عملکرد شناختی (نمرات معاینه مختصر وضعیت روانی، آزمون درجه بندی بالینی زوال عقل و آزمون غربالگری اختلال شناختی) تفاوت معنا دار وجود داشت (0٫001=P).
    نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد که برنامه ریزی درمان دمانس مبتنی بر روش مونتسوری به عنوان مداخله غیردارویی موثر می تواند جهت بهبود کارکردهای شناختی مبتلایان به آلزایمر به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، برنامه ریزی درمان دمانس مبتنی بر روش مونتسوری، توان بخشی شناختی، کارکردهای شناختی
  • ویدا هرندی*، امان الله سلطانی، علیرضا منظری توکلی، زهرا زین الدینی صفحه 62
    هدف
    ناتوانی های یادگیری، گستره ای وسیع تر از مشکلات تحصیلی را شامل می شود و نیازمند توجه به حوزه های اجتماعی، خانوادگی، عاطفی و رفتاری زندگی کودک در بافت خانواده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش سبک فرزندپروری و رضایت زناشویی در عملکرد خواندن کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه از نوع خواندن بود.
    روش بررسی
    طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بودند از تمامی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه از نوع خواندن که از بین آنان تعداد 95 دانش آموز به شیوه نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند و برای آنان آزمون عملکردن خواندن (کرمی نوری) به عمل آمد. سپس والدین این دانش آموزان به پرسشنامه های رضایت زناشویی (انریچ، 1998) و سبک فرزندپروری (بامریند، 1973) پاسخ دادند. داده های حاصل از انجام این پژوهش در دوسطح توصیفی (همبستگی پیرسون) و استنباطی (تحلیل رگرسیون) با استفاده از نرم افزار SPSS21 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه و عملکرد خواندن رابطه منفی وجود دارد (0٫05<p) و همچنین بین رضایت زناشویی و سبک فرزندپروری مقتدرانه با عملکرد خواندن رابطه مثبت دیده می شود (0٫001<p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نقش سبک های فرزندپروری و رضایت زناشویی در عملکرد خواندن کودکان با اختلال یادگیری ویژه از نوع خواندن، توجه به این موارد به متخصصین در این زمینه توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، سبک فرزندپروری، عملکرد خواندن، اختلال یادگیری ویژه
  • رمینا روحی*، امان الله سلطانی، زهرا زین الدینی، ویدا سادات رضوی نعمت الهی صفحه 63
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش «شفقت به خود» و تحمل آشفتگی در دانش آموزان با «اختلال اضطراب اجتماعی» (SAD) در دوره متوسطه دوم انجام شد. این مداخله به جای تمرکز مستقیم بر تغییر رویدادهای روان شناختی، به دنبال تغییر کارکرد این رویدادها و رابطه فرد با آن ها از طریق راهبردهایی مانند پذیرش یا گسلش شناختی است.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، دانش آموزان دختر متوسطه در شهر تهران بودند که از بین آن ها 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از سه پرسش نامه استاندارد اضطراب اجتماعی، شفقت به خود و تحمل آشفتگی برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. همه مراحل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام و داده ها نیز با تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش شفقت به خود کلی (142٫19=F و 0٫72=η و 0٫05>p) و تحمل آشفتگی کلی (325٫88=F و 0٫86=η و 0٫05>p) در دانش آموزان با اختلال اضطراب اجتماعی در دوره متوسطه دوم موثر بوده است.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته ها نتیجه می گیریم که از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Act) می توان به مثابه رویکردی موثر در افزایش سلامت روانی دانش آموزان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تعهد و پذیرش، شفقت به خود، تحمل آشفتگی
  • سولماز وحیدی، علیرضا منظری توکلی*، حمد الله منظری، امان الله سلطانی نژاد صفحه 64
    هدف
    تعداد زیادی از دانش آموزان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در یادگیری دروس ریاضی مشکل دارند. در این پژوهش اندازه اثر کارکردهای اجرایی و سطوح یادگیری خودتنظیمی در پیش بینی اضطراب ریاضی تعیین و بررسی شد.
    روش بررسی
    طرح پژوهش از نوع پژوهش های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی دانش آموزان ابتدایی با اختلال یادگیری از شهر کرمان در سال تحصیلی 1397 بودند که 120 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب گردیدند. ابزارهای استفاده شده شامل: خرده آزمون تشابهات وکسلر (2001)، پرسشنامه زمینه کلی یادگیری زیمرمان (1986) و اضطراب ریاضی بلیک و پارکر (1997) بود. داده ها با استفاده از روش های آماری رگرسیون خطی چندگانه و معادلات ساختاری و به کمک نرم افزارهای SPSS-21 و AMOS-18 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که مدل ارائه شده از برازش قابل قبولی برخوردار است. ضرایب رگرسیونی مدل نشان داد متغیرها به خوبی رابطه بین کارکردهای اجرایی و سطوح یادگیری خودتنظیمی با اضطراب ریاضی را در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی تبیین می کنند. بین کارکردهای اجرایی و اضطراب ریاضی در بین دانش آموزان رابطه معکوس و معناداری وجود داشت (0٫012=p). بین خودتنظیمی و اضطراب ریاضی در بین دانش آموزان نیز رابطه معکوس و معناداری وجود داشت (0٫007=p).
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش کارکردهای اجرایی و سطوح یادگیری خودتنظمیی نقش تعیین کننده ای در اضطراب ریاضی دانش آموزان با اختلال ریاضی دارند.
    کلیدواژگان: کارکردهای اجرایی، یادگیری خودتنظیمی، اضطراب ریاضی، اختلال ریاضی
  • اعظم حشمتی، شعله امیری*، علی مظاهری، سعید قنبری صفحه 65
    هدف
    برای تشخیص افتراقی کودکانی که علائم وسیع رفتاری و ارتباطی داشته و مورد غفلت قرار گرفته اند نیاز به ابزار دقیق وجود دارد تا اختلال دلبستگی واکنشی را از سایر اختلالات مشابه تشخیص دهد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مشکلات ارتباطی جهت تشخیص اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان 2 تا 5 ساله بود.
    روش بررسی
    این تحقیق از نوع توصیفی و مقطعی و روش شناختی بود. پس از ترجمه و معادل سازی پرسشنامه به زبان فارسی روایی محتوا و صوری آزمون بر اساس نظر صاحب نظران مشخص شد. سپس پرسشنامه مزبور برروی 180 زوج مادر با کودکان دارای اختلال دلبستگی واکنشی، اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و نرم افزار Lisrel تجزیه و تحلیل شد. پایایی آزمون با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روایی سازه با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تاییدی در سطح معناداری 0٫01 انجام شد.
    یافته ها
    تحلیل داده های موجود نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه مشکلات ارتباطی دارای روایی مقبول است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون 0٫79 معین شده و ضریب همبستگی پیرسون برای روایی سازه، بالای 0٫50 تعیین شد. همچنین نتایج تحلیل عاملی دو عامل مجزا در سوال های مقیاس را باعنوان رفتارهای دلبستگی بازداری شده و رفتار های دلبستگی بازداری نشده تایید نمود.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه مشکلات ارتباطی RPQ از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری مناسب در موقعیت های غربالگری، بالینی و پژوهشی در تشخیص اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان 2 تا 5 سال استفاده گردد.
    کلیدواژگان: ویژگی های روان سنجی، پرسشنامه مشکلات ارتباطی، اختلال دلبستگی واکنشی
  • کیوان کاکابرایی*، جبار صالح، غلامعلی افروز، مسعود غلامعلی لواسانی صفحه 66
    زمینه و هدف
    اختلال طیف درخودمانده در طبقه بندی اختلال های فراگیر رشد قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضامندی زوجیت براساس سبک فرزندپروری، در بین والدین کودکان طیف درخودمانده و عادی انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی از نوع مقطعی بود. جامعه پژوهش حاضر را تمامی والدین کودکان دارای اختلال طیف درخودمانده، مشغول به تحصیل در مراکز آموزش و درمانی شهر کرمانشاه و والدین کودکان عادی مشغول به تحصیل در مدارس ابتدایی در سال 1395، تشکیل دادند. والدین دارای فرزند اختلال طیف درخودمانده (50 پدر و 50 مادر) به صورت نمونه گیری دردسترس و والدین دارای کودک عادی (50 پدر و 50 مادر) به صورت نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. به منظور پاسخ به پرسش های تحقیق از پرسشنامه رضامندی زوجیت افروز و الگوی ارتباط والد-فرزند باقری استفاده شد. داده ها با استفاده از رگرسیون تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیر «گروه» اولین متغیر معنا دار پیش بینی کننده رضامندی زوجیت بود. در مراتب دوم و سوم به ترتیب متغیرهای درهم تنیدگی (0٫001<p) و انعطاف ناپذیری (0٫05<p) پیش بینی معنادار برای رضامندی زوجیت بودند و. نتایج مشخص کرد بین متغیرهای پیش بین هم خطی چندگانه وجود ندارد و هریک نقش مستقلی در تبیین پراکندگی نمرات رضامندی زوجیت داشتند. دیگر مولفه های فرزندپروری نتوانستند در پیش بینی رضامندی زوجیت نقشی داشته باشد.
    نتیجه گیری
    از یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که در پیش بینی رضامندی زوجیت از میان متغیرهای بررسی شده، سه متغیر «گروه»، درهم تنیدگی و انعطاف ناپذیری دارای اهمیت بودند.
    کلیدواژگان: والدین، سبک فرزندپروری، رضامندی زوجیت، کودک عادی، کودک درخودمانده، اوتیسم
  • سمیه اینانلو گنجی، نادر منیرپور*، مجید ضرغام حاجبی صفحه 67
    هدف
    سازگاری زناشویی به معنای ظرفیت سازگاری با مشکلات و توانایی حل آن هاست. پژوهشگران امروزه به دنبال یافتن عوامل مرتبط با سازگاری زناشویی هستند. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل سازگاری زناشویی براساس سبک های فرزندپروری با نقش میانجی طرح واره حوزه طرد/بریدگی و راهبردهای مقابله ای بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره بهزیستی استان البرز در سال 1396 بودند. باتوجه به برآورد های انجام شده، 570 نفر (50درصد مونث و 50درصد مذکر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه سازگاری زناشویی (اسپینر، 1976)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای یانگ-رای (1994)، پرسشنامه سبک های فرزندپروری ادراک شده (یانگ، 1994) و پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ-فرم کوتاه (یانگ، 1988) بود. داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی ساختاری تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS22 و AMOS23 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد، سبک های فرزندپروری با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای جبران، اجتناب و طرح واره حوزه طرد/بریدگی می تواند سازگاری زناشویی را تبیین کند (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    به طورکلی یافته ها نشان دهنده نقش راهبردهای مقابله ای جبران، اجتناب و طرح واره حوزه طرد/بریدگی در تبیین سازگاری زناشویی بود.
    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، راهبردهای مقابله ای، سبک فرزندپروری، طرح واره حوزه طرد، بریدگی
  • محمد قادری رمازی، فرشته باعزت، حمیدرضا دهقان* صفحه 68
    زمینه و هدف
    پژوهشگران اذعان دارند رشد مهارت های ارتباطی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص درمقایسه با دانش آموزان عادی در بسیاری از جهات با مشکل روبه رو است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک های شوخ طبعی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان با و بدون اختلال یادگیری خاص در مقطع متوسطه انجام شد.
    روش بررسی
    روش این پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری خاص و دانش آموزان عادی دوره متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند. 80 آزمودنی (40 دانش آموزبااختلال یادگیری خاص و 40 دانش آموز عادی) به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ایچندمرحله ای به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون هوش ریون و پرسشنامه های مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1983) و پرسشنامه سبک های شوخ طبعی مارتین و همکاران (2003) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز، تحلیل واریانس چندمتغیری به کار رفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین نمرات مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص کمتر از دانش آموزان عادی بود (0٫001>p). همچنین میانگین نمرات دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در مولفه سبک شوخ طبعی خودافزاینده کمتر از دانش آموزان عادی به دست آمد (0٫043=p) و دانش آموزان اختلال یادگیری خاص در مولفه های سبک شوخ طبعی پرخاشگرانه (0٫025=p) و خودکاهنده (0٫046=p) نمرات بیشتری را کسب کردند.
    نتیجه گیری
    باتوجه به اینکه داشتن ارتباط موثر با همسالان (مهارت های اجتماعی صحیح) و پذیرش ازسوی آنان برای تمامی دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص پیش بینی کننده خوبی از شایستگی تحصیلی و اجتماعی آتی آنان محسوب می شود و همچنین دانش آموزان بااختلال یادگیری خاص در کاربرد سبک شوخ طبعی سالم و مهارت های اجتماعی مطلوب با مشکل مواجه هستند، لزوم توجه به متغیرهای مذکور امری بسیار مهم و حیاتی است.
    کلیدواژگان: سبک های شوخ طبعی، مهارت های اجتماعی، اختلال یادگیری خاص
  • اصغر حق جو، زهرا سلیمانی*، هوشنگ دادگر صفحه 69
    زمینه و هدف
    تحقیقات مختلف نشان می دهد کودکان کم شنوا در خواندن با مشکلاتی روبه رو هستند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی وسایل کمک شنیداری شامل پروتز کاشت حلزون و سمعک بر توانایی خواندن این کودکان بود.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر تحلیلی و به شیوه مورد شاهدی بود. در این مطالعه 63 کودک فارسی زبان پایه اول دبستان (21 کودک کاشت حلزون و 21 کودک کاربر سمعک و 21 کودک شنوای طبیعی) در شهر تهران شرکت کردند. برای ابزار سنجش، ده خرده آزمون از آزمون خواندن نما استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات خواندن در کودکان شنوای طبیعی درمقایسه با کودکان کم شنوای شدید تا عمیق دارای کاشت حلزون و کاربر سمعک به طور معناداری بیشتر بود (0٫01<p)؛ اما تفاوت معناداری در میانگین نمرات خواندن بین کودکان کم شنوای شدید تا عمیق دارای کاشت حلزون و کاربر سمعک دیده نشد.
    نتیجه گیری
    باتوجه به یافته ها، پروتز کاشت حلزون درمقایسه با سمعک برای کسب مهارت در خواندن موثرتر نیست. برای بررسی تاثیر وسایل کمک شنیداری بر مهارت خواندن نیاز است فاکتورهای مهم دیگر درنظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: خواندن، کم شنوایی، کاشت حلزون، سمعک
  • رضا عبدی*، احد نریمانی صفحه 70
    زمینه و هدف
    اختلال طیف اتیسم (ASD) و اختلال کم توجهی/بیش فعالی (ADHD) جزو اختلالات عصبی رشدی هستند که بر توانایی های شناختی و اجتماعی تاثیر می گذارند. هدف پژوهش حاضر مقایسه ابعاد شخصیتی و تاب آوری در مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم، اختلال کمبود توجه/بیش فعالی با مادران دارای کودک عادی بود.
    روش بررسی
    جامعه آماری عبارت از مادران دارای کودکان مبتلا به ASD و ADHD در مراکز توان بخشی شهر تبریز بود. از این افراد به شیوه نمونه گیری هدفمند، 50 مادر از هر گروه به عنوان نمونه انتخاب شدند. 50 مادر گروه عادی نیز از بین کارمندان بهزیستی شهرستان تبریز انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری کانر دیویدسون (CD-RISC) و پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو فرم کوتاه (NEO-FFI) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده گردید.
    یافته ها
    در عوامل شخصیتی، بین سه گروه فقط در متغیر روان رنجورخویی تفاوت معنادار آماری وجود داشت (0٫001>p)؛ اما در بقیه متغیر ها این تفاوت مشاهده نشد. در این مولفه بین گروه ADHD و سالم (0٫001=p) و گروه اتیسم با گروه سالم (0٫03=p) تفاوت معنادار وجود داشت؛ اما بین گروه اتیسم با گروه اختلال کم توجهی/بیش فعالی تفاوتی معنادار مشاهده نشد (0٫20=p). همچنین در متغیر تاب آوری بین گروه اتیسم و گروه سالم تفاوت معنادار وجود داشت (0٫01=p)؛ اما تفاوت بین بقیه گروه ها معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    داشتن کودک مبتلا به اختلال کم توجهی/بیش فعالی (ADHD) و اختلال طیف اتیسم (ASD) می تواند بر توانایی مقابله یا تاب آوری و ثبات هیجانی والدین در مقایسه با مادران کودکان نرمال تاثیر بگذارد.
    کلیدواژگان: پنج عامل شخصیت، اختلال کمبود توجه، بیش فعالی، اختلال طیف اتیسم
  • مائده عنایتی قادیکلایی، مجید سلطانی *، محمد جعفر شاطرزاده یزدی، نگین مرادی، نسترن مجدی نسب، مریم دستورپور صفحه 71
    زمینه و هدف
    مالتیپل اسکلروزیس و اختلالات ارتباطی ناشی از آن منجربه محدودیت های متعدد در زندگی روزمره می شود. هدف از این پژوهش بررسی مشخصه های گفتاری آسیب دیده در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس همراه با گفتار فلجی شهر اهواز و میزان استفاده آن ها از خدمات گفتاردرمانی است.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی روی 102 نفر از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس تک زبانه شهر اهواز با استفاده از ارزیابی های ادارکی توسط آسیب شناس گفتار و زبان انجام شد. همچنین اطلاعات مربوط به میزان استفاده از خدمات گفتاردرمانی با مراجعه به کیلینک های گفتاردرمانی دانشگاه علوم پزشکی اهواز و پرسش از بیماران ثبت شد. تحلیل اطلاعات در این پژوهش از طریق آمار توصیفی تحلیلی ازجمله آزمون کای اسکوئر، تی دو نمونه مستقل، جداول میانگین و انحراف معیار با استفاد از نرم افزار SPSS نسخه 22 صورت گرفت.
    یافته ها
    باتوجه به نتایج، خشونت صدا (94٫6درصد)، لرزش صوتی (75درصد)، صوت همراه با تلاش و تقلا (73٫2درصد)، حرکات متناوب کند و نامنظم (69٫9درصد)، یک نواختی بلندی (60٫7درصد) و تولید نادقیق هم خوان ها (51٫8درصد) بیشترین علائم گفتاری مشاهده شده در این افراد بوده است. از تعداد 102 نفر بیمار بررسی شده 3٫9درصد از آن ها از خدمات گفتاردرمانی استفاده می کردند.
    نتیجه گیری
    طبق مشخصه های گفتاری که در این بیماران آسیب دیده وجود داشت، بروز مشکلات گفتاری به ترتیب بیشتر درحوزه آواسازی، تولید، ویژگی های زبر زنجیری و تشدید به دلیل بدعملکردی حنجره، فقدان حرکات ظریف حنجره ای، حرکات آهسته و نادقیق زبان، اختلال در عملکرد مخچه و نقص در کنترل تنفسی بوده است. همچنین نتایج نشان داد میزان درخورتوجهی از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (96٫1درصد) از خدمات مناسب برای مشکلات ارتباطی خود بهره مند نمی شوند.
    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، گفتارفلجی، فراوانی، گفتاردرمانی
  • شیوا زارع زاده خیبری، سید امیر امین یزدی *، شهربانو عالی، حسین کارشکی صفحه 72
    هدف
    تحول دیداری فضایی، یکی از بنیان های بسیار مهم تحول، بازنمایی های ذهنی راجع به دنیای بیرون را شکل می دهد. این تحول می تواند بر ارتباط کودک با محیط، اطرافیان و نهایتا تحول هیجانی کارکردی اثر بگذارد. پژوهش حاضر باهدف بررسی برازش مدل رابطه تحول حرکتی و دیداری فضایی بر تحول هیجانی کارکردی با واسطه گری تعامل مادر-کودک انجام شد.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بهنجار پیش دبستانی شهر مشهد در سال 1396 بودند. نمونه مطالعه شامل 356 نفر بود که به روش نمونه گیری طبقه ای با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیر پژوهش از مقیاس های اختلال هماهنگی رشد (ویلسون، 2009)، تحول دیداری فضایی (واچس، 2014)، رابطه والد-کودک (پیانتا، 1994) و تحول هیجانی کارکردی (گرینسپن، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل مسیر در معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل نسخه 9٫30 تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تحول حرکتی و تحول دیداری فضایی با میانجی گری تعامل مادر-کودک با تحول هیجانی کارکردی بود (1٫000=AGFI، 0٫000RSMEA=). ازطرفی رابطه مستقیم معناداری بین تعامل مادر-کودک با تحول حرکتی (0٫001>p و 0٫287=r) و دیداری فضایی (0٫001>p و 0٫259=r)مشاهده شد. همچنین تحول هیجانی کارکردی با تحول حرکتی (0٫001>p و 0٫413=r) و تحول دیداری فضایی (0٫001p<، 0٫344r=) همبستگی مستقیم معناداری داشتند.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این پژوهش، تحول حرکتی و دیداری فضایی می توانند بر تحول هیجانی کارکردی کودک نقش به سزایی داشته باشند. این اثرگذاری در بستری از رابطه مادر-کودک اتفاق می افتد؛ بنابراین برگزاری دوره های روان شناسی جهت توانمندسازی مادران در زمینه تحول دیداری فضایی و ارتباط موثر با کودک، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تحول حرکتی، تحول دیداری فضایی، تعامل مادر-کودک، تحول هیجانی کارکردی، تحلیل مسیر
  • علی فراهانی، احمد یارمحمدیان، مختار ملک پور *، احمد عابدی صفحه 73
    زمینه و هدف
    از بارزترین گروه های دارای ناتوانی، افراد نابینا هستند که وجود معلولیت و نقص بینایی کیفیت زندگی آن ها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه خودناتوان سازی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی افراد نابیناست.
    روش بررسی
    طرح پژوهش از نوع هم بستگی است. شرکت کنندگان پژوهش 135 نفر از افراد نابینای بالای پانزده سال شهرهای شیراز و اصفهان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه کیفیت زندگی نابینایان، مقیاس خودناتوان سازیو پرسش نامه حمایت اجتماعی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که بین حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی افراد نابینا، رابطه معناداری به صورت مثبت و مستقیم وجود دارد و هرچه حمایت بیشتر باشد، بر میزان کیفیت زندگی افراد نمونه افزوده می شود (0٫01>p). از سوی دیگر، بین خودناتوان سازی رفتاری و کیفیت زندگی افراد نابینا رابطه معناداری به صورت منفی و معکوس وجود دارد (0٫01>p). همچنین بین خودناتوان سازی ادعایی و کیفیت زندگی این افراد رابطه معناداری به صورت منفی و معکوس وجود دارد (0٫05>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از این بود که حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی کیفیت زندگی افراد نابینا، نقش معناداری دارد (0٫001>p) و خودناتوان سازی ادعایی و رفتاری چون نقش معناداری ندارد، از مدل خارج شد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج، گسترش خدمات توان بخشی برای افزایش حمایت اجتماعی و ایجاد مداخلات به منظور کاهش خودناتوان سازی در افراد نابینا پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی، خودناتوان سازی، نابینا
  • صفورا فروتن، علیرضا حیدری *، پرویز عسگری، فرح نادری، حسین ابراهیمی مقدم صفحه 74
    زمینه و هدف
    اخیرا مداخله های رفتاری و شناختی «موج سوم»، توجه زیادی از پژوهشگران را به خودش جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روان درمانی تحلیلی- کارکردی (FAP) و درمان پذیرش و تعهد (ACT)، دو شیوه از مداخله های رفتاری و شناختی موج سوم در کاهش اضطرب، افسردگی و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و مهارت ارتباطی در اختلال اضطراب فراگیر انجام شده است.
    روش بررسی
    این مطالعه با طرح پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری بود. 36 نفر به صورت تصادفی به سه گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (12=n)، روان درمانی تحلیلی- کارکردی (12=n) و گروه کنترل (12=n) تقسیم شدند. همه آزمودنی ها با استفاده از پرسش نامه های Gad-7، افسردگی «بک» (ویرایش-II)، پذیرش و عمل و مهارت ارتباطی ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس برای اندازه گیری های مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر، بیانگر اثربخشی هر دو مدل درمانی بر کاهش اضطراب، افسردگی و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و مهارت ارتباطی بود (0٫001>p). همچنین، طبق نتایج آزمون تعقیبی، بین دو گروه درمانی در پس آزمون فقط در متغیر افسردگی تفاوت معنادار مشاهده شد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این پژوهش، حمایتی تجربی برای روان درمانی تحلیلی-کارکردی در درمان اختلال اضطراب فراگیر فراهم کرد.
    کلیدواژگان: درمان پذیرش و تعهد، روان درمانی تحلیلی- کارکردی، اختلال اضطراب فراگیر، افسردگی، انعطاف پذیری روان شناختی، مهارت ارتباطی
  • یحیی معروفی *، اکبر مومنی راد، مریم زارع احتشامی صفحه 75
    زمینه و هدف
    اختلال یادگیری از اختلال های روان پزشکی بسیار مهم در کودکان است که به دلیل آثار عمیق آن بر فعالیت های تحصیلی دانش آموزان، به آن بسیار توجه شده است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تاثیر روش چندرسانه ای آموزشی در کاهش اختلال یادگیری ریاضی دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش انجام شد. جامعه آماری شامل صد دانش آموز با اختلال یادگیری ریاضی در پایه سوم ابتدایی شهر همدان و سال تحصیلی 1393-1394 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای 30 دانش آموز انتخاب شدند. پانزده نفر در گروه آزمایش و پانزده نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون ایران کی مت ارزیابی شدند. گروه آزمایش با استفاده از روش چندرسانه ای آموزشی میشا و کوشا به مدت دوازده جلسه تحت آموزش قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین پس آزمون گروه آزمایش در شمارش اعداد به 0٫40 در مقابل 1٫40 گروه کنترل (0٫010=p)، در جمع اعداد میانگین گروه آزمایش به 0٫67 در مقابل 1٫97 گروه کنترل (0٫013= p)، در تفریق اعداد میانگین گروه آزمایش به 0٫67 در مقابل 2٫73 گروه کنترل (0٫001<p) و در ضرب اعداد میانگین گروه آزمایش به 1٫20 در مقابل 1٫32 گروه کنترل، (0٫004=p)، کاهش پیدا کرده است.
    نتیجه گیری
    استفاده از روش چندرسانه ای آموزشی میشا و کوشا در کاهش اختلال یادگیری ریاضی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی دارای اختلال ریاضی تاثیر مثبتی داشته است.
    کلیدواژگان: چندرسانه ای آموزشی، نرم افزار میشا و کوشا، اختلال یادگیری، مفاهیم ریاضی، پایه سوم
  • آزاده چوب فروش زاده، محسن سعیدمنش، محدثه سادات رشیدی * صفحه 76
    زمینه و هدف
    نوجوانان بدسرپرست با اختلالات رفتاری هیجانی بیشتری در مقایسه با سایر افراد عادی مواجه اند و به دلیل زندگی در محیطی نامناسب، فاقد مهارت های لازم برای زندگی در جامعه هستند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روایت درمانی گروهی بر انعطاف پذیری شناختی دختران بدسرپرست مراکز بهزیستی مشهد بود.
    روش بررسی
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تمام نوجوانان دختر بدسرپرست مراکز بهزیستی مشهد بودند که بیست نفر با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند و با گروه آزمایش، هشت جلسه روایت درمانی نود دقیقه ای کار شد. ابزار سنجش شامل پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال بود. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t و تحلیل کوواریانس) در نرم افزار SPSS نسخه 22 به منظور تحلیل نتایج استفاده شد. سطح معناداری در آزمون ها برابر با 0٫05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در پیش آزمون، میانگین انعطاف پذیری شناختی گروه آزمایش از 13٫47±69٫4 به 93٫8±13٫75 در پس آزمون افزایش معناداری یافت (0٫001>p). نمرات زیرمقیاس های «جایگزین هایی برای رفتارهای انسانی» و «کنترل» در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در پس آزمون به طور معناداری افزایش یافت (0٫001>p)؛ اما در زیرمقیاس جایگزین ها تفاوت و افزایش معناداری یافت نشد (0٫068=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده، روایت درمانی گروهی بر انعطاف پذیری شناختی دختران موثر است و پیشنهاد می شود که از این روش برای نوجوانان بدسرپرست استفاده شود.
    کلیدواژگان: روایت درمانی، انعطاف پذیری شناختی، نوجوانان، دختران بدسرپرست
  • فاطمه رهبر کرباسدهی *، عباسعلی حسین خانزاده، عباس ابوالقاسمی صفحه 77
    زمینه و هدف
    اختلال یادگیری ویژه با نوع خواندن، نشانگانی نامتجانس همراه با نقص آواشناسی است و بدیهی است که مشکلات زیادی را برای فرد دارای اختلال ایجاد می کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر ارتقای مهارت خواندن دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری ویژه با نوع خواندن بود.
    روش بررسی
    طرح تحقیق، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه پژوهش 27 دانش آموز پسر مقطع ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه با نوع خواندن شهرستان رشت در سال تحصیلی 1396-1395 بود که به صورت در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خواندن و نارساخوانی در مراحل قبل و بعد از آموزش استفاده شد. مداخله آموزشی به صورت گروهی در 10 جلسه برای گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) با نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل شد.
    یافته ها
    در گروه آزمایش، میانگین و انحراف معیار نمره های پس آزمون مهارت خواندن در مقایسه با پیش آزمون افزایش یافته بود؛ ولی در گروه گواه، با مقایسه نمره های پیش آزمون و پس آزمون، تفاوت معناداری در مهارت خواندن ایجاد نشد و نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر ارتقای مهارت خواندن به صورت معناداری تاثیر داشته است (0٫05>p).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر، از آموزش راهبردهای خودتنظیمی می توان به منزله برنامه آموزشی کارآمد برای حل مسائل این دانش آموزان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: خودتنظیمی، مهارت خواندن، اختلال یادگیری ویژه
  • نیره نقدی، سوگند قاسم زاده *، غلامعلی افروز صفحه 78
    زمینه و هدف
    هوش هیجانی توانایی است که پیامدهای مثبت بسیاری را برای فرد به همراه داشته و بررسی و ارزیابی آن در دانش آموزان بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر به منظور مقایسه مولفه های هوش هیجانی در دانش آموزان دبیرستانی دارای اختلال بینایی، اختلال شنوایی، تیزهوش و عادی انجام گرفت.
    روش بررسی
    در این پژوهش علی مقایسه ای، جامعه آماری را تمامی دانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر با اختلال بینایی، اختلال شنوایی، تیزهوش و عادی در شهر اصفهان تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 120 دانش آموز بود که به صورت دردسترس انتخاب شدند. پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن به عنوان ابزار جمع آوری داده ها به شکل انفرادی و در محل مدارس توسط آن ها تکمیل شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد.
    یافته ها
    بین متغیرهای حل مسئله (0٫001˂p)، شادمانی (0٫001˂p)، استقلال (0٫001˂p)، خودشکوفایی (0٫003=p)، خودآگاهی هیجانی (0٫004=p)، واقع گرایی (0٫044=p)، خوش بینی (0٫003=p)، انعطاف پذیری (0٫003=p)، مسئولیت پذیری (0٫001˂p) و همدلی (0٫030=p) در بین چهار گروه دانش آموز تفاوت معنا داری وجود داشت. همچنین، بین متغیرهای تحمل فشار روانی (0٫362=p)، روابط بین فردی (0٫105=p)، عزت نفس (0٫548=p)، کنترل تکانش (0٫156=p) و خودابرازی (0٫073=p) در بین گروه ها تفاوت معنا داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج پژوهش حاضر، می توان با تدارک برنامه های آموزشی برای افزایش هوش هیجانی و به دنبال آن، کاهش مشکل های عاطفی روانی اجتماعی این گروه ها پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، اختلال بینایی، اختلال شنوایی، تیزهوش
  • مهدی ابراهیمی نژاد *، احمد سپهرنیا، محبوبه عسکری باقرآبادی صفحه 79
    زمینه و هدف
    در عصر حاضر توجه به موضوع اشتغال کامل و بهره مندی از نیروی کار موجود، از دغدغه های اصلی تمام دولت هاست که در این راستا، برطرف کردن موانع اشتغال نه تنها برای افراد سالم، بلکه برای معلولان نیز اهمیت دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی موانع اشتغال معلولان حرکتی در بخش خصوصی از دیدگاه کارآفرینان و معلولان است.
    روش بررسی
    تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است که بر روی 67 نفر از معلولان حرکتی شهرستان گناوه و 25 نفر از کارآفرینان این شهرستان صورت گرفت. روش نمونه گیری به کاربرده شده در این تحقیق، گلوله برفی است. برای یافتن راهی مناسب برای شناسایی موانع اشتغال معلولان حرکتی، مصاحبه هایی انجام شد و برای رتبه بندی این موانع، از روش فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) و نرم افزار سوپردسیژن استفاده شده است.
    یافته ها
    21 ماده به عنوان موانع اشتغال معلولان حرکتی در بخش خصوصی شناسایی شد. تحلیل عوامل تاییدی نشان داد که این 21 ماده، از پنج عامل توانایی های فردی، راهبردی، محیطی، هزینه و نگرشی تشکیل شده و همه مواد بر عامل مربوط به خود اثر معنی داری گذاشته است. همچنین مشخص شد که موانع توانایی های فردی، کم اهمیت ترین و موانع راهبردی مهم ترین موانع بر سر راه اشتغال آن هاست. از میان این 21 ماده، نداشتن مکان اولیه برای شروع فعالیت با وزن 0٫0046 کم اهمیت ترین مانع و نداشتن پشتکار با وزن 0٫322 مهم ترین مانع بر سر راه اشتغال افراد دارای معلولیت به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های به دست آمده، مشخص شد که معلولان حرکتی در زمینه اشتغال در بخش خصوصی، با پنج دسته مانع اصلی توانایی های فردی، راهبردی، محیطی، هزینه و نگرشی روبه رو هستند که باید به آن ها توجهی جدی شود. از این رو در پایان این گزارش، راهکارهایی برای ازمیان برداشتن این موانع ارائه شده و درباره اقداماتی که کارآفرینان در بخش خصوصی می توانند برای این افراد انجام دهند، بحث شده است.
    کلیدواژگان: اشتغال، معلولان، کارآفرینی، توانایی، بخش خصوصی
  • اسماعیل سعدی پور *، امید میرزایی فندخت، مجتبی سلم آبادی، مریم صف آراء صفحه 80
    زمینه و هدف
    خانواده یکی از گروه های بسیار طبیعی است که نیازهای انسان را ارضا می کند. تولد کودکی با ناتوانی یادگیری در خانواده رویدادی نامطلوب و چالش زا است. این امر باعث ایجاد برخی ذهنیت ها و باورهایی نامناسب در این دسته از کودکان می شود. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرسختی روان شناختی و نشاط ذهنی در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص و عادی انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی دارای اختلال یادگیری خاص و عادی شهر خوسف استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1395-1394 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از دانش آموزان با ناتوانی یادگیری که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده از مرکز آموزشی مشکلات یادگیری پویای شهر خوسف و 30 نفر از دانش آموزان عادی شهر خوسف نیز به شیوه همتاسازی (براساس هوشبهر، سن، جنس و پایه تحصیلی) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس سرسختی روان شناختی-فرم کوتاه اهواز و مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی بود. داده ها به کمک شاخص های توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیری مانوا تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین و انحراف استاندارد سرسختی روان شناختی در گروه اختلال یادگیری خاص 3٫56±10٫89 در مقایسه با گروه عادی 3٫2±15٫66 کمتر بود؛ همچنین میانگین نشاط ذهنی در گروه اختلال یادگیری خاص4٫73±19٫56 در مقایسه با گروه عادی5٫02±26٫18 کمتر بود. لذا بین دو گروه از دانش آموزان در سرسختی روان شناختی و نشاط ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫05<p).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در قیاس با دانش‎آموزان عادی سرسختی روان شناختی و نشاط ذهنی کمتری دارند و نیازمند توجه و خدمات روان شناختی بیشتری هستند؛ بنابراین توجه به برنامه های آموزشی و خدمات مشاوره ای برای این دانش آموزان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
    کلیدواژگان: سرسختی روان شناختی، نشاط ذهنی، اختلال یادگیری خاص
  • شیدا سیمایی، سید رضاتسبیح سازان * صفحه 81
    هدف
    دانش آموزان معلول به دلیل ناهنجاری های آشکار بدنی، دارای محدویت ها و فعالیت های حرکتی بوده و نیازمند روش های خاص تعلیم و تربیتی هستند. از این رو در این تحقیق به پیش بینی خودبازداری براساس مهارت های اجتماعی و تنظیم هیجانی دانش آموزان معلول جسمی حرکتی مقطع متوسطه دوره دوم شهر ارومیه پرداخته شد.
    روش بررسی
    روش تحقیق، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان معلول پسر و دختر دوره دوم مقطع دبیرستان شهر ارومیه در سال تحصیلی 97-1396 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 108 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری مقیاس درجه بندی مهارت اجتماعی ماتسون (1983)، پرسشنامه تنظیم هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001)، مقیاس خودبازداری وینبرگر و شوارتز (1990) بود. بهمنظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح معنا داری 0٫05 استفاده شد..
    یافته ها
    نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد که مولفه های مهارت های اجتماعی شامل رابطه با همسالان (0٫040= p و 0٫18=β)، پرخاشگری (0٫001= p و 0٫33-=β)، مهارت های اجتماعی مناسب (0٫010=p و 0٫22=β) و رفتارهای غیراجتماعی (0٫040=p و 0٫19-=β) قادر به پیش بینی خودبازداری بودند. همچنین مولفه نشخوار فکری (0٫001=p و 0٫38-=β) از تنظیم هبجانی نیز قادر به پیش بینی تغییرات خودبازداری دانش آموزان معلول جسمی حرکتی بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده، به منظور افزایش کارایی دانش آموزان معلول جسمی حرکتی، می توان از مداخله هایی که باعث افزایش مهارت های اجتماعی و تنظیم هیجانی آن ها می شوند، استفاده کرد.
    کلیدواژگان: مهارت های اجتماعی، تنظیم هیجانی، خودبازداری، دانش آموزان معلول جسمی حرکتی
  • زهرا شایگان منش، ناصر صبحی قراملکی *، محمد نریمانی صفحه 82
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری لیهی و طرحواره درمانی یانگ بر بهبود روابط چندبعدی بدن خود در مبتلایان به اضطراب اجتماعی طراحی و اجرا شد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی تک عاملی با پیش آزمون و پس آزمون گسترش یافته بود که با گروه کنترل انجام شد. نمونه های پژوهش را 60 نفر از افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تشکیل دادند که برطبق مصاحبه ساختاریافته بالینی براساس DSM5 ملاک های اختلال اضطراب اجتماعی را کسب کرده و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. در گروه های آزمایش، 20 نفر تحت آموزش درمان شناختی رفتاری مطابق پکیج لیهی و 20 نفر تحت طرحواره درمانی طبق پکیج یانگ قرار گرفتند. همچنین برای 20 نفر گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی اجرا نشد. ابزار پژوهش پرسشنامه روابط چندبعدی بدن خود MBSRQ بود و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس برای اندازه های تکراری و با به کارگیری نرم افزار SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد در گروه های آزمایشی، در روابط چندبعدی بدن خود، به هنگام ورود به پژوهش و بعد از درمان و شش هفته بعد از درمان اختلاف معنا داری وجود داشت (0٫004=p)؛ درحالی که در گروه کنترل از این نظر، تفاوت معنا داری مشاهده نشد. بدین معنا که درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی در بهبود روابط چندبعدی بدن خود موثر واقع شده است. همچنین بین گروه های درمانی از لحاظ اثربخشی بر مولفه های روابط چندبعدی بدن خود در پس آزمون و پیگیری، در مولفه های ارزیابی تناسب و جهت گیری تناسب و رضایت از بدن، پروتکل لیهی بهبودی بیشتری را درمقایسه با طرحواره درمانی فراهم آورده است (0٫003=p).
    نتیجه گیری
    بنابر نتایج یادشده و همسو با دیگر پژوهش ها امکان بهره گیری از مداخله های شناختی رفتاری و طرحواره درمانی در بهبود مولفه های روابط چندبعدی بدن خود در بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی وجود دارد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی-رفتاری، طرحواره درمانی، اضطراب اجتماعی، روابط چندبعدی بدن خود
  • فرناز فرشباف *، طیبه دنیاگرد صفحه 83
    زمینه و هدف
    وجود کودک استثنایی، سلامت جسمی و روانی مادر را تهدید میکند. این امر ممکن است کیفیت زندگی مادر و کودک را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین هدف تحقیق حاضر که در شهرستان ارومیه انجام شد، پیش بینی استرس والدگری بر اساس معنای زندگی و تاب آوری مادرانی بود که کودکانی با ناتوانی هوشی دارند.
    روش بررسی
    روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران همه کودکان مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهر ارومیه در سال تحصیلی 1395-1394 به تعداد 645 نفر بود که 208 مادر به شیوه نمونه گیری دردسترس از چهار مدرسه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه های معنای زندگی کرامباف و ماهولیک، تنش والدینی آبیدین و تاب آوری کانر و دیویدسون بود. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.
    یافته ها
    ضرایب معنای زندگی (0٫001>p) و تاب آوری (0٫004=p) هر دو معنادار بود؛ بنابراین این دو متغیر توانستند متغیرهای پیش بین برای استرس والدگری باشند. همچنین مقدار ضریب تعیین برابر 0٫714 به دست آمده است که نشان می دهد حدود 72درصد از تغییرات استرس والدگری به وسیله دو متغیر معنای زندگی و تاب آوری تبیین می شود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج به دست آمده نتیجه گرفته شد که هرقدر معنای زندگی و تاب آوری مادران کودکان با ناتوانی های ذهنی بیشتر باشد، میزان استرس والدگری آن ها کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: استرس والدگری، تاب آوری، کودکان با ناتوانی های ذهنی، معنای زندگی
  • زهرا شایگان منش، ناصر صبحی قراملکی *، محمد نریمانی صفحه 84
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری لیهی و طرحواره درمانی یانگ بر اختلال اضطراب اجتماعی و علائم اختصاصی وابسته به آن انجام شد.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی تک عاملی (پیش آزمون، پس آزمون گسترش یافته) بود که با گروه کنترل انجام شد. نمونه های پژوهش را 60 نفر از افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تشکیل دادند که در آزمون اضطراب اجتماعی SPIN بیشترین نمره را کسب کردند. نقطه برش این پرسشنامه 19 است و ملاک اولیه در پژوهش حاضر این بود که نمره فرد بیشتر از نقطه برش باشد. در ادامه افراد با نمرات 25 و بیشتر، ازطریق نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. در گروه های آزمایش، 20 نفر تحت آموزش درمان شناختی رفتاری طبق بسته لیهی و 20 نفر تحت طرحواره درمانی طبق بسته یانگ قرار گرفتند. برای 20 نفر در گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی اجرا نشد. ابزار پژوهش، پرسشنامه اضطراب اجتماعی SPIN بود. داده ها ازطریق تحلیل واریانس برای اندازه گیری های مکرر و نرم افزار SPSSنسخه 22 تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد در گروه های آزمایشی، علائم اختصاصی اضطراب اجتماعی، به هنگام ورود به پژوهش و بعد از درمان و شش هفته بعد از درمان اختلاف معنا داری داشتند (0٫004=p)؛ درحالی که در گروه کنترل از این نظر، تفاوت معنا داری مشاهده نشد؛ بدین معنا که درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی در کاهش اضطراب اجتماعی موثر واقع شده است. همچنین بین گروه های درمانی ازلحاظ اثربخشی بر مولفه های اضطراب اجتماعی در پس آزمون و پیگیری در بیشتر مولفه ها تفاوت معناداری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    براساس یافته های این مطالعه امکان بهره گیری از مداخله های شناختی رفتاری و طرحواره درمانی در کاهش علائم بیماران اضطراب اجتماعی وجود دارد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، طرحواره درمانی، اضطراب اجتماعی
  • مریم رحیمیان، پریسا حجازی، حدیثه نظری، شعله فرهمند * صفحه 85
    زمینه و هدف
    هدف تحقیق حاضر بررسی اثر فعالیت های یکپارچگی حسی حرکتی بر توانایی ادراکی حرکتی و رشد اجتماعی کودکان اتیسم با عملکرد بالای هشت تا چهارده ساله شهر شیراز بود.
    روش بررسی
    این مطالعه، شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام کودکان دارای اختلال اوتیسم مدرسه استثنایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1393-1394 و نمونه 22 کودک اوتیسمی با عملکرد بالا بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. سپس والدین پرسش نامه رشد اجتماعی کودک خود را تکمیل کردند. برای ارزیابی توانایی حرکتی کودکان، از آزمون برونینکز-ازرتسکی استفاده شد. گروه های آزمایشی طی دوازده جلسه تمرین کردند. سپس از کودکان پس آزمون رشد اجتماعی و توانایی حرکتی به عمل آمد. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل کوواریانس بررسی شدند. مقدار α در این مطالعه 0٫05 بود.
    یافته ها
    تحلیل داده ها نشان داد برنامه فعالیت های یکپارچگی گروهی (0٫002=p) و انفرادی (0٫006=p) در مقایسه با گروه کنترل بر توانایی ادراکی حرکتی کودکان موثر بود؛ اما از نظر میزان تاثیرگذاری تفاوت معناداری بین روش گروهی و انفرادی وجود نداشت (0٫327=p). همچنین مقایسه دو به دوی گروه ها در متغیر رشد اجتماعی نشان داد که تفاوت در مرحله پس آزمون بین گروه کنترل و گروه فعالیت های گروهی معنادار بود (0٫007=p) ؛ ولی بین گروه کنترل و انفرادی معنادار نبود (0٫064=p) و بین میانگین رشد اجتماعی دو روش گروهی و انفرادی تفاوت معناداری وجود داشت (0٫005=p) که نشان می دهد روش گروهی باعث بهبود رشد اجتماعی شده است.
    نتیجه گیری
    با توجه اهمیت فعالیت های بدنی در ابعاد گسترده رشد کودک و اثر آن بر شکل گیری شخصیت کودک، توجه به این مرحله ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اوتیسم، توانایی ادراکی حرکتی، تمرین فردی و گروهی
  • زیبا سعیدی، اکبر دارویی *، بهروز دولتشاهی صفحه 86
    زمینه و هدف
    تعریف واژه، تکلیفی است که با استفاده از آن می توان مختصه های عمده هر واژه یا همان اطلاعات اصلی درباره هر واژه را به دست آورد. نقص در تشخیص مختصه های معنایی تعریفی واژه ها، یکی از مشکلاتی است که در کودکان اوتیستیک مشاهده می شود؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه درمانی مبتنی بر آموزش مختصه های معنایی در بهبود مهارت تعریف واژه چهار کودک اوتیستیک با عملکرد بالا انجام شده است.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر جزو پژوهش های شبه تجربی از نوع مطالعات تک موردی و در قالب طرح ABA بود. برای اجرای پژوهش چهار کودک دارای اوتیسم با عملکرد بالا به روش غیرتصادفی ساده و در دسترس انتخاب شدند و برنامه درمانی مبتنی بر آموزش مختصه های معنایی به مدت سیزده جلسه بر روی آن ها اجرا شد. نتایج حاصل از اجرای برنامه با استفاده از ترسیم نمودار، تحلیل چشمی، محاسبه اندازه اثر دی کوهن و درصد بهبودی بررسی شد.
    یافته ها
    نمودار تغییرات امتیاز جنبه محتوایی هر چهار کودک در مرحله درمان، روند صعودی داشته است و در مرحله پیگیری افت امتیاز کودکان ناچیز بوده است. اندازه اثر در هر چهار کودک بیشتر از 0٫8 بود و همه بیماران درصد بالای بهبودی بالینی به دنبال دریافت برنامه درمان را نشان دادند.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج به دست آمده، برنامه درمانی مبتنی بر آموزش مختصه های معنایی، باعث بهترشدن مهارت تعریف واژه در هر چهار کودک شده و نتایج درمانی در مرحله پیگیری نسبتا پایدار بوده است.
    کلیدواژگان: اوتیسم، تعریف واژه، مختصه های معنایی
  • مجید امیدی، سوگند قاسم زاده، حمیدرضا دهقان * صفحه 87
    زمینه و هدف
    اختلال اضطراب اجتماعی، ترسی بارز و مستمر از شرمنده شدن در موقعیت های اجتماعی یا هنگام انجام فعالیت در حضور دیگران است. این اختلال یکی از اختلال های اضطرابی بسیار شایع است که با ترس بارز و مستمر از موقعیت های اجتماعی یا عملکردی منجر به ارزیابی فرد، مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد بر باورهای فراشناختی و نقص پردازش های شناختی-هیجانی دانشجویان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود.
    روش بررسی
    روش این پژوهش، نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، همه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور چابهار بودند. نمونه گیری این پژوهش دربردارنده 36 نفر (18 نفر گروه آزمایش و 18 نفر گروه کنترل) بود که به صورت خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس اضطراب اجتماعی، مقیاس پردازش هیجانی و پرسش نامه نارسایی های شناختی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با روش آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANCOVA) تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش پذیرش و تعهد در افراد گروه آزمایش، با کاهش نقص پردازش های شناختی (0٫001>p) و افزایش مولفه های پردازش های هیجانی همراه بوده است (0٫001>p)؛ درحالی که در هیچ کدام از مولفه های فراشناخت، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد وقتی افراد مضطرب اجتماعی تلاش می کنند تا از مهارت های شناختی و هیجانی خود استفاده کنند یا با دیگران به شیوه مناسبی تعامل داشته باشند، سطوح بالای اضطراب، عملکرد آنان را تضعیف یا حتی تخریب می کند.
    کلیدواژگان: آموزش پذیرش و تعهد، باورهای فراشناختی، نقص پردازش های شناختی-هیجانی، اختلال اضطراب اجتماعی
  • معصومه اسماعیل پور، مهدی رضایی *، زهرا پاشازاده آذری، نوید میرزاخانی، سید مهدی طباطبایی صفحه 88
    زمینه و هدف
    مشارکت در عادت های زندگی دوران کودکی برای رشد سلامت، اعتمادبه نفس، مهارت ها و ارتباطات همه کودکان، بدون توجه به توانایی یا ناتوانی، امری اساسی است. نقص مشارکت می تواند منجر به انزوا و گوشه گیری شده و تاثیر عمیقی بر کودکان بگذارد. هدف از این پژوهش، مقایسه مشارکت کودکان نشانگان داون هفت تا 13 ساله در عادت های زندگی با گروه همسالان بود.
    روش بررسی
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، 36 کودک مبتلا به نشانگان داون هفت تا 13 سال در حال تحصیل در مدارس استثنایی شهر اسلام شهر (18 دختر و 18 پسر) و همتایان هفت تا 13 سال عادی آن ها بود. از پرسش نامه LIFE-H به منظور ارزیابی مشارکت کودکان استفاده شد.
    یافته ها
    در یافته های این مطالعه، تفاوت آماری معناداری در میانگین رتبه مشارکت در کودکان نشانگان داون و عادی در عادت های تغذیه (0٫64=p) مشاهده نشد. همچنین، در هر دو گروه، بیشترین امتیاز پرسش نامه مربوط به حیطه روابط بین فردی (میانگین داون=4٫7 و میانگین عادی=4٫9) و کمترین امتیاز مربوط به حیطه کار (میانگین داون=2٫72 و میانگین عادی=2٫97) بود. در میانگین نمره کل عادت های زندگی دختران و پسران نشانگان داون و عادی تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (0٫001>p).
    نتیجه گیری
    با استناد به یافته های این پژوهش، نتیجه می گیریم که نمره کل مشارکت در عادت های زندگی در کودکان نشانگان داون در مقایسه با کودکان عادی، کمتر است؛ ولی نمره مشارکت در بعضی از حیطه های عادت های زندگی (مثل مشارکت در عادت های تغذیه) با کودکان عادی همسال خودشان یکسان است.
    کلیدواژگان: مشارکت، نشانگان داون، عادت های زندگی
  • بهمن اکبری *، فهیمه رحیمی صفحه 89
    زمینه و هدف
    سوء مصرف مواد جزو آسیب های روانی اجتماعی محسوب می شود که با پیامدهای منفی فردی و اجتماعی همراه است. هدف پژوهش حاضر تعیین تفاوت تاب آوری روانی، کیفیت زندگی و بهزیستی ذهنی در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی و عادی شهر رشت بود.
    روش بررسی
    در این بررسی علی- مقایسه ای، 200نفر (100 مرد مبتلا به مصرف مواد و 100 مرد عادی) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند، سپس گروه ها از نظر ویژگی های جمعیت شناختی همتاسازی شده و به پرسشنامه های تاب آوری روانی، کیفیت زندگی و بهزیستی ذهنی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به شیوه تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد بین افراد معتاد و افراد عادی، از نظر نمرات تاب آوری، کیفیت زندگی و بهزیستی تفاوت وجود دارد و نمرات متغیرهای مذکور در مردان مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی کمتر از افراد عادی بود (0٫001>p)
    نتیجه گیری
    سطح پایین تاب آوری، کیفیت زندگی و بهزیستی ذهنی عواملی هستند که می توانند منجر به گرایش بیشتر افراد به مصرف مواد شود.
    کلیدواژگان: تاب آوری روانی، کیفیت زندگی، بهزیستی ذهنی، مصرف مواد
  • محمد بخشی مشهدلو، توکل موسی زاده*، محمد نریمانی صفحه 90
    هدف
    خانواده اساسی‌ترین و در‌عین‌حال بادوام‌ترین واحد عاطفی-اجتماعی است که در تمامی مراحل رشد فرد نقش مهمی ایفا می‌کند. در این بین مفهوم سازگاری زناشویی جایگاه برجسته‌ای را در مطالعه ارتباطات خانوادگی و زناشویی به خود اختصاص داده است. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل‌مسئله اجتماعی بر افزایش انطباق‌پذیری و رضایت زناشویی در زوجین ناسازگار بود.
    روش‌بررسی
    جامعه آماری پژوهش شامل 12 زوجی بود که جهت حل مشکلات و تعارضات زناشویی به مراکز مشاوره شهر اردبیل تحت نظارت نظام روان‌شناسی در سال 97-96 مراجعه کرده بودند. زوجین واجد شرایط به روش تصادفی در دو گروه آزمایش مهارت حل‌مسئله اجتماعی (6 زوج) و گروه گواه (6 زوج) جای‌دهی شدند. در این پژوهش برای تجزیه‌و‌تحلیل از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) و نرم‌افزار SPSS-22 استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد که بین دو گروه مداخله حل‌مسئله اجتماعی و گروه گواه در تفاضل نمره‌های پیش‌آزمون- پس‌آزمون، انطباق‌پذیری و رضایت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001<p). همچنین آموزش مهارت حل‌مسئله اجتماعی در افزایش میزان انطباق‌پذیری و رضایت زناشویی زوجین ناسازگار موثر بود.
    نتیجه‌گیری
    نتایج این مطالعه روشن نمود که روش مهارت حل‌مسئله اجتماعی بر روی افزایش میزان انطباق‌پذیری و رضایت زناشویی در زوجین ناسازگار تاثیر مثبتی دارد و این برنامه مداخله آموزشی در بهبود و افزایش صمیمیت زناشویی موثر است.
    کلیدواژگان: مهارت حل مسئله اجتماعی، انطباق پذیری، رضایت زناشویی، زوجین ناسازگار
  • محمد خدایاری فرد، احمد منصوری*، محمدعلی بشارت، مسعود غلامعلی لواسانی صفحه 91
    هدف
    اختلال اضطراب فراگیر اختلالی جدی، شایع و ناتوان‌کننده است که منجر به پریشانی و اختلال بسیاری در کارکرد افراد می‌شود و هزینه زیادی به جامعه تحمیل می‌کند. مکانیسم‌ها و عوامل متعددی در ایجاد و تداوم آن دخیل‌اند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مقابله‌های معنوی و نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر در بین دانشجویان انجام گردید.
    روش‌بررسی
    پژوهش حاضر مطالعه‌ای توصیفی- همبستگی بود. نمونه بررسی شامل 700نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه‌های دولتی وابسته به وزارت علوم در شهر تهران در سال 1395 بودند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه‌های مقابله معنوی (خارژنیسکا، 2015)، نگرانی ایالت پنسیلوانیا (مه‌یر و همکاران، 1990) و مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) استفاده گردید. داده‌های پژوهش حاضر به کمک نرم‌افزارهای آماری SPSSنسخه 24 و لیزرل و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین مقابله‌های معنوی و همچنین خرده‌مقیاس‌های مثبت و منفی مقابله معنوی با نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر و نگرانی (به‌استثنای مقابله اجتماعی مثبت) رابطه معناداری وجود دارد (0٫01>p). همچنین، مقابله‌های معنوی مثبت و منفی پیش‌بینی‌کننده نشانه‌های این اختلال هستند (0٫01>p). به‌علاوه، مدل مربوط به رابطه بین مقابله‌های معنوی و نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر، برازش قابل قبولی با داده‌ها دارد.
    نتیجه‌گیری
    نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت مقابله‌های معنوی در تجربه نشانه‌های اختلال اضطراب فراگیر تاکید دارد. همچنین، این یافته‌ها بیانگر اهمیت ترکیب عوامل معنوی در طراحی بسته‌های آموزشی یا مداخله‌های درمانی برای اختلال اضطراب فراگیر است.
    کلیدواژگان: مقابله معنوی منفی، مقابله معنوی مثبت، مدل یابی معادلات ساختاری، نگرانی
  • حمید کریمی، محمد کریمی*، بیژن شفیعی صفحه 92
    زمینه و هدف
    عملکرد حافظه فعال واج‌شناختی در افراد دارای لکنت و افراد بدون لکنت متفاوت است. تکلیف تکرار ناکلمه، یک آزمون رایج و مناسب برای بررسی مدار واج‌شناختی حافظه فعال است. پژوهش حاضر به‌منظور تعیین تاثیر مداخله تکرار ناکلمه بر کاهش شدت لکنت کودکان دبستانی انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع مداخله‌ای و یک مطالعه مورد منفرد بود که بر روی پنج کودک دارای لکنت انجام شد. نمونه‌ها از مراکز گفتاردرمانی و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. پس از تعیین موقعیت خط پایه و ارزیابی‌های اولیه، کودکان وارد برنامه مداخله شدند و طی هجده جلسه مداخله، برنامه آموزشی تکرار ناکلمه را به‌صورت انفرادی دریافت کردند و هم‌زمان ارزیابی‌های مستمر در طول مطالعه انجام شد و در پایان مطالعه، مجددا ارزیابی‌ها و اندازه‌گیری شدت لکنت تکرار شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل دیداری و اندازه اثر Cohen's d استفاده شد.
    یافته‌ها
    تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد که به‌دنبال مداخله، تغییرات قابل‌ملاحظه‌ای به‌صورت کاهش درصد هجاهای لکنت‌شده و کاهش شدت لکنت در شرکت‌کنندگان مشاهده شد.
    نتیجه‌گیری
    نتایج مطالعه حاضر نشان‌دهنده تاثیر مداخله تکرار ناکلمه از نظر آماری بر کاهش میزان شدت لکنت در کودکان موردمطالعه است و شواهد اولیه‌ای را به‌منظور استفاده از مداخله تکرار ناکلمه به‌عنوان یک روش درمانی مکمل در کنار سایر روش‌های درمانی برای درمان کودکان مبتلا به لکنت فراهم می‌آورد .با این حال معناداری این کاهش شدت لکنت از نظر بالینی شایسته بحث است.
    کلیدواژگان: تکلیف تکرار ناکلمه، لکنت، کودک دبستانی
  • ساحل گرامی*، محمد ابراهیم زاده موسوی، وحید قدری، نادره نادرجاه صفحه 93
    زمینه و هدف
    بسیاری از بیماران با اختلال وسواسی جبری، رفتارهای تکراری شبیه آنچه در اوتیسم توصیف شده است، نشان می‌دهند. والدین افراد دارای اختلالات طیف اوتیسم نیز علائم وسواس را دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تفاوت علائم وسواس بین والدین کودکان اوتیستیک و والدین کودکان غیراوتیستیک بود. همچنین، وسواس والدین به‌عنوان متغیر پیش‌بین در اوتیسم کودکان بررسی شد.
    روش‌بررسی
    طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی بود. برای انتخاب والدین دارای کودکان غیراوتسیتیک از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای استفاده شد. به این ترتیب که 12 مهد‌کودک به صورت خوشه انتخاب گردید و از هر مهد‌کودک 12 نفر و نهایتا در مجموع 50زوج پدرومادر ازمهد‌کودک‌ها انتخاب شدند. از سوی دیگر، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند از بین همه والدین دارای فرزند اوتیستیک عضو انجمن اوتیسم ایران، 50 زوج پدرومادر انتخاب شدند. به‌طورکلی، براساس فرمول «کوکران» حجم نمونه 200 نفر را دربرمی‌گرفت. پرسش‌نامه «وسواس فکری-عملی مادزلی» بین والدین کودکان اوتیستیک و والدین کودکان غیراوتیستیک توزیع و داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه 21 تحلیل گردید. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی دو گروه مستقل استفاده شد. همچنین، برای بررسی قدرت پیش‌بینی وسواس در اوتیسم کودکان، روش تابع تشخیص نیز به کار رفت.
    یافته‌ها
    آزمون تی دو گروه مستقل، مشخص کرد میانگین نمره‌های کل وسواس والدین کودکان اوتیستیک از میانگین نمره‌های کل وسواس کودکان غیراوتیستیک بیشتر است و بین دو گروه تفاوت وجود دارد (0٫001<p). همچنین، میزان ارزش ویژه 0٫64 بود که براساس آن می‌توان گفت واریانس بالایی از متغیر وابسته دو گروه به‌وسیله تابع تشخیص تبیین می‌شود. لامبدای ویلکز نیز معناداری تابع را تایید کرد.
    نتیجه‌گیری
    علائم وسواس در والدین کودکان اوتیستیک در مقایسه با والدین کودکان غیراوتیستیک بیشتر بود. همچنین، باید گفت وسواس والدین می‌تواند به‌منزله پیش‌بین در اوتیسم کودکان مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: طیف اوتیسم، وسواس، والدین، کودکان اوتیستیک
  • مهشید موقر، حسن میرزا حسینی*، مجید ضرغام حاجبی صفحه 94
    هدف
    افسردگی یکی از اختلالات شایع دوران کودکی است. پژوهشگران بر شناسایی عوامل مرتبط با افسردگی در دوره کودکی تاکید کرده‌اند. هدف پژوهش حاضر تبیین افسردگی بر اساس نقش مستقیم حمایت اجتماعی و نقش میانجی سبک‌های اسنادی در کودکان بود.
    روش‌بررسی طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کودکان مراکز بهزیستی تهران به تعداد 1120 کودک 7 تا 12 سال در 79 مرکز در سال 1396 تشکیل دادند. 545 نفر به‌شیوه نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، پرسشنامه افسردگی کودکان کواکس (1992)، پرسشنامه سبک اسنادی کودکان پترسون و سلیگمن (1984) و پرسشنامه حمایت اجتماعی پروسیدانو و هلر (1983) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-22 و AMOS 23 تحلیل شدند. آزمون‌های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری با سطح معناداری 0٫05 به‌ کار گرفته شد.
    یافته‌ها
    نتایج همبستگی پیرسون نشان داد، سبک اسنادی درونی و پایدار منفی با افسردگی ارتباط معکوس و معناداری داشت (0٫001>p) و سبک اسنادی درونی منفی، پایداری، کلی با افسردگی ارتباط مستقیم و معناداری داشت (0٫001>p). همچنین، حمایت اجتماعی با افسردگی ارتباط منفی و معناداری داشت (0٫001>p). بین نمره کل سبک اسنادی، حمایت اجتماعی و افسردگی نیز ارتباط معناداری وجود داشت (0٫001>p). همچنین در سطح معادلات ساختاری نتایج نشان داد، حمایت اجتماعی با نقش میانجی سبک‌های اسنادی می‌تواند پیش‌بینی‌کننده افسردگی در کودکان باشند (0٫001>p).
    نتیجه‌گیری
    به‌طور‌کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد، حمایت اجتماعی با نقش میانجی سبک‌های اسنادی می‌تواند مدل مطلوبی جهت پیش‌بینی افسردگی در کودکان باشد.

     
    کلیدواژگان: افسردگی، حمایت اجتماعی، سبک های اسنادی، کودکان
  • پیمان مرادی*، حسین داوودی، حسن حیدری، سیدعلی آل یاسین صفحه 95
    هدف
    اختلال نقص‌توجه- بیش‌فعالی یکی از اختلالات بسیار شایع در دوران کودکی است که همواره مورد توجه متخصصان سلامت روان بوده است. این اختلال می‌تواند پیامدهای منفی در تمامی جوانب زندگی فرد داشته باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی برنامه ورزش مغزی و فرزنددرمانی مبتنی‌بر رابطه والد-کودک بر نشانگان این اختلال بود.
    روش‌بررسی
    روش پژوهش نیمه‌تجربی از نوع پیش‌آزمون -پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان با اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی بود که به مراکز مشاوره شهرستان گرگان مراجعه کرده بودند. از بین کودکان واجد شرایط با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 30 نفر از دانش‌آموزان پسر 7 تا 11 ساله به همراه والدین‌شان انتخاب شدند. این افراد در دو گروه آزمایش (10 نفر در گروه ورزش مغزی و 10 نفر در گروه فرزنددرمانی) و یک گروه گواه (10 نفر) به‌صورت تصادفی گمارده شدند. پیش از شروع مداخله با استفاده از پرسشنامه کانرز از گروه‌ها پیش‌آزمون گرفته شد. سپس گروه‌های آزمایش تحت روش‌های درمانی قرار گرفتند. پس از آن از هر سه گروه پس‌آزمون و بعد از گذشت دو ماه، از گروه‌ها آزمون پیگیری به عمل آمد. به‌منظور تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس مکرر در سطح معناداری (0٫05=α) با بسته نرم‌افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی (0٫001< p) در کاهش نشانگان نقص‌توجه-بیش‌فعالی اثربخش بودند، با این وجود اثربخشی روش ورزش مغزی از فرزنددرمانی بیشتر بود (0٫001‏p<‎‏). ‏
    نتیجه‌گیری
    با توجه به اثربخشی هر دو روش، پیشنهاد می‌شود از این روش‌های آموزشی به‌منظور بهبود وضعیت کودکان با اختلال نقص‌توجه/بیش‌فعالی در خانه و مدرسه استفاده شود.
    کلیدواژگان: ورزش مغزی، فرزنددرمانی، رابطه والد- کودک، نقص توجه، بیش فعالی
  • فهیمه روزبهانی، نرجس سوزنیان کاشانی، نفیسه افتخاری* صفحه 96
    هدف
    اختلال اضطراب فراگیر یکی از اختلالات شایع روان‌پزشکی است که باعث ناراحتی فرد و نقص در عملکرد رفتاری و شناختی او می‌گردد. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی روان‌درمانی بین‌فردی بر اضطراب و ناگویی هیجانی زنان دارای اضطراب فراگیر بود. روش‌بررسی طرح پژوهش حاضر به روش نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با انتخاب گروه گواه انجام پذیرفت. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان دارای اضطراب فراگیر شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس 30 نفر انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه به‌صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) و اضطراب (بک و همکاران، 1998) بود. ابتدا پیش‌آزمون اضطراب و ناگویی هیجانی انجام شد، سپس گروه آزمایشی طی 8 جلسه تحت روان‌درمانی بین‌فردی قرار گرفتند و گروه گواه، هیچگونه مداخله‌ای دریافت نکرد. بلافاصله بعد از اتمام مداخله، پس‌آزمون برای هر دو گروه اجرا شد و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با اجرای آنالیز کواریانس در سطح 0٫05 تحلیل شد.
    یافته‌ها
    میانگین اضطراب از 8٫63±49٫37 به 10٫98±27٫74 و ناگویی هیجانی نمره گروه آزمایش به‌ترتیب از 8٫15 ± 60٫11 به 10٫11±43٫43 کاهش پیدا کرد و نتایج کواریانس نشان داد که روان‌درمانی بین‌فردی به‌طور معناداری اضطراب و ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اضطراب فراگیر را کاهش می‌دهد (0٫001p<). نتیجه‌گیری نتایج حاکی از اثربخشی روان‌درمانی بین‌فردی در کاهش اضطراب و ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اضطراب فراگیر بود.
    کلیدواژگان: روان درمانی بین فردی، اضطراب، ناگویی هیجانی، اضطراب فراگیر
  • فهیمه روزبهانی، حسین اخلاقی کوهپایه* صفحه 97
    هدف
    امروزه بحران مواد مخدر از بحران‌های عمده جهانی است و محققان حیطه روان‌شناسی را بر آن داشته تا به علل و درمان افراد وابسته به مواد مخدر بپردازند؛ هدف این پژوهش بررسی رابطه سبک‌های دلبستگی و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه با مطلوبیت اجتماعی معتادین در حال ترک ساکن شهرستان ملایر بود.
    روش‌بررسی
    روش تحقیق همبستگی-پیش‌بینی بود. جامعه آماری در این پژوهش را تمامی افراد معتاد در حال ترک شهرستان ملایر در سال 1397-1396 تشکیل داده بودند که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه‌گیری در دسترس، 210 معتاد در‌حال‌ترک انتخاب شدند. بعد از هماهنگی‌های لازم با کلینیک‌های ترک اعتیاد شهرستان ملایر، پرسشنامه‌های پژوهش شامل مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1964)، سبک‌های دلبستگی هزن و شیور (1987) و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه یانگ (2003) در اختیار بیماران قرار گرفت. در نهایت نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS و ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه با تحلیل شد.
    یافته‌ها
    یافته‌های همبستگی پیرسون نشان داد که بین مطلوبیت اجتماعی با سبک دلبستگی ایمن همبستگی مستقیم و معناداری (0٫001p= و 0٫543r=) با دلبستگی ناایمن اجتنابی (0٫001p= و 0٫43-r=) و ناایمن دوسوگرا (0٫001p= و 0٫339-r=) همبستگی معکوس و معناداری وجود دارد. همچنین بین ابعاد معیارهای سرسختانه، خویشتن‌داری و اطاعت با مطلوبیت اجتماعی همبستگی مستقیم و بین بقیه ابعاد طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و مطلوبیت اجتماعی همبستگی معکوسی وجود داشت.
    نتیجه‌گیری
    یافته‌ها نشان داد که سبک دلبستگی دوسوگرا و طرح‌واره‌های محرومیت هیجانی، رهاشدگی، نقص، وابستگی، گرفتاری و بازداری هیجانی به پیش‌بینی معکوس و معنی دار مطلوبیت اجتماعی و سبک دلبستگی ایمن و طرح‌واره‌های انزوای اجتماعی، ایثار، معیارهای سرسختانه و خویشتن داری به طور مثبت توانستند به پیش‌بینی مطلوبیت اجتماعی بپردازند.
    کلیدواژگان: مطلوبیت اجتماعی، طرح واره های ناسازگار اولیه، سبک های دلبستگی، معتادین در حال ترک
  • ماندانا امینی، اکرم رضوانی زاده، رفعت جلوخانی نیارکی* صفحه 98
    زمینه و هدف
    وضعیت بهداشت روحی و روانی زنان باردار، تاثیر مستقیمی بر بهزیستی مادر و نوزاد دارد؛ بااین‌حال در تحقیقات گذشته از دیدگاه مشاوران خانواده، به موضوع رضایت زناشویی و افسردگی در دوران بارداری کمتر پرداخته شده است؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش، تعیین اثربخشی درمان مبتنی‌بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و رضایت زناشویی زنان باردار بود.
    روش‌بررسی
    روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون‌پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان باردار مراجعه‌کننده به خانه سلامت منطقه دو شهر تهران در نیمه دوم سال 1394 تشکیل داده بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس سی نفر انتخاب شدند و در دو گروه به‌صورت تصادفی جایگزین گردیدند که یک گروه (پانزده نفر)، گروه آزمایشی و گروه دیگر (پانزده نفر) گروه گواه بود. جلسات درمان مبتنی‌بر پذیرش و تعهد در هشت جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد؛ اما برای گروه گواه، هیچ‌گونه مداخله‌ای اعمال نگردید. داده‌های لازم جمع‌آوری و با استفاده از روش آماری تجزیه‌وتحلیل کوواریانس یافته‌ها تحلیل شدند.
    یافته‌ها
    نتایج نشان داد که نمرات پس‌آزمون گروه آزمایشی در میزان افسردگی، درمقایسه با پیش‌آزمون کاهش یافته (میانگین پیش‌آزمون 9٫657±29٫936، پس‌آزمون 10٫526±20٫036) و در میزان رضایت زناشویی افزایش یافته است (میانگین پیش‌آزمون 25٫490±111٫426 و پس‌آزمون 33٫526±145٫869)؛ اما در گروه گواه تغییر محسوسی ایجاد نشده است. نتیجه تحلیل کوواریانس نیز نشان داد که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد بر افسردگی (0٫001>p) و رضایت زناشویی (0٫001>p) معنا‌دار است.
    نتیجه‌گیری
    در مجموع، درمان پذیرش و تعهد که یکی از روش‌های درمانی غیردارویی مبتنی‌بر کاهش استرس و روان‌درمانی است، با استفاده از تکنیک‌های تغییر رفتار و ذهن‌آگاهی، شفاف‌سازی ارزش‌ها و اهداف، گسستگی و عمل متعهدانه، توانست افسردگی زنان باردار را بهبود بخشیده و باعث افزایش رضایت زناشویی زنان باردار شود.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ACT، افسردگی، رضایت زناشویی، زنان باردار
  • صدیقه سامانی*، سید ابوالقاسم مهری نژاد صفحه 99
    هدف
    سرمایه روان‌شناختی از مفاهیم روان‌شناختی مثبت‌نگر بوده که توجه زیادی به‌ آن شده است و موجب انعطاف‌پذیری می‌شود. زمانی‌که افراد در مشاغل سخت مشغول به‌کار هستند، اهمیت سرمایه روان‌شناختی افزایش می‌یابد. هدف این پژوهش پیش‌بینی وضعیت رضایت و فرسودگی شغلی قضات جنایی کشور براساس سرمایه روان‌شناختی بود.
    روش‌بررسی
    پژوهش حاضر به‌روش زمینه‌یابی و همبستگی بود. نمونه‌های این پژوهش را 210 قاضی تشکیل دادند که به‌صورت دردسترس از تمام استان‌های کشور، انتخاب شدند. پرسشنامه‌های 23 قاضی جنایی به‌دلیل ناقص‌بودن حذف و 187 پرسشنامه به‌عنوان نمونه پژوهش تجزیه‌وتحلیل شد. از پرسشنامه‌های لوتانز (2007) برای سنجش سرمایه روان‌شناختی و اسپکتور (1985) جهت ارزیابی رضایت شغلی و مسلچ (1981) برای سنجش فرسودگی شغلی استفاده گردید. همچنین شاخص‌های آمار توصیفی و روش‌های آمار تحلیلی همچون آزمون کولموگروف‌اسمیرنوف و ضریب همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن و رگرسیون خطی چندگانه به‌کار رفت. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. سطح معناداری (α) برای تمامی آزمون‌ها برابر با 0٫05 بود.
    یافته‌ها
    نتایج حاصل از تحلیل همبستگی با استفاده از ضرایب همبستگی رتبه‌ای اسپیرمن نشان داد تمام ابعاد سرمایه روان‌شناختی خودکارآمدی (0٫336=r و 0٫001>p)، امیدواری (0٫358=r و 0٫001>p)، تاب‌آوری (0٫307=r و 0٫001>p) و خوش‌بینی (0٫178=r و 0٫015=p) دارای همبستگی مستقیم با رضایت شغلی قضات بودند. در این میان بعد امیدواری بیشترین و بعد خوش‌بینی کمترین همبستگی را با رضایت شغلی داشتند. همچنین تمام ابعاد سرمایه روان‌شناختی خودکارآمدی (0٫187-=r و 0٫011=p)، امیدواری (0٫326-=r و 0٫001>p)، تاب‌آوری (0٫252-=r و 0٫001>p) و خوش‌بینی (0٫192-=r و 0٫008=p) دارای همبستگی معکوس معنا‌دار با متغیر فرسودگی شغلی قضات بودند. در بررسی هم‌زمان ابعاد سرمایه روان‌شناختی خودکارآمدی (0٫001>p) و امیدواری (0٫030=p) با رضایت شغلی قضات جنایی، رابطه مستقیم و معنادار وجود داشت و در سایر ابعاد رابطه معناداری مشاهده نشد و از مدل حذف شدند. در ارزیابی هم‌زمان ابعاد سرمایه روان‌شناختی در میان قضات جنایی نیز امیدواری (0٫001>p) دارای توان پیش‌بینی فرسودگی شغلی در قضات جنایی بود و سایر ابعاد رابطه معناداری نشان ندادند و از مدل حذف شدند.
    نتیجه‌گیری
    توجه و ارتقای ابعاد سرمایه روان‌شناختی در میان قضات جنایی راهکاری موثر در کاهش فرسودگی و افزایش رضایت شغلی امر قضاوت بوده و افزایش امیدواری و تاب‌آوری در آن‌ها درمقایسه با دیگر ابعاد موثرتر است؛ بنابراین در گزینش قضات بهتر است از آزمون‌های سرمایه روان‌شناختی استفاده شود و پذیرش براساس نمرات دریافتی باشد.
    کلیدواژگان: تاب آوری، خوش بینی، خودکارآمدی، امید، رضایت شغلی، فرسودگی شغلی
  • مهران سلیمانی*، سمیرا وکیلی، شهریار سلیمانی، سمیه قلی پور صفحه 100
    زمینه و هدف
    تاثیر کودک مبتلا به طیف اوتیسم بر خانواده به عواملی مانند ویژگی‌های شناختی و هیجانی و شخصیتی والدین، ارزیابی آن‌ها از مسئله، مهارت حل مسئله، راهبردهای منفی یا ناکارآمد و مهارت‌های اجتماعی آنان بستگی دارد. ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه هوش هیجانی والدین کودکان طیف اوتیسم و والدین کودکان عادی انجام شد.
    روش‌بررسی
    روش پژوهش حاضر از نوع علی‌مقایسه‌ای بود. جامعه آماری را تمامی والدین دارای فرزند اختلال طیف اوتیسم و والدین دارای فرزند عادی شهرستان ارومیه تشکیل دادند. انتخاب گروه نمونه بدین‌صورت بود که 50 زوج دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، با روش نمونه‌گیری دردسترس، از خانواده‌هایی با کودک طیف اوتیسم که در شهرستان ارومیه زندگی و به مرکز نگهداری و آموزش کودکان طیف اوتیسم در این شهر مراجعه کردند، همراه با 50 زوج دارای فرزند عادی با روش نمونه‌گیری تصادفی‌خوشه‌ای از بین والدین کودکان شاغل به تحصیل در مدارس ابتدایی شهر ارومیه، انتخاب شدند. ابزار پژوهش جهت بررسی هوش هیجانی، پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن بود. جهت تجزیه‌‌وتحلیل داده‌ها از مدل آماری تی دو گروه مستقل استفاده شد.
    یافته‌ها
    نتایج حاصل از پژوهش نشان داد در متغیرهای هوش هیجانی کل (0٫020=p) و برخی از مولفه‌های آن ازجمله حل مسئله (0٫040=p)، شادمانی (0٫001<p)، روابط بین‌فردی (0٫030=p)، خوش‌بینی (0٫001<p)، عزت‌نفس (0٫050=p) و انعطاف‌پذیری (0٫010=p)، در بین والدین کودکان عادی و والدین کودکان طیف اوتیسم تفاوت معناداری وجود داشت.
    نتیجه‌گیری
    براساس یافته‌های پژوهش مبنی‌بر کم‌بودن هوش هیجانی و برخی از مولفه‌های آن در والدین کودکان طیف اوتیسم، آموزش‌های لازم در این زمینه به آن‌ها، باید در مداخلات به‌هنگام درنظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: والدین کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم، هوش هیجانی
  • الناز پیش قدم*، الهه آقایی، کمال پرهون صفحه 101
    زمینه و هدف

    اختلال هماهنگی رشدی یکی از اختلال های حرکتی شایع دوران کودکی است که تاثیرات مخربی بر عملکرد شناختی و پیشرفت تحصیلی کودکان می گذارد. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بازی های ادراکی حرکتی بر کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی انجام گرفت.

    روش بررسی

    در قالب یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، سی نفر از کودکان دختر دارای اختلال رشد هماهنگی ساکن شهر اصفهان در سال تحصیلی 1393-1392 انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش شانزده جلسه مداخله مبتنی بر بازی های ادراکی حرکتی دریافت کردند و نمرات پرسش نامه کانرز والدین و سیاهه اختلال هماهنگی رشدی ویژه والدین (DCD-Q7) قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه جمع آوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بازی های ادراکی حرکتی تاثیرات معناداری بر حل مسئله و برنامه ریزی و سازمان دهی رفتاری هیجانی کودکان داشت (0٫001>p). افزون بر این یافته های پژوهش نشان داد که مداخلات زودهنگام مبتنی بر بازی های ادراکی حرکتی بر کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی موثر است (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های پژوهش حاضر مبنی بر اثربخشی بازی های ادراکی حرکتی بر کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی، طراحی مداخلات مناسب برای درمان مشکلات شناختی این کودکان می تواند موثر واقع شود.

    کلیدواژگان: اختلال هماهنگی رشدی، بازی های ادراکی حرکتی، کارکردهای اجرایی
  • غلامرضا رجبی*، زهره کسایی نجفی، منوچهر تقی پور صفحه 102
    زمینه و هدف

    اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی سندرم بالینی است که توسط اختلال نقص توجه و فزون کنشی پایدار با رفتار تکانشی مشخص می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی آموزش شناختی رفتاری گروهی مادران بر کاهش اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی کودکان انجام گرفت. 

    روش بررسی

    پژوهش حاضر از طرح های نیمه‎آزمایشی با پیش‎آزمون و پس‎آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. سی نفر از مادران کودکان 6تا12ساله بااختلال نارسایی توجه/فزون کنشی براساس فراخوان عمومی و مصاحبه بالینی ساختاریافته و ملاک های تشخیصی DSM-5، به صورت داوطلب انتخاب شدند. به طور تصادفی 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. برای مادران گروه آزمایش، آموزش شناختی رفتاری گروهی برطبق الگوی ده جلسه ای بارکلی (1990)، هفته ای دو جلسه 90دقیقه ای اجرا شد. در تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری) و نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 استفاده شد.

    یافته ها

    تحلیل واریانس با اندازه‎های تکراری نشان داد آموزش شناختی رفتاری گروهی مادران منجربه کاهش اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی کودکان گروه آزمایش درمقایسه با گروه کنترل در مراحل پس‎آزمون و پیگیری شده است (0٫001>p). 

    نتیجه گیری

    به نظر می‎رسد آموزش شناختی رفتاری گروهی مادران، روشی مناسب برای کاهش نارسایی توجه/بیش فعالی کودکان با این اختلال باشد.

    کلیدواژگان: آموزش شناختی رفتاری، گروهی، اختلال نارسایی توجه، فزون کنشی، کودکان
  • ساحره مستوفی، عزت دیره*، لیلا مقتدر صفحه 103
    زمینه و هدف

    از اختلال‌های شایع رفتاری کودک باآسیب شنوایی پرخاشگری است. طرحواره‌های هیجانی مادران می‌توانند عامل تشدیدکننده پرخاشگری باشند. هدف از این پژوهش پیش‌بینی پرخاشگری کودکان باآسیب شنوایی برمبنای طرحواره‌های هیجانی ناسازگار مادران بود.

    روش‌بررسی

    این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را تمامی والدین دارای کودک باآسیب شنوایی مراجعه‌کننده به کلینیک ناشنوایی پژواک شهرستان رشت در سال 1396 تشکیل دادند. از تعداد 230 نفر والدین، 140 نفر براساس جدول مورگان با نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شده و به پرسشنامه‌های پرخاشگری باس و پری و طرحواره‌های ناسازگار یانگ پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چند‌گانه و نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 22 بررسی شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد بین طرحواره‌های ناسازگار مادر و پرخاشگری در کودکان ناشنوا رابطه مثبت و معنا‌داری وجود داشت (0٫001>p، 0٫46=r). همچنین طرحواره‌های خودگردانی، بریدگی و «عملکرد مختل» در مادران توانستند پرخاشگری کودک را پیش‌بینی کنند و طرحواره بریدگی (0٫001>p، 0٫667=B) بیش از طرحواره‌های دیگر عامل پیش‌بینی‌کننده برای پرخاشگری بود.

    نتیجه‌گیری

    طرحواره‌های ناسازگار مادران پیش‌بینی‌کننده رفتار پرخاشگری در کودکان ناشنوا بود. این نشان می‌دهد برای کاهش رفتارهای پرخاشگری در کودکان ناشنوا می‌توان از اصلاح طرحواره‌های ناسازگار مادران با استفاده از درمان‌های روان‌شناختی مدد جست.

    کلیدواژگان: طرحواره هیجانی ناسازگار، پرخاشگری، آسیب شنوایی
  • آذر سراج خرمی، رضا پاشا*، فریبا حافظی، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صفحه 104
    زمینه و هدف

    عوامل مختلفی در بروز و پیشرفت اختلال های خلقی و اضطرابی تاثیر دارند که از عوامل مهم تر، نشخوار فکری است. پژوهش حاضر با هدف  تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان نشخوار فکری افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و وسواسی-جبری انجام گرفت. 

    روش بررسی

    طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. حجم نمونه را 80 نفر بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و وسواسی-جبری تشکیل دادند که طبق تشخیص روان پزشک و برحسب  DSM-5 تشخیص داده شده بودند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش 40 نفر (20 افسرده، 20 وسواسی) و کنترل 40نفر(20 افسرده، 20 وسواسی) قرار گرفتند. برای اجرا، ابتدا از هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه نشخوار فکری پیش آزمون گرفته شد. سپس، گروه آزمایش طی هشت جلسه با روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، آموزش دیدند. بعد از اتمام جلسات پس آزمون در هر دو گروه اجرا و دو ماه بعد آزمون پیگیری انجام شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاکی از آن بود که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش نشخوار فکری بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و وسواسی-جبری در مرحله پس آزمون و پیگیری شد (0٫001<p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش پیش بینی می شود که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات روانی و پیشگیری از بروز و پیشرفت این اختلالات موثر است.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، نشخوار فکری، اختلال افسردگی اساسی، اختلال وسواسی- جبری
  • حسن باغنده*، فواد نیک نسب، ناجی قهرمانی، شهاب قهرمانی صفحه 105
    زمینه و هدف

     ناتوان هوشی یکی از ناهنجاری‌های ادراکی-حرکتی دوران رشد است؛ کودکان دارای ناتوانی هوشی علاوه‌بر بهره هوشی در مهارت‌های حرکتی نیز نمره کمتری از هم سن و سال‌های خود کسب می‌کنند. پژوهش‌های متعددی تاثیر تمرینات بدنی مختلف بر بهبود مهارت‌های حرکتی سایر کودکان را نشان داده‌اند؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات ادراکی-حرکتی بر رشد مهارت‌های حرکتی پسران ناتوان هوشی تربیت‌پذیر بود.

    روش‌بررسی

    براساس هدف پژوهش، 20 پسر ناتوان هوشی تربیت‌پذیر از مرکز بهزیستی شهرستان مریوان با میانگین سنی 8٫1±3٫11 سال و ضریب هوشی 6٫84±39٫14 با روش نمونه‌گیری هدفمند مطالعه شدند. از همه کودکان پیش‌آزمون گرفته شد، سپس نمونه‌ها به‌صورت هدفمند به دو گروه 10 نفری کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در این پژوهش برای سنجش مهارت‌های حرکتی درشت و ظریف از آزمون تبحر حرکتی برونینکس- اوزرتسکی استفاده شد. گروه آزمایش، تمرینات ادراکی- حرکتی را طی 24 جلسه و هر جلسه 45 تا 60 دقیقه و سه روز در هفته انجام دادند. پس از 24 جلسه تمرین از هر دو گروه، پس‌آزمون به عمل آمد. داده‌های پژوهش با استفاده از آزمون-های ناپارامتریک ویلکاکسون و یومن‌ویتنی (نرم‌افزار SPSS16) تجزیه‌وتحلیل شد.

    یافته‌ها

    نتایج نشان داد که این دوره تمرینی تاثیر معناداری روی مهارت‌های حرکتی سرعت دویدن و چابکی (0٫008=p)، تعادل (0٫015=p)، هماهنگی دوسویه (0٫015=p) و قدرت (0٫011=p) در گروه آزمایش داشته است. درحالی‌که تاثیر این دوره تمرینی روی مهارت‌های حرکتی سرعت پاسخ، کنترل بینایی- حرکتی و سرعت و چالاکی اندام فوقانی ازنظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه‌گیری

    از نتایج به‌دست‌آمده چنین برداشت می‌شود که برنامه تمرینی به‌کاررفته در پژوهش حاضر برای بهبود مهارت‌های حرکتی درشت در پسران ناتوان هوشی تربیت‌پذیر مناسب بوده و می‌تواند به‌عنوان برنامه تمرینی توسط مراکز مربوطه به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: ادراکی-حرکتی، کودکان ناتوان هوشی، مهارت حرکتی
  • آذر سراج خرمی، رضا پاشا*، فریبا حافظی، سعید بختیارپور، زهرا افتخار صفحه 106
    زمینه و هدف

    عوامل مختلفی در بروز و عود اختلال های خلقی و اضطرابی تاثیر دارد که از جمله عوامل مهم تر، نشخوار فکری است. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر میزان استفاده از مکانیسم های دفاعی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود.

    روش بررسی

    طرح پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. حجم نمونه شامل چهل نفر بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود که طبق نظر روان پزشک و برحسب DSM-5 تشخیص داده شده بودند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (بیست نفر) و کنترل (بیست نفر) قرار گرفتند. پروتکل به کارگرفته شده شامل پروتکل شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال، ویلیامز و تیزدیل بود. برای اجرا، ابتدا از هر دو گروه با استفاده از پرسش نامه مکانیسم های دفاعی پیش آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش طی هشت جلسه نوددقیقه ای با روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش دیدند و بعد از اتمام جلسات از هر دو گروه پس آزمون گرفته و دو ماه بعد آزمون پیگیری انجام شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج پژوهش حاکی از آن بود که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش استفاده از مکانیسم های رشدنایافته و روان آزرده در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در مرحله پس آزمون و پیگیری می شود (0٫001<p). همچنین میزان استفاده از مکانیسم های رشدیافته پس از اجرای روش درمانی به میزان زیادی افزایش یافت (0٫001<p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش پیش بینی می شود که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با کاهش استفاده از مکانیسم های رشدنایافته و روان آزرده در درمان اختلالات روانی و پیشگیری از بروز و عود این اختلالات موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، مکانیسم های دفاعی، اختلال افسردگی اساسی
  • حبیب الله نادری*، مریم رستمیان، فاطمه مومنی صفحه 107
    زمینه و هدف

    دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص، گروهی از دانش آموزان را تشکیل می دهند که باوجود برخورداری از توان ذهنی عادی، در کارکرد عصبی، پردازش اطلاعات در مغز و یادگیری برخی مطالب درسی مشکلاتی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر اثربخشی آموزش مهارت های ادراکی-حرکتی بر عملکرد خواندن، نوشتن و ریاضی این دسته از دانش آموزان بود. 

    روش بررسی

    روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص دوره ابتدایی شهرستان ساری (217=N) در سال تحصیلی 1391-1392 بود و نمونه پژوهش شامل 50 دانش آموز دختر و پسر دارای اختلال یادگیری خاص (25 نفر به عنوان گروه آزمایش و 25 نفر به عنوان گروه کنترل) بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، از بین جامعه آماری ذکرشده انتخاب شدند. از مصاحبه تشخیصی و آزمون هوش ریون برای شناسایی و همتاسازی آزمودنی ها و از آزمون محقق ساخته برای جمع آوری داده های موردنیاز به منظور مقایسه آزمودنی ها استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیره صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد آموزش مهارت های ادارکی حرکتی بر مهارت های خواندن، نوشتن و ریاضی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص تاثیر داشته است (0٫001≥p).

    نتیجه گیری

    ارائه آموزش مهارت های ادراکی حرکتی به دانش آموزانی که از اختلال یادگیری خاص رنج می برند، می تواند عملکرد تحصیلی دانش آموزان را در مهارت های خواندن، نوشتن و ریاضی بهبود بخشد.

    کلیدواژگان: مهارت های ادراکی حرکتی، اختلال یادگیری، عملکرد تحصیلی
  • علی اکبر اصغری راد*، وحید شهریاری صفحه 108
    زمینه و هدف

    مطالعات درباره مثبت نگری نشان می دهد که افراد دارای سبک تبیینی خوش بینانه و به عبارت دیگر، افراد مثبت نگر، در مقایسه با افراد دارای سبک تبیینی بدبینانه، به هنگام رویارویی با رویداد های استرس زای عمده زندگی، کمتر به ضعف سلامت جسمانی یا افسردگی و ناامیدی دچار می شوند یا به خودکشی دست می زنند. بنابراین هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر انگیزه پیشرفت و شادکامی معلولان است.

    روش بررسی

    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی (مداخله ای) پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری شامل همه معلولان جسمی حرکتی مذکر، در رده سنی20 تا 24 سال شهر جاجرم (50 نفر) بود که با روش نمونه گیری در دسترس چهل نفر که نمرات پایینی از نظر میزان انگیزه پیشرفت و شادکامی کسب کرده بودند، انتخاب و به دو گروه آزمایش (بیست نفر) و کنترل (بیست نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش تحت آموزش مهارت های مثبت اندیشی به مدت هشت جلسه یک ونیم ساعته قرار گرفتند. میزان انگیزه پیشرفت نمونه با پرسش نامه انگیزه پیشرفت ACMT و میزان شادکامی با پرسش نامه شادکامی آکسفورد (1989) اندازه گیری شد. یک هفته پس از پایان آموزش ، مجددا پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد.

    یافته ها

    نتایج آزمون با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. با بررسی نمونه ها نتایج نشان داد، آموزش مهارت های مثبت اندیشی در افزایش انگیزه پیشرفت و شادکامی به طور معناداری موثر بوده است (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    یافته ها بیانگر تاثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر افزایش انگیزه پیشرفت و شادکامی معلولان جسمی حرکتی است. لازم است مراکز بهزیستی درباره افزایش مهارت های زندگی و نگاه مثبت این عزیزان گام های بیشتری بردارند و برنامه ریزی های دقیق تری ارائه دهند.

    کلیدواژگان: آموزش مهارت های مثبت اندیشی، انگیزه پیشرفت، شادکامی، معلولان جسمی حرکتی
  • علی صادقی سیاح، غلامعلی افروز*، علی اکبر ارجمندنیا، مسعود غلامعلی لواسانی صفحه 109
    زمینه و هدف

    هدف اصلی در آموزش دانش آموزان آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون این است که به آن ها کمک شود تا توانایی های بالقوه خود را تا بالاترین درجه پرورش دهند و در جهت تامین نیازهای خود و انتظارات معقول جامعه به کفایت لازم برسند. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی اثربخشی آموزش متون خواندن کاربردی بر مهارت خواندن دانش آموزان آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون با رویکرد برنامه آموزش انفرادی خانواده محور بود. 

    روش بررسی

    روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام دانش آموزان دبستانی آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون شهرستان همدان بودند که در سال تحصیلی 96- 1395در مدارس استثنایی شهرستان همدان مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 20 نفر دانش آموز آهسته گام (ناتوانی هوشی) دبستانی بانشانگان داون بود که به صورت در دسترس انتخاب گردیدند. به منظور جمع آوری اطلاعات لازم، از دو آزمون جداگانه پیشرفت تحصیلی خواندن (پیش آزمون و پس آزمون) محقق ساخته استفاده شد. داده های به دست آمده از طریق انجام آزمون تحلیل کوواریانس و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش متون خواندن کاربردی با رویکرد برنامه آموزش انفرادی خانواده محور بر عملکرد خواندن دانش آموزان آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون، تاثیر معناداری دارد (0٫001p<). 

    نتیجه گیری

    از نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر استنباط می شود هرچه قدر متون خواندنی که به دانش آموزان آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون آموزش داده می شود، کاربردی تر باشد، یعنی دانش آموزان توانایی خواندن، فهمیدن و کاربست آن متون را در زندگی روزانه و موقعیت های اجتماعی داشته باشند، عملکردشان در خواندن بهبود می یابد.

    کلیدواژگان: متون خواندن کاربردی، برنامه آموزش انفرادی، دانش آموزان آهسته گام (ناتوانی هوشی) با نشانگان داون، رویکرد خانواده محور، عملکرد خواندن
  • احمد کربلایی محمد میگونی* صفحه 110
    زمینه و هدف

    فرایندهای شناختی درگیر که به افزایش آسیب پذیری در رفتارهای خودکشی گرا منجر می شود، به خوبی بررسی نشده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی گر افسردگی و اضطراب در رابطه بین راهبردهای تنظیم هیجانی نشخوار ذهنی و سرکوب فکر و افکار خودکشی بود.

    روش بررسی

    پژوهش توصیفی از نوع هم بستگی و جامعه آماری شامل تمام ساکنان شهر کرج در بهار سال 1395 به تعداد یک میلیون و 614هزار و 626 نفر بود که از میان آن ها 351 نفر به روش نمونه برداری خوشه ایچندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل مقیاس افکار خودکشی بک (1979)، پرسش نامه افسردگی بک (1996)، پرسش نامه اضطراب بک (1988)، مقیاس سبک های پاسخ نشخواری نولن-هوکسیما و مارو (1991) و پرسش نامه سرکوب خرس سفید وگنر و زاناکاس (1994) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آموس، روش الگویابی معادله های ساختاری و برآورد بیشینه احتمال و در سطوح معناداری 0٫01 و 0٫05 تحلیل شدند. 

    یافته ها

    ضریب مسیر مستقیم بین راهبرد تنظیم هیجانی نشخوار ذهنی با افکار خودکشی (0٫042=p و 0٫132=β) مثبت و در سطح 0٫05 و ضرایب مسیر مستقیم بین راهبرد تنظیم هیجانی نشخوار ذهنی با افسردگی (0٫001=p و 0٫702=β)، راهبرد تنظیم هیجانی نشخوار ذهنی با اضطراب (0٫001=p و 0٫596=β)، راهبرد تنظیم هیجانی سرکوبی فکر با اضطراب (0٫007=p و 0٫124=β) و افسردگی با افکار خودکشی (0٫001=p و 0٫305=β) مثبت و در سطح 0٫01 معنادار بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد افسردگی، رابطه بین راهبرد تنظیم هیجانی نشخوار ذهنی و افکار خودکشی را میانجی گری کرد (0٫001= pو 0٫214= β). 

    نتیجه گیری

    با توجه به یافته های این پژوهش، نشخوار ذهنی با مانع شدن از به کارگیری گزینه های سازگارانه تر از جمله حل مسئله، خطر افسردگی و در نهایت، افکار و رفتارهای خودکشی گرا را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، افکار خودکشی، سرکوبی فکر، نشخوار ذهنی
  • مجید اوجاری، الهه عرب عامری، عبدالله قاسمی*، علی کاشی صفحه 111
    زمینه و هدف

    در کشور ما، اطلاعات کمی درباره کاربردی بودن هنجار آزمون های حرکتی کشورهای غربی، که فرهنگ و جغرافیای متفاوتی دارند، فراهم است. هدف از انجام دادن این پژوهش، مقایسه عملکرد حرکتی کودکان هفت تا ده ساله شهر اراک با هنجار کودکان بریتانیایی مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان 2 (MABC2) بود. 

    روش بررسی

    این پژوهش از انواع پژوهش های توصیفی بود که با مشارکت 503 کودک با رشد طبیعی که به صورت تصادفی خوشه ایاز مدارس شهر اراک در سال 1395 انتخاب شده بودند، انجام گرفت. همه کودکان با استفاده از مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان 2 (MABC2) (هندرسون، ساگدن و بارنت، 2007) ارزیابی و با جدول های هنجاری کودکان بریتانیایی مقایسه شدند. مقایسه های آماری با استفاده از آزمون های t تک نمونه ای، t مستقل و مانوا یک راهه انجام گرفت.

    یافته ها

    اختلافات بین فرهنگی بسیاری در تکالیف آزمون به دست آمد. برتری در خرده مقیاس چالاکی دستی به نفع کودکان ایرانی (0٫004=p) و در تعادل (0٫001>p) و نمره کلی آزمون (0٫001>p) به نفع هم سالان بریتانیایی بود. تفاوت در خرده مقیاس هدف گیری و دریافت معنادار نبود. در صورت استفاده از هنجار بریتانیایی شیوع اختلال هماهنگی رشدی در جامعه حاضر 9٫5درصد بود که نشان می دهد می تواند احتمال ایجاد مثبت کاذب را افزایش دهد. متغیر جنس به طور معناداری بر نمرات خرده مقیاس ها و نمره کلی آزمون اثر گذاشت؛ اما اندازه آثار یافت شده ناچیز بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به تفاوت های معنادار در عملکرد آزمون MABC2 در بین کودکان دو جامعه، تدوین هنجار جامعه، به ویژه در کشور ما، ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر را می توان گامی به منظور استانداردسازی آزمون MABC2 در جامعه کودکان ایرانی تلقی کرد. 

    کلیدواژگان: اختلال رشد هماهنگی حرکتی (DCD)، مجموعه آزمون ارزیابی حرکت برای کودکان 2 (MABC2)، شایستگی حرکتی، ارزیابی حرکتی، روایی هنجار، کودکان
  • حسن عبدی، عبدالله قاسمی*، الهه عرب عامری، فرشاد غزالیان صفحه 112
    زمینه و هدف

    هدف از این پژوهش بررسی اثر تمرینات استقامتی و مصرف متیل فنیدیت بر سلول های پورکینژ موش های صحرایی مبتلا به اختلال کم توجهی/بیش فعالی (AD/HD) بود.

    روش بررسی

    روش تحقیق از نوع تجربی بود. آزمودنی ها را در ابتدا 40 سر موش صحرایی نژاد ویستار با دامنه سنی 4تا6 هفته تشکیل دادند که به دو گروه کنترل هفت سر و گروه تزریق L-NAME 33 سر به طور تصادفی ساده تقسیم شدند. گروه تزریق L-NAME در سن 8تا12هفتگی با میانگین و انحراف استاندارد وزنی 8٫379±181٫70 گرم، در یک گروه پنج تایی نمونه برداری خونی و چهار گروه هفت تایی شامل گروه AD/HD، گروه AD/HD+ تمرین استقامتی، گروه AD/HD+ مصرف متیل فنیدیت و گروه AD/HD+ تمرین استقامتی+ مصرف متیل فنیدیت بودند. از آزمون Open Field جهت تشخیص بیش فعالی و از تردمیل پنج بانده جهت تمرینات استقامتی استفاده شد. موش های صحرایی پنج روز در هفته و روزی 30 دقیقه، برای مدت 28 روز به تمرین دویدن پرداختند. آزمون های کلوموگروف اسمیرنوف و تی همبسته و واریانس یک طرفه جهت تجزیه وتحلیل داده ها به کار گرفته شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین تعداد سلول های پورکینژ گروه کنترل درمقایسه با دیگر گروه ها (AD/HD بدون تمرین و بدون مصرف متیل فنیدیت، AD/HD+ تمرین استقامتی، AD/HD+ مصرف متیل فنیدیت، AD/HD+ مصرف متیل فنیدیت+ تمرین استقامتی) تفاوت معنا داری وجود داشت (0٫001≥p). همچنین بین تعداد سلول های پورکینژ گروه AD/HD بدون تمرین استقامتی و بدون مصرف متیل فنیدیت درمقایسه با دیگر گروه ها (کنترل، AD/HD+ تمرین استقامتی، AD/HD+ مصرف متیل فنیدیت، AD/HD+ مصرف متیل فنیدیت+ تمرین استقامتی) تفاوت معنا داری مشاهده شد (0٫001≥p)؛ اما بین تعداد سلول های پورکینژ گروه+AD/HD  تمرینات استقامتی با گروه+AD/HD  مصرف متیل فنیدیت و همچنین با گروه+AD/HD  مصرف متیل فنیدیت+ تمرینات استقامتی تفاوت معنا داری یافت نشد.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد 30 دقیقه تمرینات استقامتی در روز می تواند جایگزین مصرف داروی متیل فنیدیت در ارتباط با تغییرات سلول های پورکینژ مخچه برای الگوی حیوانی AD/HD باشد.

    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی، بیش فعالی، سلول های پورکینژ، تمرین استقامتی، متیل فنیدیت
  • معصومه حسینی کیا، شعله امیری*، غلامرضا منشئی، محمدعلی نادی صفحه 114
    زمینه و هدف

    بسیاری از عوامل تهدیدکننده سلامت و رفتارهای پرخطر از سن نوجوانی شروع می‌شود. اختلال اضطراب اجتماعی یکی از رایج‌ترین بیماری‌های روان‌شناختی است که از خصوصیات عمده آن می‌توان به ترس افراطی و پایدار و اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی و همچنین ترس از ارزیابی منفی اشاره کرد. مهارت‌های اجتماعی، محور اصلی رشد اجتماعی، شکل‌گیری روابط اجتماعی، سازگاری اجتماعی و حتی سلامت روان فرد است که در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در مقایسه با همسالان‌شان ضعیف‌تر است. از سویی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) به‌عنوان یکی از الگوهای درمانی بسط‌یافته اخیر، در کاهش نشانه‌های اضطرابی بسیاری از اختلالات اضطرابی موثر است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و مهارت‌های اجتماعی بر کاهش نشانه‌های اضطراب اجتماعی نوجوانان انجام شد.

    روش‌بررسی

    مطالعه حاضر از نوع شبه‌آزمایشی و پیش‌آزمون-پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بوده و جامعه آماری پژوهش شامل همه نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در سال 1394 شهرستان نوشهر بود. بدین‌منظور 75 نفر از نوجوانانی که تشخیص اضطراب اجتماعی داشتند، انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (25 نفر در گروه آموزش مهارت‌های اجتماعی، 25 نفر در گروه آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و 25 نفر در گروه کنترل) تقسیم شدند. آموزش به مدت 10 جلسه بر روی گروه‌های آزمایش انجام شد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه هراس اجتماعی «کانور» بود و همه آزمودنی‌ها در گروه‌های آزمایش و کنترل در ابتدای جلسه‌ها، انتهای آن و سه ماه پس از اتمام آموزش (مرحله پیگیری) به سوال‌های آن پاسخ دادند. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل یافته‌ها در این پژوهش، از شاخص‌های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی شامل آزمون تحلیل واریانس برای اندازه‌گیری مکرر و آزمون‌های تعقیبی با نرم‌افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

    یافته‌ها

    نتایج تحلیل واریانس برای اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد که تفاوت میانگین گروه‌های آزمایش (آموزش مبتنی بر پذیرش، تعهد و مهارت‌های اجتماعی) با گروه کنترل معنادار است (0٫001>p). همچنین، نتایج آزمون‌های تعقیبی نشان داد که بین سه گروه آزمایش مهارت‌های اجتماعی، پذیرش و تعهد و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (0٫001>p). اما بین گروه‌های آزمایش آموزش مهارت‌های اجتماعی و آموزش پذیرش و تعهد تفاوت معناداری وجود نداشت.

    نتیجه‌گیری

    آموزش مهارت‌های اجتماعی و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش علائم اضطراب اجتماعی نوجوانان موثر است؛ بنابراین، می‌توان از هر دو شیوه برای افزایش عملکرد فردی، خانوادگی، اجتماعی و پیشرفت تحصیلی نوجوانان مضطرب اجتماعی بهره برد. این توانایی به نوجوانان انتقال می‌یابد تا بدون ترس از قضاوت دیگران در موقعیت‌های اجتماعی قرار بگیرند و با تکیه بر توانمندی‌های خود در مسیر پیشرفت قدم بگذارند.

    کلیدواژگان: آموزش پذیرش و تعهد، مهارت های اجتماعی، اضطراب اجتماعی، نوجوانان
  • آرزو مرادی، علی خادمی* صفحه 115
    زمینه و هدف

    به طور معمول، تولد فرزند سازگاری های جدیدی را در خانواده می طلبد. آمدن نوزاد، علاوه بر مشکل های ویژه ای چون تغذیه، نگهداری، پرستاری و مانند آن، فشارهای روانی بسیاری را بر والدین تحمیل می کند. در این بین همدلی و ادراک از خدا می تواند تاثیرات مثبتی در کاهش فشارها برای مادران داشته باشد؛ لذا این پژوهش با هدف مقایسه مولفه های ادراک از خدا و همدلی در بین مادران کودکان استثنایی شهرستان ارومیه انجام شد.

    روش بررسی

    نوع روش تحقیق علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را مادران کودکان کم توان ذهنی و نابینا و ناشنوا تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، تعداد 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری، پرسشنامه 72سوالی لارنس و پرسشنامه داویس بود. برای انجام تجزیه وتحلیل داده های آماری از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین از تحلیل واریانس، آزمون کلموگروف اسمیرنف، آزمون لوین، آزمون باکس و آزمون کرویت بارتلت با نرم افزار SPSS استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از تحقیق نشان داد بین میانگین حضور، چالش، پذیرش، خیرخواهی، تاثیر، مشیت (مولفه های ادراک از خدا)، دیدگاه گرایی و آشفتگی شخصی (مولفه های همدلی) در سه گروه مادران کودکان استثنایی تفاوت معنا داری وجود نداشت؛ اما میانگین دغدغه همدلانه (مولفه همدلی) برای سه گروه جامعه متفاوت به دست آمد (0٫012=p). براساس آزمون تعقیبی LSD مشخص شد میانگین دغدغه همدلانه در دو گروه مادران کودکان کم توان ذهنی و نابینا (0٫014=p) و همچنین مادران کودکان کم توان ذهنی و ناشنوا از لحاظ آماری متفاوت است (0٫007=p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های پژوهش حاضر، دغدغه همدلانه مادران کودکان ناشنوا بیشتر از مادران کودکان نابینا و مادران کودکان کم توان ذهنی است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت مادران کودکان ناشنوا بیشتر از دو گروه دیگر نیازمند کمک و راهنمایی و مداخله های درمانی درزمینه همدلی هستند. 

    کلیدواژگان: مولفه های ادراک از خدا، همدلی، مادر، کودکان کم توان ذهنی، نابینا، ناشنوا
  • فرید سعیدی* صفحه 116

    در یک دهه اخیر، شاهد ظهور رویه ای فکری بوده ایم که بر پایه قواعد حقوق شهروندی شکل گرفته است. فرایند شکل گیری، قانون گذاری و نحوه نظارت بر اجرای حقوق شهروندان معلول از دغدغه ها و الزامات حمایتی تلقی می شود. برای نخستین بار، گامی که در جهت انطباق پذیری کارکرد و توانایی معلولان با اجتماع برداشته شد همان بررسی مفاد قانون جامع در پرتو کنوانسیون بین المللی حقوق معلولان بود. گفتنی است این امر در چهارچوب طرح مفهوم «معلول شهروندی موثر» با استفاده از ایده بستر سازی قاعده مند در فضای مجازی برای معلولان محسوب می شود. ایجاد قوانین حمایتی از افراد دارای معلولیت، به همراه اتخاذ شیوه های هدایتی و نظارتی و حمایتی، زمینه ساز حضور اجتماعی قشر مذکور خواهد بود. تدوین و تنظیم سند قانون جامع حمایت از معلولان در مورخ 16اردیبهشت1383 که در قالب قوانین بین المللی از قبیل اعلامیه جهانی معلولان در سال 1975 و کنوانسیون بین المللی حقوق معلولان مصوب 13دسامبر2006 بوده، نقطه عطفی در جریان شناسی ناتوانی در ایران به شمار می رود. اهم اهداف نوشتار حاضر تحلیل ابعاد قانون گذاری و برطرف کردن نقاط ابهام موجود در قانون مذکور بود که می توان آن را موجبات ارتقای سازوکار سیاست گذاری ها، مناسب سازی، دسترسی پذیری، تردد، تحرک، خدمات بهداشتی، درمانی، توان بخشی، امور ورزشی، فرهنگی، هنری، آموزشی، کارآفرینی و اشتغال، فرهنگ سازی، ارتقای آگاهی های عمومی، ایجاد فضایی برای تحصیل حقوق مدنی و شهروندی برشمرد. این موضوع بر سه عرصه پیشگیری و توان بخشی و فرصت های برابر، متمرکز است و از طریق ارائه سازوکار مطروحه، موجبات ترمیم قوانین حمایتی و بازجذب افراد دارای ناتوانی را در جامعه فراهم می سازد.

    کلیدواژگان: سیاست‎گذاری، مشارکت معلولان، توان‎بخشی، معلول شهروندی موثر، حمایت از معلولین
  • حسین پیری زاده، سیده مریم خدامی*، زهرا سلیمانی، محمدحسین ضرغامی صفحه 117
    زمینه و هدف

    نوای گفتار ناظر بر کاربرد مختصه های آوایی و صوتی به شیوه ای نظام مند است که نقشی مهم و اساسی در تعاملات ارتباطی انسان و رشد زبان دارد. با توجه به نقش حائز اهمیت مهارت های نوای گفتار، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مهارت های صورت نوای گفتار و بررسی اثر سن و جنسیت بر مهارت های نوای گفتار در کودکان بهنجار پنج تا یازده ساله فارسی زبان انجام شد.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر به صورت مقطعی بر روی 105 کودک دختر و 105 کودک پسر بهنجار در گروه های سنی پنج تا شش ساله، هفت تا هشت ساله و نه تا ده ساله اجرا شد. مهارت های تمییز و تقلید واحدهای کوتاه و بلند کودکان با استفاده از نسخه فارسی-رایانه ای «نیمرخ عناصر نوایی در ارتباط کلامی» ارزیابی گردید که در آن امتیاز دوازده یا بیشتر در هر خرده آزمون به معنای مهارت کودک در آن خرده آزمون است. به منظور مقایسه عملکرد کودکان به تفکیک گروه های سنی و جنسی، از آزمون های ناپارامتری کروسکالوالیس و یومن ویتنی استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج مطالعه نشان داد در گروه سنی پنج تا شش ساله، کودکان تنها در تکلیف «تمییز واحدهای بلند» امتیاز کمتر از سطح توانش (<12) کسب کردند؛ درحالی که در گروه های سنی هفت تا هشت ساله و نه تا ده ساله، کودکان در تمامی خرده آزمون ها امتیازی بیشتر از سطح توانش (>12) کسب نمودند. بررسی نتایج مطالعه به تفکیک جنسیت نشان داد که دختران و پسران در تمامی تکالیف بخش صورت، نمراتی بیشتر از سطح توانش کسب کردند. بررسی امتیاز کودکان به تفکیک گروه های سنی نشان داد که بین عملکرد کودکان در گروه های سنی، تفاوت معناداری در تمامی تکالیف بخش صورت وجود دارد (0٫05>p)؛ در حالی که تفاوت امتیازها به تفکیک جنسیت تنها در تکالیف «تقلید واحدهای کوتاه» و «تمییز واحدهای بلند» معنادار شد (0٫05>p).

    نتیجه گیری

    توانایی تمییز و تقلید نوای گفتار در کودکان بهنجار فارسی در محدوده سنی پنج تا یازده سال با افزایش سن پیشرفت می کند. همچنین این طور پیش بینی می شود که در زبان فارسی، کودکان از هفت سالگی به بعد در تمییز و تقلید مهارت های نوای گفتار به مهارت می رسند.

    کلیدواژگان: نوا، تمییز، تقلید، صورت، روان شناسی زبان، کودکان، فارسی
  • وجیهه خزیمه، محمدرضا صفاریان طوسی* صفحه 118
    زمینه و هدف

    ناتوانی یادگیری کودکان، مشکلاتی برای والدین و به ویژه مادران ایجاد می کند. هدف از این پژوهش، مطالعه اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر اضطراب و امید به زندگی مادران کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری بود.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور به روش نمونه گیری در دسترس، سی نفر از مادران کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری از شهر نیشابور در سال 1395 انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه پانزده نفر). گروه آزمایش، آموزش شناختی رفتاری را در ده جلسه نوددقیقه ای به صورت هفتگی دریافت کردند. گروه کنترل نیز هیچ مداخله ای دریافت نکرده و در لیست انتظار بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه امید به زندگی اشنایدر و همکاران (1991)، اضطراب بکو اپستین (1993)، پرسش نامه اختلالات یادگیری کلورادو (2011) استفاده شد. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل گردید. در سطح توصیفی از آماره های میانگین و انحراف معیار استفاده شد و در سطح استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب مادران کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری تاثیر دارد (0٫001>p). همچنین آموزش شناختی رفتاری بر افزایش امید به زندگی مادران کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری نیز تاثیر دارد (0٫001>p).

    نتیجه گیری

    می توان گفت که برنامه ریزی برای آموزش شناختی رفتاری بر اضطراب و امید به زندگی مادران کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری اهمیت ویژه ای دارد.

    کلیدواژگان: شناختی رفتاری، اضطراب، امید به زندگی، ناتوانی های یادگیری
  • حسام الدین احمدی سرتختی، غلامعلی افروز*، مژگان سپاه منصور، مسعود لواسانی، رویا کوچک انتظار صفحه 119
    زمینه و هدف

    نوجوانی دوره ای با مخاطره بالا، برای دچارشدن به بسیاری از انواع رفتارهای مشکل آفرین ازقبیل سوءمصرف مواد و بزهکاری و غیره است. مطالعات متعددی عوامل موثر بر بزهکاری نوجوانان را بررسی کرده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر عوامل فردی و خانوادگی و اجتماعی در نگرش به بزهکاری نوجوانان انجام شد.

    روش بررسی

    روش اجرای پژوهش، توصیفی و طرح پژوهش همبستگی از نوع تحلیل چندسطحی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر بابل تشکیل دادند که 689 نفر (334 پسر و 355 دختر) از آنان به روش نمونه گیری خوشه ایمرحله ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های بزهکاری، هوش هیجانی، خودارزشمندی، مقیاس ادراک والدین، سنجش خانواده، حمایت اجتماعی و پرسشنامه پاسکال و همکاران بود. جهت توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و شاخص هایی همچون میانگین و انحراف معیار برای متغیرهای کمی و تعداد و درصد برای متغیرهای کیفی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی و رگرسیون خطی چندگانه و مدل سازی خطی سلسله مراتبی با بهره گیری از نرم افزار STATA ویرایش 14 انجام شد. مقدار آلفا در تمامی آزمون ها برابر با 0٫05 در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در هر دو روش مدل سازی خطی چندگانه و سلسله مراتبی نشان داده شد که متغیرهای جنسیت، سن، خودارزشمندی و گرمی اثر آماری معناداری بر نگرش به بزهکاری ندارند؛ درحالی که متغیرهای هوش هیجانی (0٫001>p)، عملکرد خانواده (0٫001>p)، حمایت از خودمختاری (0٫001=p)، درگیری (0٫010=p)، ارتباط با همسالان بزهکار (0٫001>p)و حمایت اجتماعی (0٫001>p) اثر آماری معناداری بر نگرش به بزهکاری نشان دادند.

    نتیجه گیری

    عوامل فردی و خانوادگی و اجتماعی در نگرش به بزهکاری نوجوانان تاثیر معناداری دارند؛ بنابراین در برنامه ریزی های صورت گرفته برای نوجوانان که سرمایه عظیم کشور و جوانان آینده هستند باید به نقش این عوامل توجه شود. پیامدهای نامناسب بزهکاری برای خود نوجوانان و خانواده ها و به خصوص جامعه بسیار است. برای رسیدن به چنین هدفی باید آگاهی از علل و عوامل موثر در بزهکاری نوجوانان را کسب کرد.

    کلیدواژگان: عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل اجتماعی، بزهکاری نوجوانان
|
  • Bita Tavakkoli*, Taghi Poorebrahim Page 1
    Background&Objective
    Obsessive beliefs as disturbing thoughts in the mind have a destructive effect on psychological and behavioral balance. Of the major problems that obsessive individuals face, it is a low resilience; psychologically, resilient or invulnerable, that is, the ability of some individuals to overcome what is severely threatening their growth. On the other hand, in this research, we try to reduce obsession and increase the resilience with the use of psychometric approach. Although there is evidence of the effect of allegory on resonance, in Iran, however, there has not yet been a study titled "The Effect of Logical Therapy on the Reduction of Obsessive Beliefs and Increasing Perseverance." Therefore, the present study was conducted with the aim of determining the effect of group therapy on reduction of obsessive-compulsive beliefs and increased resiliency in women.
    Methods
    This was a quasi-experimental pre-test, post-test, and follow-up with control and experimental group. The ISAR of the Obsessive-Verbal Beliefs-OBQ 44 tests and the Conner-Davidson Consolidation Scale (CD-RISC). The statistical population consisted of all women in Tehran who were selected through a population sampling method of twenty women who scored higher scores on this scale of obsessive beliefs. To obtain information from a community of mothers of the students, an educational complex was used in Tehran's 3rd District. The questionnaire of obsessive-compulsive beliefs was given to one hundred people aged between 30 and 45 years old. Twenty people who scored higher scores on this scale were selected as samples. The criterion for entering the community was only the scale of obsessive beliefs. After selecting the sample, the resilience scale was also performed as a second variable (another pre-test) on the sample. Then, 10 people in the experimental group and 10 in the control group were randomly assigned. In the interval between pre-test and post-test, the training group underwent a group of 10 sessions of semantic therapy. Post-extraction research data were analyzed by repeated measurements analysis using SPSS software.
    Results
    To analyze the variance for repeated measures, we examined the assumptions of this test. Shapiro Wilk test was used to check the normal scores. The results showed that the distribution of data is normal. Levin's findings also showed that the homogeneous assumption of covariance of data and the slope of regression is established. The results of Mocheli's test also showed that there is no spheroidal assumption, and therefore we can use the result of in-group tests with moderate degrees of freedom and the Hove-Felt correction. The mean of the irradiation variables for the control group in the pretest was 67.33, in the post-test, 66.22 and in the follow-up period, was 67.66, and for the experimental group in the pretest, 68.22, in the post-test, 82.77,and the follow up was 78.22. The mean of obsessive-compulsive beliefs in the control group was 198.00 in the pretest, 184.44 in the post test and 193.11 in the follow-up phase, and for the experimental group in the pretest 213.22, in the post-test 122.55 and in the stage the follow up was 124.22. Also, the results showed that the f value in the obsessive-compulsive belief variable was significant at α=0.05, and considering that the mean of the experimental group in the obsessive-compulsive belief variable was lower than that of the control group in the post-test and follow-up stages, then the group's Logotherapy The reduction of obsessive-compulsive beliefs and its components, which included accountability from risk assessment, perfectionism versus the need for assurance, and the importance of thinking toward control of behavior, was effective (p<0.01). Also, the findings showed that the value of f in the resiliency variable was significant at the level of α=0.05, and considering that the mean of the experimental group in the resiliency variable was increased in comparison with the control group in the post-test and follow-up stages; therefore, A group is effective in increasing the resiliency (p<0.01).
    Conclusion
    This research investigated effect of logotherapy on obsessive beliefs and resilience in women. The result suggested improvement on component of resilience in the experimental group, namely perfectionism/certainty (PC), responsibility and the overestimation of threat (RT) and importance/thought control (ICT). Thus the treatment method is suggested to increase resilience.
    Keywords: Logotherapy, Group Logotherapy, Obsessive beliefs, Resilience, Women
  • Maryam Ghasemi Sichani*, Shirin Ghasemi Sichani Page 2
    Background & Objective
    This article deals with analyzing the architectural situation of three Deaf & Hard-of-Hearing primary schools. Regarding the importance of the educational space in Learning and the Deaf relationship, this research is necessary to do. Moreover, no similar research is done, so far, which makes this study unique. 
    Methods
    This study is carried out by an analytical-descriptive method. In the first step, based on studies done at Gallaudet University and American with Disability Acts (ADA) and Building Bulletin 93 related to suggested standards of British. Association for Deaf teachers, effective factors on designing proper educational space for Deaf & Hard-of-Hearing primary and components of each factor were extracted. Then the research checklist was prepared and the educational situation of three Deaf & Hard-of-Hearing primary schools in Isfahan.
    Results
    By analyzing the data for this study, which is, in facts, comparing the architectural situation of the three primary schools for? In Isfahan with the gained standards out of the studies on other countries (in the form of a researcher'’ checklist), it is found out that the architectures of primary schools for of Deaf & Hard of Hearing in Isfahan is not suitable for them. Furthermore, despite the fact that the educational space is so effective in learning the quality of Deaf & Hard-of-Hearing students, these three are not designed and built the same as schools for normal school children, and they are not easy to access for them in on the appropriate location. They are not acoustically designed and suitable building materials not used either. Regarding colors, in all the above-mentioned primary schools. Beige is used, which is closely similar to the skin color which is not good for Deaf students’ educational spaces. Moreover, 66% of those school's fire is not equipped with fire alarms. Just one school in one class had a fire alarm and only one school had two emergency exits. One hundred percent of these schools had to suitable glass protection for heaters. None of the schools had no suitable equipment and furniture like armchairs’ bells with lights, video telephones, etc. By analyzing the situation of these schools in terms of safety in yards and halls; no sharp barriers such as poles did not exist and there were ramps in just two schools. In two schools, doors opened outward. In no schools, round angles were used. In 66% of schools, there were double-edged windows. In just one school glass of windows was safer by sticking mat covers on them. All Halls and paths were 2.5 meters wide, which is quite suitable. 
    Conclusion
    Although in many countries, churches, cultural centers, schools, houses, shops & etc.; are suitable for the above-mentioned people, they are not appropriate for them in Iran. Suitable lighting and choosing colors, as well as building materials, can be helpful for learning improvement. Type of building materials is of great help in shaking management, finding directions and identifying dangers. Since Deaf & Hard-of-Hearing student is mostly dependent on touching, smelling and seeing senses, designing on open space in an educational center plays an important role in learning better. These spaces should create a signification relationship between the interior and outside space. The outside yard can be a good place for children to play, talk, interact, learn and search. Using central yards and mixing the space and outdoors with classrooms can be very useful.
    Keywords: Analyzing educational centers, Deaf & Hard of Hearing, primary school, Isfahan.
  • Mandana Abdolkarimi, Shohreh Ghorban Shirudi*, Javad Khalatbari, Mohammadreza Zarbakhsh Page 3
    Background & Objective
    One of the most serious worldwide health problems is overweight and obesity, especially is associated with significantly different somatic and psychological problems (such as heart attack, blood pressure, arthritis, type 2 diabetes, heart failure, stroke, increased all-cause mortality, higher rates of depression, anxiety, reduced quality of interpersonal relationships), Additionally overweight and obesity reflecting negative self-evaluations of one´s weight and physical appearance and perceived discrimination, so it causes to impair of quality of life and self-efficacy. Also when the most common obesity interventions have focused primarily on weight loss like low-calorie diet and physical activity prescription, without full consideration of psychological factors, not surprisingly weight gain following these interventions is common; however, by 3–5 years post-treatment, most patients have returned to or exceeded their pretreatment weight. Due to the important role of psychological factors in overweight and obesity, the aim of this research was to study the effect of diagnostic's educational package based on acceptance and commitment therapy, Compassion Focused Therapy and dialectical behavior therapy on the eating behavior and the Weight- Efficacy of lifestyle in overweight and obese women.
    Methods
    This study was experimental with pretest, posttest and control group that was conducted on 20 women suffering from overweight and obesity (Body Mass Index more than 25) referring to the nutrition clinic in Tonkabon in 2016-2017. The women were selected by random sampling and were randomly classified into the experimental group (n=10) and the control group (n=10). The overweight and obsess women into two groups were matched in some demographic variables and completing two scales Dutch Eating behavior questionnaire and weight efficacy lifestyle questionnaire as a pretest, posttest and follow up to assessment after three months. The intervention consisting of twelve sessions of training diagnostic's educational package based on acceptance and commitment therapy, Compassion Focused Therapy and dialectical behavior therapy was given to the experimental group at three months. The obtained data were analyzed statistical tests of MANCOVA by SPPSS20.
    Results
    The results of multivariate analysis of variance (MANOVA) showed that the ratio of pre-test and post-test differences in the rates of eating behavior in the test and control groups was equal to (34.140) , F ratio obtained between the two groups GD related test and followed the equal rates of eating behavior (F=67.331) analysis of variance and differences related to pretesting scores and Weight- Efficacy of lifestyle in the test groups and control test was F=53. 639 and analysis of variance related to differences steps after the step follow-up test related to Weight- Efficacy of lifestyle test and control groups was equal to (F=73.353). Data analysis showed that diagnostic's educational package caused the increase of Weight- Efficacy of lifestyle (p<0.001). And the decrease of eating behavior of the experimental group of women in comparison with the control groups (p<0.001).
    Conclusion
    According to the finding from this study, use of diagnostic's educational package based on acceptance and commitment therapy, Compassion Focused Therapy and dialectical behavior therapy allow overweight and obsess women to step out of the trap of stigma, self-critical, negative affect and emotional eating by basic and advanced mindfulness skills, emotion regulation, acceptance, self-compassion strategies and helps them to clarify their personal values and fallowing meaningfulness behavior and becoming the self-compassion with yourself. Also, Participants learn to tolerate aversive states related to eating (cravings, boredom, discomfort) while continuing to engage in the desired behaviors such as removal, or ‘experiential avoidance’ of aversive urges or feelings by overeating or eating unhealthful foods. Additionally, the intervention helps overweight and obsessed women to increase awareness of the perceptual, cognitive and affective experiences and being more present-centered and aware, thereby reducing “mindless” eating. These skills interrupt automatic, non-conscious influences on eating behavior that can lead to overeating and/or sedentary so improving the quality of lifestyle of overweight and obsessed women. Due to the increasing overweight and obesity, the use of diagnostic's educational package based on acceptance and commitment therapy, Compassion Focused Therapy and dialectical behavior therapy improves the well-being of society.
    Keywords: Diagnostic's Educational Package Based on Acceptance, Commitment Therapy, Dialectical Behavior Therapy, Compassion Focused Therapy, Eating Behavior, Weight- Efficacy of Lifestyle.
  • Yones Hoseinali Zadeh, Mahnaz Aliakbari Dehkordi*, Ahmad Alipour Page 4
    Background & Objective
    Students with attention deficit-hyperactivity disorder may have many problems in functional areas including education status. Although these children have normal intelligence they display weak performance in school, and their relationship with parents, teachers, peers, and friends is frequently problematic. For solving the child behavioral problems, the teacher must have active cooperation with parents. Making behavioral contract between home and school is one of these methods. So, this research investigated the effect of a therapeutic plan based on the coordinated behavioral intervention of therapist, home, and school on changing daily school behavior and reducing task avoidance in children with attention deficit-hyperactivity disorder.
    Methods
    This research was kind of experimental design (pretest-post-test with a control group and follow-up). The statistical population included all 8-9 years old boys with ADHD who had referred to Tehran psychological services and counseling centers. Among children that despite of ADHD had not comorbid disorders as mental retardation and obvious physical-sensory-motor disorder and chronic illnesses, received medical treatment with equal time and amount and were in 8-9 years age range, 30 individuals along with their parents were selected as research sample and randomly assigned to experimental (N=15) and control (N=15) groups. The therapeutic plan based on the coordinated behavioral intervention of therapist, home, and school was trained to experimental group for eight sessions. Mother as home agent and teacher as school agent must be presented. Therapeutic plan based on coordinated behavioral intervention of therapist, home, and school is derived from Skinner`s theory of operant conditioning (1983) and it`s methods and techniques (such as reinforcement management, token economy, Premack principle) and positive childrearing method that conducted for 8 sessions, weekly twice, every session 2 hours. After finishing training sessions, took post-test from every two groups and they were tested after the follow-up period for the third time. The Conners Parent Rating Scale (CPRS) and the Conners Teacher Rating Scale (CTRS) were used as tools for assessing task avoidance at home and daily school behavior respectively. These questionnaires were used as the most common tools for screening and to diagnosing of ADHD in most world places and had been suitable tools for measuring the intensity of symptoms. Data were analyzed with variance analysis and repeated measurements using SPSS 22 (p<0.05). Also, in order to identify which variables have a significant difference with each other, was used for post hoc tests (LSD) in observing the condition of homogeneity of variances.
    Results
    The results showed that the therapeutic method based on the coordinated behavioral intervention of therapist, home, and the school had a significant effect on changing the daily school behavior (F=21.84, P=0.0001) and reducing task avoidance (F=33.37, P=0.0001). In addition, effect size showed that about 43% of significant difference daily school behavior and 51% of significant difference task avoidance in home between two groups due to training of coordinated plan of therapist, home, and school in experimental group, that is this training has been effective in improving daily school behavior and reducing task avoidance in children with ADHD. Also, the results of a follow-up study showed that daily school behavior and task avoidance in home had significant difference between two groups in every three phases of pretest, post-test and follow-up, that is intervention had stable and effective influence in every three phases and intervention effectiveness ever remained after seven weeks (P<0.001).
    Conclusion
    According to the results of this research that showed the effectiveness of a therapeutic plan based on coordinated behavioral intervention of therapist, home and school on reducing task avoidance and improving daily school behavior and multi-dimensional problems of children with ADHD in home and school and according to advantages of parent intervention and the importance of families-school incorporation and effectiveness of team interventions is recommended that this method uses as multi-dimensional treatment for children with attention deficit-hyperactivity disorder in different educational and therapeutic centers.
    Keywords: Therapeutic Plan Based on the Coordinated Behavioral Intervention of Therapist, Home, and School, Daily School Behavior, Task Avoidance, Attention-Deficit, Hyperactivity Disorder.
  • Abdul Hamid Zeytoonli* Page 5
    Background & Objective
    Disability in human societies dates back to the history of humanity and the extent of disability in the world is irrefutable. According to a report published by the World Health Organization, about 1.5% of the world's population is disabled. The existence of millions of disabled people around the world has raised the issue of disability as a global issue and the issue of human rights of people with disabilities is one of the greatest challenges of today's societies. Therefore, the rights of disabled people have been attentive to the United Nations and other international organizations over a long period of time. The UN General Assembly, in its most important step in 2006, approved the Convention on the Rights of Persons with Disabilities and its related optional protocol. The purpose of this Convention is to protect the rights of persons with disabilities from all human rights and fundamental freedoms and to promote respect for their inherent dignity. One of the basic rights of persons with disabilities is the right to participate in sports activities. Because the participation of the disabled in sports activities has increased the level of happiness, self-confidence, independence, socialization and life expectancy. The aim of this survey was to investigate environmental barriers to participation in physical activity through a legal perspective.
    Methods
    The research was practical in purpose and data collection method was descriptive – survey. The study population of this study includes all physically and mentally handicapped people in Golestan province, of whom 173 individuals were selected through random sampling. The research instruments for were a questionnaire designed by Poorrnjbar (1393), Zebardast (1395), Text Convention on the Rights of Disabled Persons (Jan Ghorban & Zare, 1390) and other specialized texts, whose validity was confirmed by the professors. The internal consistency of the questionnaire was obtained by using the Cronbach's alpha coefficient for the whole questionnaire (alpha = 0.87). The Friedman test, t test and Pearson  correlation coefficient were used to test the research hypotheses.  Statistical Package for Social Sciences Software (version 21) was used to analyze the data.
    Results
    Research findings on the description and prioritization of the average rating among types of activities of the disabled persons in leisure time showed that participation in sports activities was among the lowest rank. Among the 18 indicators of the legal status of the disabled, the only 3 indicators, namely, "the right to education and equal opportunity at all levels and in the form of lifelong learning, respect for the inherent dignity and individual autonomy, enjoying the right to liberty and individual security equal to others" from the perspective of the disabled persons were found to be desirable. Also, there is a negative and significant relationship between the level of activity of the disabled and each of the barriers at the 99% confidence level; From the strongest to the weakest severity of the relationship with the degree of participation of persons with disabilities, respectively, are the "economic", "sports facilities and facilities", "social protection", "information and advertising", "access to the gym and playgrounds", "management and program" "And "mental and physical barriers".
    Conclusion
    According to the findings of this research, economic and social support is one of the effective factors in increasing the participation of the disabled persons in sports activities.
    Keywords: Legal Status, Barriers, Participate, Sport Activities, Disabled Persons.
  • Fatemeh Asghari Mollamahmoud, Parviz Sharifidaramadi*, Noorali Farrokhi, Alireza Moghaddas Page 6
    Background & Objective
    Blindness is a physical condition damaged by severe emotional complications that affect not only the individual but also the family and the community. One of the issues associated with the teenage years of blind girls is their self-concept. The perception that each person has on his or her behavior affects his behavior. Every person's self-concept affects the emotion that concerns her, and this feeling has a direct relationship with self-esteem. Individuals who have a positive self-concept are more satisfied with them and achieve more success; they are self-confident and make decisions based on their abilities. Most studies that have identified the need for adult education have acknowledged that there is a need for a comprehensive plan in this area, but so far, there has not been a program not only for the blind but also for the sighted teenagers. It is also clear from the research in this area that in these educational programs their effects on self-concept are not evaluated. According to the mentioned materials and considering the importance of puberty and the harmful effects of lack of adequate and comprehensive training on the body and mind of girls, especially blind girls, who are considered as the most vulnerable among the most vulnerable in society due to lack of vision, This research, with emphasis on various aspects (physical, cognitive, and emotional), is essential to the health of blind adolescents as a research priority of the World Health Organization. Therefore, the primary objective of this research is to examine the effectiveness of the physical, cognitive, and the emotion of puberty is on the self-concept of blind girl students.
    Methods
    This research was quasi experimental design (pretest-post-test with a control group). The statistical population was comprised of all female students of the third, sixth-grade elementary school students studying in the girls' blind schools in Tehran during the school year of 1396-1397 (Narjes and Hazrat Abdul Azim schools). The sample consisted of 30 students of the above-mentioned bases who were randomly selected and randomly assigned to experimental and control groups (15 in the experimental group and 15 in the control group). The curriculum on physical, cognitive and emotional issues of maturity was conducted on ten experimental sessions of 90 minutes (twice a week) at the blindfold centre of Hazrat Abdolazim, located in Rey, and the Narjis School in Pasdaran. The implementation of this research was carried out in two stages: first, according to existing research literature and interventional areas, a curriculum on the physical, cognitive and emotional issues of maturation was developed and its content validity through 10 field experts (psychology and Exceptional Children's Education and Measurement and Measurement), so that they were asked to score a score of 1 to 3 after the study, and given that the average score was 2.8 or more to measure the content of the program's validity, Were randomly assigned to five sampled individuals who were selected by simple sampling Considering the significant changes in self-concept, the rest of the subjects were randomly assigned to experimental and control groups, and the training program was taught to the experimental group in the 10 sessions of 90 minutes (twice a week) in the schools. At the end of each course, participants were asked questions, which required completion of the phase and the next stage and, if necessary, compensatory training was applied, and its validity and effectiveness were examined. The control group did not receive any intervention related to the practice of physical, cognitive, and emotional issues. Finally, after the end of the training sessions, experimental and posttest control groups were performed, and the data from the two groups were compared to determine the effectiveness of this program.
    Results
    The results of covariance analysis indicated that the physical, cognitive and emotional education program in the experimental group compared with the control group significantly increased self-concept and its dimensions except for anxiety in the post-test phase (P<0.001).
    Conclusion
    The results indicated that the physical, cognitive and emotional education program of puberty is an effective method for the growth of self-concept in increasing the behavior, cognitive and mental status, appearance and physical characteristics, popularity, happiness and satisfaction in blinded female students.
    Keywords: Physical, Cognitive, Emotional Education, Self-Concept, visual Impairment.
  • Lida Lailabadi, Mohammad Ebrahim Madahi*, Afsaneh Khajehvand, Seyed Mirmostafa Sadat Page 7
    Background & Objective
    The aim of present study was to investigate the efficacy of dialectical behavioral therapy in pain resilience in patients with fibromyalgia syndrome. Evidence suggests this approach is successful in the treatment of psychosomatic abnormalities. The results have been promising. Fibromyalgia is a chronic musculoskeletal pain syndrome that is characterized by pain at a wide range, sensitive points, fatigue, and sleep disorders, and its etiology is unknown. Chronic pain and muscle tenderness and muscle connective points are characteristic. This disease is a connective tissue rheumatoid arthritis. The existence of a non-painful set of syndromes has led to the use of the term fibromyalgia syndrome. In the 10% to 12% of the population, there are skeletal muscle for which no structural or inflammatory causes can be found. Despite the chronicity and complexity of fibromyalgia syndrome (FMS), there are pharmacological and no pharmacological interventions available that have clinical benefit. Based on current evidence, a stepwise program emphasizing education, certain medications, exercise, cognitive therapy, or all 4 should be recommended. Current evidence suggests efficacy of low-dose tricyclic antidepressants, cardiovascular exercise, cognitive behavioral therapy, and patient education. A number of other commonly used FMS therapies, such as trigger point injections, have not been adequately evaluated.
    Methods
    The study employed a quasi-experimental method with the pre-posttest and follow-up design and with a control group. The study population was patients with fibromyalgia syndrome in Tehran.  The participants were 40 patients with fibromyalgia syndrome randomly assigned to experimental and control groups in equal numbers. The research instrument was the short-form SF-MPQ-2 and Conner, & Davidson’s resilience questionnaire.
    Results
    Repeated measure of variance analysis showed the proposed method had a significant effect on pain sensory, pain affective, total of pain, pain evaluative, pain miscellaneous and resilience.
    Conclusion
    The proposed method can be suggested as a viable treatment method.
    Keywords: Dialectical Behavior Therapy, Pain, Resilience, Fibromyalgia Syndrome.
  • Mehran Soleymani*, Ramin Rahimi, Samira Vakili Page 8
    Background & Objective
    This study investigated behavioral disorders which are problematic for children, family, and community. These include behaviors which are inappropriate regarding age group and can be severe, chronic or continuous ranging from hyperactive and aggressive to dissociated behaviors. Most of them occur due to a person's disability in proper analysis of self and problem situations, lack of problem-solving skills to resolve life issues effectively, inappropriate usage of non-cognitive and emotional capacities. According to researches, some features of emotional intelligence in people with behavioral disorders are deficient. Emotional intelligence as a kind of social intelligence indicates a person's ability to encounter and cope with psychological and social stressors. Emotional intelligence is of significant influence on one's life since it involves the capacity of flexibility, problem-solving, dealing with stress and impulses. In cognitive-behavioral approach, treatment is targeted toward providing an opportunity for new adaptive learning. So, this study aims to investigate the effectiveness of cognitive – behavioral therapy (CBT) on the improvement of emotional intelligence of students with behavioral disorders.
    Methods
    This is a quasi-experimental research with pretest-posttest design and control group. The statistical population was all high school male students with behavioral disorders in Uremia city. A sample of 30 students of 13-15 was selected by random availability sampling method. They distributed randomly in experimental and control group. The criteria of engagement were: 1. Diagnosis of behavioral disorders according to Rotter's children behavioral disorder test, clinical evaluation, and interview, 2. Absence of visual and hearing impairments and lack of abnormal IQ (according to health profiles of students based on initial assessment), 3. Age of 13-15. After conducting pretest, the experimental group participated in 10 sessions of 90 minutes of cognitive behavioral education. Then posttest was done for both groups. Furthermore, due to ethical considerations, the control group received the same educational interventions, after completing the study and conducting posttest. To evaluate behavioral disorders Rotter's children behavioral disorder test and to evaluate emotional intelligence, Schutte's self-report emotional intelligence test (SSEIT) was used as pretest-posttest. The results were analyzed by analysis of covariance method. The interventions in treatment sessions are as below: First: educating structure of courses, building a ladder of current problems and measuring them by behavior thermometer; Second: educating automatic thoughts, the influence of negative thoughts and recording them in thought bulb papers; Third: educating types of cognitive distortions, the task of identifying cognitive distortions related to negative automatic thoughts; Fourth: educating cognitive evaluation, challenging thoughts (gathering evidence), balanced thinking and recording; Fifth: training primary believes, their development, identifying and testing them by thought detector; Sixth: educating negative thoughts management using distraction techniques, positive self – talk, thoughtful pause, reduction of tape sound; Seventh: educating emotions and emotional self-awareness, and the relation of emotions with behaviors and thoughts and record their intensity with a feeling thermometer; Eighth: training emotional control by muscle relaxation, quick relaxation, breath control, relaxing imaging setting; Ninth: educating behavioral modifications using behavior analysis techniques, regular desensitization, encounter, and self – rewarding; Tenth: educating problems of action without thinking, the dominance of feelings, disability in problem-solving; and, training problem-solving skills, practicing skills through mental imagery, and modeling.
    Results
    The results indicated that there is a significant difference between experiment and control groups both in general emotional intelligence and some of its features including optimism, emotional regulation, psychological evaluation, social skills, and sensitive application (p<0.05).
    Conclusion
    According to research findings one may conclude that cognitive behavior treatment is effective on enhancing emotional intelligence and its features among the students with behavioral disorders.
    Keywords: Cognitive Behavior Treatment, Behavioral Disorders, Emotional Intelligence
  • Farideh Nargesi, Ali FathiAshtiani*, Iran Davodi, Emad Ashrafi Page 9
    Background & Objective
    Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) is one of the most common, debilitating, and most severe disorders. In the fifth edition of the Diagnostic and Statistical Manual of Psychiatric Disorders (DSM5) , this disorder is separated from other anxiety disorders and is one of several disorders that its prominent features Obsessive-compulsive recurring behaviors. Because of the diversity in the behavioral phenotypes of obsessive-compulsive disorder, the extraction of a psychological pattern of the disorder that explains its phenomenological characteristics is very difficult. The purpose of this study was to investigate the relationship between alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with obsessive-compulsive symptoms and the mediating role of difficulties in emotion regulation strategies.
    Methods
    A total of 445 students (269 girls and 160 boys) from the universities of Sanandaj participated in this research. Participants were asked to complete the Persian version the 20-Item Toronto Alexithymia Scale (TAS-20), the Anxiety Sensitivity Scale (ASI-R), the Distress Tolerance Questionnaire (DTS), Vancouver's obsessive-compulsive scale and the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). The reliability of the 20-Item Toronto Alexithymia Scale was verified in a 67 samples in two weeks with a 4-week period of 0.80.87% for general and sub-scales. The psychometric properties of anxiety sensitivity, internal consistency and validity scale were verified. The reliability of the Iranian sample was reported to be 0.93 and 0.95, based on two methods of internal consistency and Test-Retest. In the questionnaire of distress tolerance. Based on the data, the Cronbach's alpha coefficient of this questionnaire was 0.67 and the reliability coefficient was 0.81 for the total scale and 0.81 for tolerance, absorption, evaluation and adjustment subscales respectively 0.71, 0.69, 0.77, and 0.73. Correlation coefficient of Vancouver's obsessive-compulsive scales with Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale was 0.59 and with Maudsley's obsessive-compulsory questionnaire was 0.81. The reliability of Cronbach's alpha coefficient for Contamination was 0.85, the Obsessions 0.87, Hoarding 0.81, Just Right 76% and Indecisiveness 0.77 have been reported. The Difficulties in Emotion Regulation Scale has an internal consistency 0.93. Cronbach's alpha was 0.92 reported. SPSS18 and LaserL software were used to analyze the data.
    Results
    The results of correlation test showed that Alexithymia with anxiety sensitivity (R=0.55, P=0.01), difficulties in emotion regulation strategies (R=0.64, P=0.01) and compulsive obsessive symptoms (R=0.70, P=0.01) had a meaningful and significant relationship with distress tolerance (R=0.55, P=0.01). Also, anxiety sensitivity with difficulties in emotion regulation strategies (R=0.66, P=0.01) and compulsive obsessive compulsive symptoms (R=0.62, P=0.01) had a significant direct correlation with distress tolerance (R=0.68, P=0.01) has a significant negative relationship. There was a significant negative correlation between distress tolerance and difficulties in emotion regulation strategies (R=0.59, P=0.01) and compulsive obsessive symptoms (R=0.55, P=0.01). On the other hand, difficulties in emotion regulation strategies with compulsive obsessive-compulsive symptoms (R=0.66, P=0.01) have a significant positive relationship. Path analysis showed that difficulties in emotion regulation strategies did not play a significant mediating role on the relationship between alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with obsessive-compulsive symptoms.
    Conclusion
    Based on the findings of the present study, we can conclude that the direct correlation between emotional regulation, alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with compulsive obsessive-compulsive symptoms. Mediating role on the difficulties in emotion regulation did not see in the relationship between alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with symptoms Obsessive-compulsive mediation. Based on the findings of the present research findings, in the theoretical level confirms the relationship between emotional regulation, alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with compulsive obsessive-compulsive symptoms, and adds to the results of previous research. At the practical level, the emotional relationship regulation, alexithymia, anxiety sensitivity and distress tolerance with compulsive obsessive-compulsive symptoms, highlights the need to train the emotional self-regulation skills and increase emotional awareness in the general population as well as in the clinical community.
    Keywords: Alexithymia, Anxiety Sensitivity, Distress Tolerance, Obsessive-Compulsive Symptoms, the Difficulties in Emotion Regulation.
  • Sayed Mahmoud Mousavinejad, Gholamreza Sanagouye Moharer*, Asghar Zarban Page 10
    Background & Objective
    Diabetes mellitus is the most common chronic metabolic disease, which is characterized by abnormalities in the metabolism of carbohydrates, proteins and fats. The most common symptoms are glucose intolerance or increased blood glucose. For this reason, the person affects the short and long-term complications of diabetes. Diabetes is a side effect such as an increase in myocardial infarction, renal failure, blindness, amputation, and psychological problems, such as stress. There is a two-way relationship between stress and diabetes. Perceived stress is capable of activating the hypothalamic pituitary-adrenal axis (HPA). Increase or increase blood glucose levels. On the other hand, diabetes can also be a major source of stress in these patients. As the disease causes a lot of changes in the lifestyle of patients, they impose certain dietary supplements, require frequent medical tests, and patients should regularly inject insulin; all of these are difficult and stressful processes. Diabetics also have a sense of failure and disappointment because of conflict with disease and planning, and their emotional and social well-being is affected. This inadequate cause of exacerbation of emotional problems such as depression, anxiety, change in processes Cognitive skills such as rumination and reduced flexibility. In the end, because stress and cognitive flexibility play an important role in the emergence, prognosis, and treatment of diabetic patients, research is needed in this regard. On the other hand, interventions based on psychological education and psychological training, such as cognitive therapy based on mind-consciousness, are among the new behavioral approaches of the third wave, are of particular importance. Finally, a review of research findings in diabetic patients shows that few studies have been conducted on the relationship between cognitive stress and cognitive flexibility and diabetes in the country that are not sufficient and coherent, and the different dimensions of this issue have not been well addressed. The aim of this study was to determine the effectiveness of cognitive therapy based on mind-awareness on cognitive flexibility and perceived stress in type II diabetic patients.
    Methods
    This is a semi-experimental pre-test post-test with control group. In this research, cognitive therapy based on mind-consciousness as independent variables and cognitive flexibility and perceived stress are considered as dependent variables. Cognitive therapy based on Mindfulness was performed only on the experimental group and its effect on post-test scores of the subjects in the experimental group was compared to that of the control group. The statistical population of all patients with type 2 diabetes who referred to Birjand diabetes center during the second half of 1396 was 40 randomly selected diabetic patients (20 experimental group, 20 controls). They were randomly selected. The band was placed. The research tools included Denis and Vendoral Cognitive Flexibility Scale (2010), Levi Bond Stress Scale and Leviibond (1995), and eight 60-minute sessions of cognitive therapy based on Mindfulness of Siegal et al. (2018). For data analysis, SPSS software version 22 and descriptive statistics methods such as mean, standard deviation, and inferential statistics of single variable variance analysis were used at the significance level of 0.05.
    Results
    The results showed that the mean and standard deviation of the cognitive flexibility of the experimental group before the intervention was 94.05±11.66 and after the invasion was 106.76±12.30; the mean and standard deviation of the perceived stress scores of the experimental group before the invasion were equal after 42.48±7.7 and after the intervention was 65.33±10.68. Also, the effect size of the cognitive flexibility score was 0.41 (p<0.05), and the effect size of the perceived stress score was 0.179 (p<0.05).
    Conclusion
    The results showed that cognitive therapy based on mind-awareness is effective in increasing cognitive flexibility and reducing the perceived stress of type II diabetic patients; therefore, cognitive therapy education based on mind-awareness can be used as an effective method for improving the psychological status of this group of patients. Their treatment centers and their care centers. Also, considering the positive effect of cognitive-based cognitive therapy on increasing cognitive flexibility, it is suggested that therapists in the field of psychology and especially health psychologists use this treatment to improve the cognitive flexibility of diabetic patients.
    Keywords: Cognitive Therapy based on Mindfulness, Cognitive Flexibility, Perceived Stress, Type 2 Diabetes
  • Masoomeh Zahiri Soroori*, Farideh Samadi Bahrami, Zahra Zahiri Soroori Page 11
    Background and Objective
    The substance-dependent individuals encounter different psychological pressures including anxiety disorders. Studies have showed about forty percent of alcohol-dependent individuals have been diagnosed as one of the subtypes of the anxiety disorders during their life. Also, previous studies have showed cognitive-behavior therapy (CBT) is very effective in reducing substance use and relapses, coping with negative emotions and improving patients’ wellbeing. Given the effectiveness of CBT, the present study was conducted to investigate effectiveness of cognitive reconstruction as part of CBT in reducing the anxiety of the substance users. Based on cognitive reconstruction theory, the individual’s reactions to events are determined not by the features of the events but by the individual’s interpretation of them; in other words, how individual reacts to events of his/her life, depends on his/her special definition and interpretation of them.
    Methods
    The present study employed a two group pretest-posttest quasi-experimental design.  The Study population included all men who had referred to rehabilitation center of Malard. Convenience sampling was used to recruit 38 participants. The research instrument was Spielberger State-trait Anxiety Inventory (STAI). The reliability of the normalized version of the research instrument is reported to be 0.91 and for trait anxiety scale. The participants were assigned to experimental and control groups. Each group included 19 participants. Two weeks before beginning the treatment, the participants filled STAI as the baseline. Then, experimental group received cognitive reconstruction in shape of group therapy for nine sessions while the control group received no therapy. Finally, two weeks after the treatment, all the participants were asked to fill STAI as the post-test. Multivariate Analysis of Covariance (MANCOVA) was used to test the research hypotheses. 
    Results
    The results showed there is a significant difference between two groups in general anxiety as well as state anxiety and trait anxiety (p<0.01) in the post-test after removing preexisting differences through MANCOVA procedures.
    Conclusions
    It is concluded that that substance-dependent individuals are more anxious than non-dependent individuals: In addition, cognitive reconstruction therapy could result in reducing state and trait anxiety of the substance-dependent individuals. So cognitive reconstruction therapy (as a part of CBT) can help substance-dependent individuals to control and reduce their anxiety.
    Keywords: Cognitive-behavior therapy, cognitive reconstruction, trait anxiety, state anxiety, substance users, drug-dependent individuals, anxiety control.
  • Manijeh Zarei Mahmoodabadi, Fariba Yadegari* Page 12
    Background & Objective
    Proper nutrition is essential for the survival of newborn babies and child growth. Now-a-days with regard to the advancement of medical care, we encounter a growing number of at risk babies and correspondingly a growing number of children with swallowing and feeding disorders. Swallowing evaluation   process has a long history. Typically, it is administered via imaging techniques. What makes this assessment method inadequate is that it cannot catch important environmental and behavioral factors affecting children during feeding. Specifying the safety of swallowing in children is not sufficient enough; oral sensory-motor skills and beyond it the parent-child relationship should also be considered. Behavioral scales of swallowing and eating assessment enable us to make much more observations needed for comprehensive assessments. Obviously, if we are to achieve effective treatment strategies in this area, the first step could be a comprehensive assessment of swallowing and eating in children. The present study aimed at finding validating an appropriate oral motor assessment scale of children.
    Methods
    Searching the various databases, we found systematic reviews in the field of non-instrumental evaluation of eating and swallowing in children. Among the measures introduced in these reviews, we chose the Schedule for Oral-Motor Assessment (SOMA) developed by Reilly et al (1995), which in our belief captured important factors such as being observational, encompassing all areas of swallowing and eating, covering a clear scoring system and having a cut-off point. The scale was translated into Persian according to the protocol of World Health Organization. Then a panel of experts including 5 speech and language pathologists holding a Ph.D. or speech therapy doctoral students compared the original text and the translated version and tried to resolve the drawbacks and ambiguities of the Persian scale items. The provided text was back translated into English. This version was compared to the original scale by the authors and revealed to be conceptually the same. Just a slight editing was done on the Persian scale according to the back translated scale. This pre-final version was then pre-tested on 10 dysphagic children. Observational intricacies were drawn from this pilot study, also some minor editions was done according to the findings. Finally, the scale was sent to 10 qualified speech and language pathologists in the area of swallowing for examining the applicability of the scale items.
    Results
    The Persian version of the schedule for oral-motor assessment with 65 items became ready for reliability assessment. All items proved to be assessable according to reviewers' opinions. Kendall's w test was calculated to evaluate the inter-rater reliability and revealed that the assessment results of ten experts did not differ (p=0.238, Kendall's w=0.112).
    Conclusion
    Regarding the implementation of the schedule for oral-motor assessment, it is noteworthy that this measure is quite executable in the clinical setting. The other point is that items of this scale are based solely on observation; evaluation and assessment should be done online i.e. the items should be scored while observing the eating behaviors. Sometimes it is needed that the child be exposed to an especial food texture such as biscuit (which has more items than other tissues) more than one time, to complete the assessment.
    Keywords: Oral motor assessment, children, dysphagia
  • Massoume Hosseini Kia, Shole Amiri*, Mohammad Ali Nadi, Gholamreza Manshaee Page 13
    Background and Objective
    Adolescence is the period between childhood and adulthood. Adolescents are threatened by high risk behaviors more than children or adults. Aggression is an effective deterrent factor on adolescents’ health. Researchers have found aggression predicts the adaptability of social and psychological difficulties. Psychologists believe that aggression disorder is the source of many behavioral and psychological difficulties in adolescents and quality of person’s life can be affected by regression. Achieving social skills are considered as a major contributor to social development, social relation formation, and social adaptability even mental health protection. On the other hand, recently, Acceptance and Commitment Training (ACT) is a therapeutic model that reduces aggressive signs in many non-adaptability behaviors. Furthermore, this treatment reduces the experimental avoiding and increases the psychological flexibility. Thus, the aim of this research was to compare the effect of social skills training and acceptance and commitment training on aggression signs in adolescents.
    Methods
    This study employed a two group pretest-posttest quasi-experimental design. The study population consisted of all female adolescents studying at Noshahr in the year of 2016. For this study, 75 adolescents with aggression signs were selected by random sampling and were randomly assigned to experimental and control groups (25 people in the experimental group based on social skills training, 25 people in the experimental group based on acceptance and commitment training and 25 people in the control group).  The research instrument was Buss-Perry Aggression Questionnaire (BPAQ) which was completed at the beginning of sessions, end of sessions and after 3 months (follow-up level) by the participants.  The training courses were 10 sessions for each of two experimental groups, while the control group did not receive any training.  Repeated Measures Analysis of Variance (ANOVA) and post hoc tests were used to test the research hypotheses. Also the significant level for hypothesis test was considered 0.05.
    Results
    Repeated Measures Analysis of Variance (ANOVA) findings showed that there is a significant difference between the control and training groups (p<0.001). No significant difference was found between the two experimental groups, namely, social skills training and acceptance/commitment.
    Conclusion
    Both social skills training and acceptance and commitment training reduce aggression signs in adolescents so these two treatment models help adolescents avoid non-adaptability and improve the individual, family and academic performance of adolescents suffering from aggression. Also this ability is transferrable to a variety of social situations.
    Keywords: Acceptance, commitment training, social skills, aggression, adolescents
  • Somayeh Rajabpour*, Masoud Gholamali Lavasani, Gholamali Afrouz Page 14
    Objective
    Birth weight is a major indicator of infant health. Infants with low birth weight face high risk of disability and a number of other medical and psychological problems more than infants with normal weight birth. Given the importance and the role of low birth weight in the mortality and morbidity of neonates and the costs of care, the aim of this research was to investigate the role of biological - environmental characteristics of pregnant mothers on Birth weight.
    Methods
    The study employed a Causal-comparative design. The study population consisted of all mothers who gave birth in Quechan-Iran from October 2015 to September 2016. The sample consisted of 70 infants, who were selected by convenience sampling from population.  Criteria for participation in this study was to give birth to infants born alive with birth weigh less than 2500 gram and exclusion criteria was incomplete questionnaires by mothers. The data was gathered by a questionnaire. A number of statistical procedures including ANOVA and Chi square tests were used to test the research hypotheses.
    Results
    Finding of Fisher test showed that history of abortions during pregnancy had significant difference on weight of birth in infants (P>0.001 ), The weight of infants with mothers who had not history of abortions during pregnancy were more than weight of infants whose mothers had history of abortions during pregnancy. Finding of Chi square test showed that history of high blood pressure during pregnancy had significant difference on weight of birth in infants (P>0.001). On the other hand, The weight of infants with mothers who had not a history of high blood pressure during pregnancy were more than weight of infants whose mothers had history of high blood pressure during pregnancy. The results of chi square test showed that history of trauma during pregnancy had significant effect on birth weight (P>0.001). The weight of infants with mothers who had not a history of trauma during pregnancy were more than weight of infants whose mothers had  a history of trauma during pregnancy.
    Conclusion
    The results showed factors associated between low birth weights were history of high blood pressure and a history of trauma during pregnancy. Thus, the etiology and identification of biological factors associated with low birth weight is recommended.
    Keywords: Low birth weight, biological - environmental traits, pregnant mothers
  • Azam GolestaniFard*, Sedigheh Rezaee Dehnavi Page 15
    Background & Objective
    Social or performance situations where the individual is exposed to possible scrutiny from others (American Psychiatric Association, 2013). It is recognized as a prevalent, complex, and disabling disorder that, if left untreated, is unremitting. Adolescents with SAD show impairments in academic performance and general mental health. These difficulties are often compounded by a high degree of comorbidity with other mental disorders. Negative outcomes of this disorder are higher and more pervasive in adolescents than in children and adults. Given the high prevalence and impairment associated with this disorder, a number of psychotherapies have been attempted to improve the understanding and treatment of SAD. ACT is part of the third wave of cognitive behavioral therapy (CBT), and focuses on the context and function of the psychological phenomena which has evolved from experimental work regarding the influence of language on behavior and is, in part, informed by Relational Frame Theory. ACT is a trans-diagnostic therapeutic approach that conceptualizes psychological suffering as primarily a function of attempts to avoid unwanted private experiences (experiential avoidance) and /or contingent reduction in personally-meaningful pursuits. ACT aims to reduce experiential avoidance (in the service of increasing values-consistent behavior) by fostering psychological flexibility – “the ability to contact the present moment more fully as a conscious human being, and to change or persist in behavior when doing so serves valued ends”. Within ACT, psychological flexibility is conceptualized as a product of six distinct but interrelated sub-processes: acceptance; diffusion; self as context; present moment awareness; values,   committed action. Consistent with ACT theory, psychological flexibility has been found to mediate important therapeutic outcomes, with higher levels of psychological flexibility being associated with lower levels of psychological distress and improved quality of life. Several studies had found that individuals with social anxiety disorder had lower level of flexibility and more experimental avoidance. It seems that interventions for increasing psychological flexibility may resulted in reducing social avoidance and improve in social anxiety signs. Thus, the purpose of this study was to investigate the effect of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on social anxiety of female high school students in Kashan city.
    Methods
    This quasi-experimental research was conducted with pre-posttest design with control groups. The population consisted of all female students with a diagnosis of social anxiety who received counseling from the psychological services centers in schools, Convenience sampling was used to recruit 30 students with social anxiety Disorder. The participants were randomly divided to an experimental and control group. All patients were assessed by Jerabek social anxiety scale at pre and posttest. The experimental group received 8 sessions of Acceptance and Commitment Therapy (ACT).
    Results
    Analysis of covariance at posttest stage, showed a significant improvement in the variable in the experimental group (p<0.05).
    Conclusion
    According to the findings Acceptance and Commitment Therapy (ACT) is an effective method for reducing signs os social anxiety in female high school students with social anxiety disorder.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy (ACT), social anxiety disorder, female students.
  • Fatemeh Sadat Jafari*, Ahmad Abedi, Fatemeh Kargar, Zahra Mohamadi, Salar Faramarzi Page 16
    Background & Objective
    Approximately 5-6% of school-aged children suffer from developmental coordination disorder (DCD), which is a neuromotor disability in which a child’s motor coordination difficulties significantly interfere with activities of daily living or academic achievement. These children typically have difficulty with fine and/or gross motor skills, with motor performance that is usually slower, less accurate, and more variable than that of their peers. The types of difficulties children with DCD experience have been well-documented. Self-care challenges include difficulty with dressing, managing buttons and zippers, tying shoelaces, using a knife and fork, and toileting. Difficulty with school related tasks can negatively impact academic achievement, e.g., copying, drawing, painting, printing, handwriting, using scissors, organizing, and finishing work on time. Physical education can also be affected, as children with DCD have trouble throwing, catching, or kicking a ball, running, skipping, and playing sports. Despite average or above intelligence, children with DCD have poorer school outcomes than peers. Beyond the motor domain, children with DCD can experience significant secondary emotional and mental health concerns, e.g., low self-worth and self-esteem, high rates of anxiety and depression and emotional/ behavioral disorders. Thus, DCD has far-reaching effects in multiple domains “with considerable consequences in daily life”. DCD often co-occurs with other developmental disorders, most commonly attention deficit hyperactivity disorder (ADHD). Up to 50% of children with DCD have been shown also to meet criteria for ADHD. Attention is a set of excellent cognitive and meta-cognitive abilities that contribute to daily living or academic achievement. Lack of attention in children with DCD affects performance. A variety of different treatment approaches for DCD exist. Perceptual – motor activities is one of approaches for the treatment of DCD. Since that games can increases the attention of children with DCD, the aim of this study was to investigate the effectiveness of cognitive movement games on the extent of attention (selective attention, sustained attention, divided attention and shifting attention) of children with coordination disorder.
    Methods
    The study employed a pretest-posttest control group quasi-experimental design. The population consisted of all first-grade girls with DCD in Isfahan in the 2013-2014 school year. In order to conduct this study 30 children with developmental coordination disorder were recruited through to a multi-stage random sampling. The participants were randomly assigned to experimental and control groups in equal numbers. The research instruments were Conner’s questionnaires and DCD Q questionnaires. Finally, the experimental group received 16 sessions of Perceptual motor games-based intervention. Analysis of Covariance (ANOCVA) was used to test the research hypotheses.
    Results
    The results showed that early interventions based games perceptual – motor is effect on Amount of attention (selective attention, sustained attention, divided attention, shifting attention) in children with developmental coordination disorder (p>0.01).
    Conclusion
    Considering the importance of the role of attention in the learning and educational achievement of children, especially children with developmental coordination disorder, it is desirable that the diagnosis and intervention take place as soon as possible and the interactions of perceptual motion games indirectly accompanied by joy and attractiveness he does.
    Keywords: Developmental Coordination Disorder (DCD), Perceptual motor games, Attention deficit
  • Mahdieh Sarhaddi, Shahriar Dargahi* Page 17
    Background & Objective
    Expanding opportunities and enhancing the quality of life of children and young adults with disabilities and their families is a challenging task. An increasing number of parents are refusing to enroll their children at special schools. Due to the necessity of personal and marital life and the importance of improving the lives, families with children with special needs, this study examines the effect of acceptance and commitment therapy on caregiver burden and marital stress of mothers of children with special needs.
    Methods
    The study employed a two group pre-test post quasi-experimental design. The study population consisted of all married women in Zahedan with a least one child with special needs. Convenience sampling was used to recruit 30 participants. The participants were randomly assigned to experiment and control groups in equal numbers. The research instruments were Family Burden Interview Schedule (FBIS) and Marital Stress Scale (MSS). The experiment group received Acceptance and Commitment Therapy in ten sessions each lasing 45 minutes. Multivariate Analysis of Covariance (MANCOVA) was used to test the research hypotheses.
    Results
    The results showed that a significant impact of acceptance and commitment therapy training (P<0.05) on marital stress and caregiver burden.  Also, the effect size and power strength were 0.68 and 0.95 for caregiver stress scores and 0.77 and 0.93 for marital stress scores, respectively, which show that the effect of treatment based on acceptance and commitment on the amount maternal stress and marital stress have been remarkable and strong.
    Conclusion
    Marital stress and psychological stress can result from the lack of acceptance, consciousness or non- commitment and avoidance of conflict and insincerity. So group training therapy based on acceptance and commitment may improve the lives of families with special needs.
    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, Caregiver Burden, Marital Stress, Children with Special Needs.
  • Ehsan Garavand*, Muhammad Ali Aslankhani, Alireza Farsi Page 18
    Background & Objective
    Intellectual disability refers to a degree of general intelligence activity that is significantly and substantially less than the average population, which is associated with deficits in adaptive behavior. Roughly 1–3% of individuals worldwide are characterized as such. Children with intellectual disabilities (ID) exhibit numerous impairments in different domains of functioning. Alongside impairments in cognitive, social and adaptive behaviour, they also report lower levels of physical fitness at all stages of life. Furthermore, numerous researchers have reported lower performance on standard fitness tests for the assessment of strength, endurance, flexibility and motor coordination, cardiovascular endurance in persons with ID. Individuals with intellectual disability often have problems with balance and strength.
    Methods
    The study employed a two group pre-test post quasi-experimental design. The study population consisted of Children with intellectual disability in Khorramabad-Iran. Convenience sampling was used to recruit 24 participants. The participants were randomly assigned to two experiment and one control groups in equal numbers. The research instruments were a demographic questionnaire and Ulrich test (TGMD-2). Family Burden Interview Schedule (FBIS) and Marital Stress Scale (MSS). The Experimental groups received 10 weeks of training. Shapiro Wilks test was used to test the research hypotheses.
    Results
    The results showed that both experimental groups in locomotor skills were significant better than control group. And there was not any statistical difference between two experimental groups (p<0.001).
    Conclusion
    Selected motor program and Spark programs can improve fundamental skills of children with Intellectual Disability.
    Keywords: Spark Motor Program, Fundamental Skills, Locomotor Skills, Intellectual Disability.
  • Mohammad Esmaeil Ebrahimi, Narges Zamani*, Mojtaba Ansari Shahidi Page 19
    Background & Objective
    Each person has a certain tolerance to stress in certain times and conditions. When that exceeds the person's power, it will inevitably lead to mental and emotional disturbances. One of the stresses that causes a lot of stress is the stress of a disabled child, which can have long-term effects, and puts the family's underlying foundations at serious risk. Women are exposed to two large groups of stress, that is, stress due to biological identity and stress arising from professional responsibilities. Reproductive activity is the basis of women's stress syndrome and the other source of stress in women is the professional and home-based responsibilities including taking care of the elderly, children and children with special needs in this category. Therefore, mothers of children with special needs experience more stress than mothers of normal children. Increasing the level of parental stress affects parents' ability to care for children, which has negative consequences for the child. Therefore, the purpose of the research was to assess the relationship between distress tolerance, helplessness and fundamental recognition in the scheme of mothers of children with mental disorders and mothers of children with physical disabilities.
    Methods
    This study was descriptive and of comparative type. The study population consisted of mothers of children with mental disorders and mothers of children with disabilities and mental disabilities under the auspices of welfare rehabilitation centers and clinics. The sample consisted of 124 participants (62 mothers with mental disorders and 62 mothers with disabilities and mental disabilities) who were selected by random sampling. The criteria for entry into the study were: Having a psychiatric disorder in children with mental disorders, ages 19 to 45, congenital disabilities in disabled children, having at least one healthy child in the family. Exit criteria included: divorced families, families with only one child, family with more than one child with mental and physical disorders. The research instruments were the CERQ-P questionnaire and emotional schema questionnaire (ESSP). Multivariate analysis of variance (MANOVA) was used to analyze the data. To implement the ethical interventions in this study, the ethical codes proposed by the Iranian-American Psychological Association (2003) and the organization of the system of psychology and counseling of the Islamic Republic of Iran (2006) were considered.
    Results
    In order to compare the two groups of participants in cognitive emotion regulation strategies, multivariate analysis of variance (MANOVA) was used first. The result of the Mbox test showed that the covariance matrix of the dependent variables in the groups is identical and multivariate analysis of variance can be used. The results of the multivariate test of Wilkes' landlord were significant (p=0.001). The significance of this test shows that there is a significant difference between cognitive emotion regulation strategies between the two groups, but this does not indicate which groups differ in which strategies. For this purpose, one-way analysis of variance was used. The results showed that in the strategies of cognitive regulation, blame, disaster, blame and evaluation, the average scores of mothers of children with mental disorders are more than those of mothers of disabled children. On the other hand, in the compromise strategy, unrealized rumination and positive re-focus, re-focus on planning, positive re-evaluation mothers of children with mental disorders  got higher scores (p=0.001).
    Conclusion
    Mothers of children with mental disorders and disabled children often use such maladaptive strategies as cognitive emotion regulation strategies and emotional schemas in order to manage emotions, which can put them at risk of mental problems and conflicts.
    Keywords: Emotion, Mental Disorders, Endurance Distress, Helplessness, Disability
  • Mahdi Najafian Razavi, Meysam Rezaei*, Mahdi Namazi Zadeh, Abdollah Ghasemi Page 20
    Background & Objective
    In many developed and modern countries, every year obesity has imposed costs and expense to the countries health system and inconvenience and difficulties for people; in modern societies, these concerns are not limited to specific age, social level or races. According to statistics by the World Health Organization (WHO), about 10% of 5 17-year-old school children are overweight, and 3% of them are obese. In the US, this number is roughly 33% (10% obese) and, in Europe, it is 20% (4% obese). Nowadays, obesity in children is considered one of the most critical health problems that European countries are dealing with, mostly in Italy, Greece, and Spain. Based on literature obesity in childhood has caused the most damage to southern European countries. Moreover based on a report from Asian and Middle East countries, the issue of being overweight and obese turned out to be a global problem so that, in the past years, a massive increase in the number of overweight children population has been reported. Iran, as a fast developing country confronting the increasing phenomenon of urban living and industrialization, the prevalence of obesity among children has increasingly been raised more than the expected percentage in recent years. The percentage has increased by population growing old. As such, prevailing rate of 17% epidemic of overweight and obesity at the beginning of primary school has made Iran correspondent with the big cities in Europe. Among the reasons of rapid overweight growth is the nutrient transition that Iran experienced from the 1990s onward and then it confronted an increased amount of received energy and decreased physical activity, leading to overweight during recent years. In a study in one of the Iran’s city by Tilaki et al., in 2011, the amount of overweight and obesity epidemic among 7 12 year old children was reported, respectively, as 12.3% and 5.8% and, in another survey done at female primary school in Tehran, this amounts were reported, respectively, as 13.2% and 7.7%. Obesity and overweight have many effects on children movement patterns, so the purpose of this study was the effect of obesity on the gait patterns kinematics factors in children.
    Methods
    The purpose of this article was to study the effect of obesity on the gait patterns kinematics factors in children. For this reason, 20 students’ boys’ age 7-9 chose based on weight –age percentile diagram from between 90 voluntaries and were classified in two normal and overweight groups. All the children were healthy and had no physical abnormality. The children’s gait was normal.  The SEKA instrument was used for evaluation weight and height and 3D motion analysis was used for measuring gait parameters such as walking speed, stride length, stride width, single support phase duration, double support and swing phase duration. A t-test was used run for data analysis. SPSS 19 was used for statistical analysis and significance was defined as p<0.05.
    Results
    Based on the findings of this study, with continued overloud on children’s movement system, there is no significant difference between parameters of gait such as stride length (0.075), stride width (0.325), and walking speed (0.978), while there was a significant difference in swing phase (0.004), double support (0.036) and single support (0.003) phases duration, between normal and overweight children groups.
    Conclusion
    The result of the present study showed that overweight and obesity affects some of the spatiotemporal parameters in children’s gait which can cause changes in obese children gait pattern. On other hands, attention to children walking pattern, specifically the obese children, can produce more information and awareness about gait characteristics in obese children and also, it can help to solve movement problem to prevent of probability injury and next malformation. For this reason, we recommend spending more attention to obesity and overweight in children; this attention can avoid expenditure society and help to have a healthy community in the future.
    Keywords: 3D motion analysis, children, gait, overweight.
  • Ghorban Hemati Alamdarloo*, Haniye Mohammad Esmmaeelbeygi, Mohammad Raof Anjomshoaa Page 21
    Background & Objective
    Students with specific learning disorder are students who have normal IQ but have difficulty in learning some skills such as speech, reading, spelling, writing, arithmetic, visual perception, auditory perception, visual sequence memory and hearing sequence memory. Children with specific learning disorders may have problems in one or more of the following: speech and language problems, difficulty in written, reading and arithmetic. An average of about 4 percent of school-age children have specific learning disorder. In general we can say on the one hand students with specific learning disorder, have poor metacognitive skills , which in turn are negatively affected the educational progress of the students. On the other hand metacognitive skills can be taught and the family has a decisive role in teaching them. Family communication patterns have an effect on metacognitive skills of children. For this reason the aim of present study was to predict the metacognitive skills (planning, rehearsal, control and monitoring, evaluation and organization) of students with specific learning disorders based on family communication patterns.
    Methods
    The study employed a descriptive correlational design. The population of this research included the whole students with specific learning disorder in Shiraz-Iran during school year 2016-2017.  A total of 83 students with specific learning disorder were selected by convenience sampling. The Koerner and Fitzpatrick's family communication patterns questionnaire was administered to assess the family communication patterns and Hooman, Salehi, Kooshki and Arjmand's metacognitive skills questionnaire was administered to assess the metacognitive skills. Pearson correlation and simultaneous multiple regression analysis were applied to analyze the data.
    Results
    The results showed that there was significant and negative correlation between conversation orientation and planning skills (p<0.05). Also there was significant and positive correlation between conversation orientation and rehearsal skills, control skills, and monitoring and evaluation skills (p<0.01). Moreover, it was found that the orientation of conformity only have positive and significant correlation with organizational skills (p<0.01). Also, rehearsal skills, control skills, and monitoring and evaluation skills were shown to be predicted significantly and positively through conversation orientation (p<0.001), but planning was predicted significantly and negatively through conversation orientation (p<0.01). It was also found that conformity orientation is only able to predict organize skills significantly and positively (p<0.001). In addition, the results showed that the conversation orientation cannot predict organizational skills and conformity orientation cannot predict planning skills, control skills, and monitoring and evaluation skills. In terms of conformity was determined only organize skills was predicted positively and significantly based on conformity (p<0.01).
    Conclusion
    According to the findings it can be concluded that the families of students with specific learning disorder have to provide free opportunities for their children with specific learning disorder and solve their problems and conflicts by conversation in many ways. And in a few cases through conformity orientation they can manage their children with specific learning disorder. In general, the findings of this study indicate that family communication patterns can predict metacognitive skills of students with specific learning disabilities.
    Keywords: Family communication patterns, Meta-cognitive skills, Students, Specific learning disorders.
  • Mehrnaz Azadyekta* Page 22
    Background & Objective
    Today, Mental Health is one of the main criteria for evaluating the health of a society and undoubtedly plays a significant role in the progress and effectiveness of it with this background, the aim of this study was to examine the role of religious orientation and hardiness with mental health among students.
    Methods
    In order to evaluate the research hypotheses, 365 students of Islamic Azad University of Islamshahr Branch through the cluster random sampling were selected. Means of data collection were questionnaires of Hardiness, mental health and religious orientation questionnaire. For data analysis, methods of the Pearson correlation coefficient and stepwise multiple linear regression were used.
    Results
    The results showed there is a significant relation between internal religion orientation and mental health of students (P<0.001). There is a relation between hardiness and mental health (P<0.001). Religious orientation, and hardiness are considered as important factors in predicting students' mental health, respectively. Regression coefficient results showed that as a total these two variables predict 24% of changes in mental health. Peripheral outcomes of the study showed there is a significant difference among married and single students in terms of mental health, so that the mental health level of single students is higher than married students (P<0.001). There is a significant difference between mental health of male and female students so that the mental health level of boys is higher than girls (P<0.001).
    Conclusion
    Religious orientation, and hardiness can considered as important variables in predicting students' mental health.
    Keywords: Religious orientation, hardiness, mental health, students.
  • Parisa Foroutan Bagha, Javad Kavousian*, Hasan Pasha Sharifi Page 23
    Background & Objective
    Self-Handicapping and lack of academic engagement correlate with procrastination and are among the problems of learners with academic failure, causing negative and unrepairable consequences for these students. Self-handicapping concept indicates that learners justify their educational failures using some strategies and by this means they obscure the relationship between educational performance and personal attributes. Also, self-handicapping leads to a reduction of emotional well-being, self-esteem, and mental motivation and even the increase in negative mood syndrome and more use of toxic drugs. The self-handicapping individuals’ strategies for overcoming educational problems focus on ignoring the situation and the negative self-concentration. Studies have revealed that the self-handicapped people have a weaker educational performance compared with ordinary people. On the other hand, educational procrastination correlates with instructional duties and has been defined as an unreasonable delay in doing educational assignments that should be done in due time. These individuals skip their educational activities for procrastination and respond to immediately required duties about their education. This causes many problems that sometimes are irreparable. The remedy for procrastination, educational self-handicapping, low educational achievement, high levels of boredom, reluctance and high educational failure is engaging students in educational activities. Academic engagement opposes procrastination and lack of participation that rely on the absence of efforts and perseverance and shows itself in the form of indifference, lack of creativity and effort, and quitting the activity, signifying negative emotions such as debilitative emotions (like fatigue, sadness, and melancholy), frustration, anger, and stress feelings (like anxiety) during the activity. According to those above empirical and theoretical bases, academic procrastination has a close and directional relationship with self-handicapping and a negative relationship with an academic engagement at the same time. However, these previous studies have focused on the reduction of procrastination and have paid less attention to other related factors such as self-handicapping and academic engagement. Most of these studies have been done on high school students, and fewer and probably less effective studies have been carried out on the university students. Moreover, the relationship between academic procrastination and self-handicapping has been explored through correlational rather than cause-and-effect the studies. Accordingly, the current research has attempted to examine the efficiency of a training package for procrastination reduction on university students’ self-handicapping and academic engagement, and it differs from previous studies in its sample, method, and purposes. This study tries to scrutinize this que